حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١١٦
بدعت ايجاد مىكنند[١].
در اين حديث، پيامبر اسلام تلط بر بندگان خدا و سلب آزادىها و لجام كشيدن (يكى از معانى خول) توسط حكومتها را محكوم و از صفات مذموم امويان ذكر مىكند.
آزادى بيان
اما درباره حق آزادىهاى عقيدتى، سياسى و احزاب و مخالفان، ايشان معتقد به آن است و آن را يكى از افتخارات اسلام ذكر مىكند، استاد در تشريح آن به اظهار عقيده منكران خدا پيش پيامبر و برخورد احترامآميز مسلمانان با آنها اشاره مىكند كه همين شيوه و سنت حسنه در حكومت امام على و در عصر ساير امامان ادامه داشت كه تاريخ برخى از مباحثات امامان با ملحدان و اهل كتاب را ضبط نموده است.
اعطاى آزادىهاى اجتماعى و سياسى به خوارج توسط حضرت على عليه السّلام نمونه اعلى دموكراسى را كه در جهان كم نظير يا بىنظير است؛ به تصوير مىكشد.
خوارج آزادانه عقايدشان را ابراز مىكردند و چهبسا در مسجد كوفه (مركز خلافت على عليه السّلام) وى را تكفير مىكردند. امير المؤمنين با خوارج در منتهى درجه آزادى و دموكراسى رفتار كرد. هر گونه اقدام سياسى و حكومتى برايش مقدور بود، اما او زندانشان نكرد و شلاقشان نزد. و حتى سهميه آنان را از بيت المال قعط نكرد. با آنها هم چون ساير افراد رفتار مىكرد[٢].
آزادى بيان عامل رشد اسلام و انقلاب
استاد درباره آزادى بيان، قلم و فكر در نظام اسلامى مىگويد:
[١] - ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، شرح خطبه ١٢٨؛ و نيز: گفتارهاى معنوى، ص ١٨ و ١٩؛ مجموعه آثار، ج ٢، ص ١٢٦.
[٢] - جاذبه و دافعه، ص ١٤٣.