حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٠٤
دارد كه عين آن در اصول كافى هم هست- به او مىفرمايد: مالك! تو بايد به گونهاى حكومت بكنى كه مردم تو را به معناى واقعى تأمين كننده امنيت شان و نگهدار هستى و مالشان و دوست عزيز خودشان بدانند.
و درباره تأمين امنيت قضايى براى تمامى طبقات خصوصا قشر آسيبپذير و ضعيف مىگويد:
امير المؤمنين مىفرمايد كه من اين جمله را غير مرّة يعنى نه خيال كنى كه يك بار، بلكه مكرر از پيغمبر شنيدم كه:
لن تقدس امة لا يؤخذ للضعيف فيها حقه من القوى غير متتعتع[١].
پيغمبر فرمود: امتى (كلمه امت مساوى است با آنچه امروز به آن «جامعه» مىگوييم)، جامعهاى به مقام قداست به مقامى كه قابل تقديس و تمجيد باشد كه بشود گفت اينجامعه، جامعه انسانى است، نمىرسد، مگر آن وقت كه وضع به اين منوال باشد كه ضعيف حقش را از قوى بگيرد بدون لكنت كلمه.
وقتى ضعيف در مقابل قوى مىايستد لكنتى در بيانش وجود نداشته باشد، اين شامل دو مطلب است: يكى اينكه مردم بهطور كلى روحيه ضعف و زبونى را از خود دور كنند و در مقابل قوى هر اندازه قوى باشد، شجاعانه بايستند، لكنت به زبانشان نيفتد، ترس نداشته باشند- كه ترس از جنود ابليس است-
و ديگر اينكه اصلا نظامات اجتماعى بايد طورى باشد كه در مقابل قانون قوى و ضعيفى وجود نداشته باشد[٢].
علامه شهيد در جاى ديگر، دفاع از حقوق مظلوم و از بين بردن فاصله طبقاتى را هدف حكومت على عليه السّلام ذكر مىكند:
على عليه السّلام از آن جهت خلافت را به عهده گرفت كه جامعه به ظالم و مظلوم و مرفه و محروم تقسيم شده بود[٣].
[١] - نهج البلاغه، نامه ٥٣، شماره ٦٣.
[٢] - پيرامون جمهورى اسلامى، ص ٨٢.
[٣] - پيرامون انقلاب اسلامى، ص ٩١.