حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٣٠
استاد با استناد به آيه مزبور، دفاع از مظلومان را قيد ديگر جهاد ابتدايى ذكر مىكنند:
ممكن است طرف با ما نخواهد بجنگد، ولى مرتكب يك ظلم فاحش نسبت به يك عده افراد انسانها شده است و ما قدرت داريم آن انسانهاى ديگر را كه تحت تجاوز قرار گرفتهاند نجات دهيم. اگر نجات ندهيم در واقع، به ظلم اين ظالم نسبت به آن مظلوم كمك كردهايم ... بله، اين هم جايز است، بلكه واجب است؛ اين هم يك امر ابتدايى نيست[١].
اصل مورد نظر امروزه پذيرفته شده است و ازاينرو، شوراى امنيت سازمان ملل و يا كشورهاى قدرتمند مانند آمريكا و ناتو، دست به حملات نظامى عليه بعضى كشورها مانند پاناما، كويت، عراق و يوگسلاوى مىزنند و توجيه خود را دفاع از مردم آن كشورها اعلام مىكنند.
اما در اينجا، نكته ظريف و بسيار مهم در تفسير و انطباق حقوق انسان وجود دارد و آن پرسشى است كه استاد چنين مطرح مىكنند:
آيا توحيد اصل لا اله الا اللّه، جزو حقوق انسانيت است يا جزو حقوق انسانيت نيست؟ ممكن است كسى اينجور نظر بدهد و بگويد: توحيد جزو حقوق انسانيت نيست، جزو مسائل شخصى افراد و يا حداكثر، جزو مسائل قومى ملتهاست؛ يعنى: بنده ممكن است موحّد باشم- اختيار دوم، مىخواهم موحّد باشم، مىخواهم مشرك- وقتى موحّد شدم كسى حق ندارد مزاحم من بشود؛ چون حق شخصى من است، ولى اگر آن ديگرى مشرك شد، باز هم حق شخصى خودش است ... يك نظر ديگر اين است كه توحيد هم مثل آزادى جزو حقوق انسانى است[٢].
استاد مطهرى برخلاف، عالمان غربى و برخى از روشنفكران مسلمان[٣]، بر اين باورند كه توحيد در شمار حقوق مسلم انسانى است، رهيافت مبناى مزبور تجويز جهاد به منظور زمينهسازى براى توحيد و ايمان كفّار و مشركان است و
[١] - جهاد، ص ٢٩ و ٢٢.
[٢] - جهاد، ص ٤٥- ٤٦.
[٣] - ر. ك: محمد مجتهد شبسترى، مجله كيان، ش ٤٥، صفحههاى ١٨ و ١٩.