حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٣٣
صلحطلب باش. پس اين آيات نيز نشان مىدهد كه اسلام روحش روح صلح است[١].
آيات ذيل نيز به صلح و مدارا با مخالفان دلالت مىكند:
فان تولّوا فخذوهم و اقتلوهم حيث وجدتموهم و لا تتّخذوا منهم وليّا و لا نصيرا الا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق او جاووكم حصرت صدورهم ان يقاتلوكم او يقاتلوا قومهم فان اعتزلوكم فلم يقاتلوكم و القوا اليكم السّلم فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا[٢].
آيه مزبور دستور قتال با منافقان را صادر مىكند، اما يادآور مىشود كه اعتبار اين حكم موقوف به فقدان صلح و وجود جنگ است.
يكى ديگر از مقيّدها، آياتى است كه اعطاى «جزيه» توسط اهل كتاب را پايان جنگ مىدند كه دراينباره بحث خواهد شد.
١. ٥. رفع فتنه: پنجمين و آخرين مقيّدى كه استاد براى آيات جهاد ابتدايى ذكر مىكند، آيه معروف «رفع فتنه از عالم» است:
و قاتلوهم حتّى لا تكون فتنة و يكون الدّين للّه[٣].
اين آيه هر چند در نظر مردم بر تجويز جهاد به صورت مطلق (تا رفع فتنه از عالم) دلالت مىكند اما تأمل در معناى «فتنه» خلاف آن را مىرساند. استاد مقصود از فتنه را فريب و نيرنگ مخالفان اسلام ذكر مىكند كه مىخواستند با راهكارهاى گوناگون، موجبات ضعف ايمان مسلمانان و در نتيجه، خروج آنان از آيين اسلام را فراهم آورند. معناى آيه اين است كه در صورت شيطنت نكردن مخالفان، جهاد متوقف خواهد شد.
ايشان در تبيين آيه مزبور مىگويند:
با آنها بجنگيد تا فتنه از ميان برود، مقصود از فتنه چيست؟ يعنى آنها كه مىآيند، تفتين مىكنند شما را و مىخواهند مسلمانان را از دين خودشان
[١] - ر. ك: جهاد، ص ٣٧.
[٢] - ر. ك: سوره نساء، آيه ٨٩ و ٩٠.
[٣] - ر. ك: سوره بقره، آيه ١٩٣.