حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٦٠
البته ملاك و معيار تشخيص دين حق از باطل را مىتوان از دو منظر متفاوت يعنى درون دينى و بيرون دينى جستجو كرد. اما در اينجا به ادلهاى كه شهيد متفكر بدان اشاراتى داشته است، بسنده مىكنيم[١]:
١. حكم عقل به انتخاب دين كامل و برتر
گفتيم كه عقل بعد از احساس ضرورت و وحدت دين الهى به انتخاب دين بدون فحص از حقانيت و برترى آن نسبت به اديان ديگر، اكتفا نمىكند. بل دنبال معيار مىگردد. يكى از اين ملاكها ارزيابى و سنجش اديان موجود از نظر جامعيت و مطابقت با نيازهاى فطرى انسان است كه در اينجا به مقايسه دو دين بزرگ جهان كه مدعى حقانيت نيز هستند، يعنى اسلام و مسيحيت، مىپردازيم:
١- جهانبينى اسلام بر اصل توحيد استوار است و جهان بينى مسيحيت بر نثليث (متى ٢٨: ١٩- يوحنا ٥: ٢٠- اول قرنتيان ٨: ٦).
٢- وحى منزّل بودن قرآن كريم، دستنويس و تحريف انجيل.
٣- اشتمال قرآن بر مضامين عالى و انواع اعجاز؛ و اشتمال كتاب مقدس بر آموزههاى ناسازگار با عقل مانند تجسم خدا و گناه فطرى و مسأله فديه (يوحنا ١٦: ٧، يوحنا ٤: ٢٦، يوحنا ١٤: ١٦، روميان ٣: ٢٠ و ٢٤، روميان ٥: ١٢).
٤- داعيه جهانى بودن اسلام و نسخ اديان پيشين، اعلام موقتى بودن تورات و انجيل و بشارت به ظهور پيامبر پسين (يوحنا ١٦: ٧، كتاب هوشيح نبى ٩: ٥- ١٠).
٥- عدالت و ظلمستيزى اسلام؛ توصيه به ستمپذيرى از اشخاص و حكومت در انجيل (متى ٥: ٣٨، متى ٢٢: ٢١، متى ٢: ١٧، لوقا ٢٠: ٢٥، متى ٢٢: ١٨، مرقس ١٢: ١٥).
٦- و بالاخره وجود قوانين و احكام اجتماعى، اقتصادى، حقوقى، جزايى در اسلام، منطبق با نيازهاى فطرى بشرى مثل اصل شورا، قداست شغل، حرمت
[١] - اقتباس از مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى، ص ٢٠٩ تا ص ٢٣٢( وحى و نبوت).