در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٨ - سوم مناقشه در دلايل قايلان به كفر ابوطالب
هنگامى كه مرگ ابوطالب نزديك شد، رسول خدا (ص) به كنار بسترش آمد. در آن جا ابوجهل و عبدالله بن ابى اميّه بن مغيره را ديد. رو به عمويش كرد و فرمود: اى عمو! بگو: لا إله الا الله تا با آن در پيشگاه خدا براى تو محاجه كنم.
ابوجهل و عبدالله بن ابى اميّه گفتند: آيا مىخواهى او را از آيين عبدالمطّلب خارج كنى؟ همين طور رسول خدا (ص) دعوت خود را به او عرضه مىكرد و همان سخنان را تكرار مى كرد تا اين كه ابوطالب در آخرين سخنانش گفت: بر آيين عبدالمطّلب هستم و از اين كه بگويد: لا إله الا الله خوددارى ورزيد.
رسول خدا (ص) فرود: به خدا قسم! براى تو طلب استغفار مىكنم مادامى كه از آن نهى نشدهام. پس از آن نازل شد:
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ.
«پيامبر و كسانى كه ايمان آوردهاند حق ندارند كه براى مشركان طلب استغفار كنند.»
و در مورد ابوطالب نازل شد:
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء.
«تو نمىتوانى هر كس را كه دوست دارى، هدايت كنى و لكن خداوند هر كس را كه بخواهد هدايت مىكند».[١]
[١] - صحيح بخارى: ٦/ ١٨.