حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٠٧
فصل نهم: حقوق مردم در حكومت اسلامى
پيشتر بيان شد كه حكومتهايى كه در مغرب زمين به نام دين يا با اتكاى به آن حكومت كردند، نوعا سر از استبداد درآورده و حقوق مردم را به بهانههاى مختلف ناديده انگاشتند.
اما آيين مقدس اسلام اهتمام و عنايت خاصى به حقوق مردم در مقابل حكومت داشته است، و چهارده سده پيش مردم خود را- كه مردمى قبيلهاى و به دور از تمدن و دموكراسى بودند- صاحب حقوق متعدد اجتماعى و سياسى و طبيعى برشمرده و حاكمان را ملزم به رعايت آن نمود.
اينجا به تبيين برخى از اين حقوق از منظر فيلسوف متكلم شهيد مىپردازيم:
١. حاكم، وكيل و امين مردم
شهيد سعيد با اختصاص يك فصل از كتاب نفيس «سيرى در نهج البلاغه» به حقوق مردم در مقابل حاكم، تحت عنوان «اعتراف به حقوق مردم»، ابتدا به تبيين نوع رابطه حاكم، و مردم در فلسفههاى مختلف مىپردازد.
رابطه اول، رابطه «مالك و مملوك»، «ذيحق و مكلف»، «چوپان و گوسفند» است. بنابراين تئورى، مردم در برابر حاكم برده و مملوك او هستند، و اصلا