حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٥
درآمدجداانگارى دين و سياست
پيامبران سكولار
تئورى تفكيك دين از سياست و حكومت، امروزه در آيين مسيحيت و غرب يك آموزه مسلّم و پذيرفته شده تلقى مىشود و خود روحانيون مسيحيت و كليسا نيز بر آن صحّه گذاشتهاند كه داستان بازگويى علل و ريشههاى آن مجال ديگرى مىطلبد[١]. نكته بحثانگيز بازخوانى آن توسط استعمار در اسلام است كه متأسفانه تئورى فوق از سوى بعضى روشنفكران مسلمان پذيرفته شده و به تبليغ و بعضا به دينى انگاشتن آن همت گماشتند.
استاد دراينباره مىنويسد:
ما با اين نغمه كه اسلام خوب است، اما به شرط اينكه محدود به مساجد و معابد باشد و به اجتماع كارى نداشته باشد، در حدود نيم قرن است كه آشنائيم، اين نغمه از ماوراى كشورهاى اسلامى بلند شده و در همه كشورهاى اسلامى تبليغ شده است.[٢] استاد در جاى ديگر مسيحيان عرب (لبنان) را از پيامبران ديگر سكولار در
[١] - ر. ك: نگارنده، سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، بخش اول.
[٢] - نظام حقوق زن در اسلام، ص ٨٨. استاد در كتاب« پيرامون جمهورى اسلامى»، ص ٧٥، تعبير به سياستبازان عالم مىكنند.