در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٦ - روش دوم
«وقتى پيامبر (ص) خواست حرف بزند، ابولهب به او اعتراض كرد. در اين حال ابوطالب گفت: ساكت باش اى اعور (يك چشم نابينا)! تو را چه به اين حرفها؟ سپس فرمود: هيچ كس حق ندارد از اين مجلس برخيزد، پس همگى نشستند و آنگاه به پيامبر اكرم (ص) عرض كرد: اى آقاى من! برخيز و آنچه را كه دوست مىدارى بگو و رسالت خداى خودت را ابلاغ كن كه تو صادق و مورد تصديق هستى».[١]
روش دوّم
در عين حالى كه ابوطالب از جايگاه و موقعيّت خويش جهت حمايت از پيامبراكرم (ص) و اسلام استفاده مىكرد و گفتگوهاى خود را با قريش ادامه مىداد، از سوى ديگر، فرزندانش: طالب، عقيل، جعفر و على (ع) را تشويق و تحريض مىكرد كه همواره كنار رسول خدا (ص) باشند و از او محافظت نمايند و از آيين او پيروى كنند. حتّى روزى از على (ع) كه اوّلين مردى بود كه اسلام آورده بود، سؤال كرد:
«اين چه دينى است كه آن را پذيرفتهاى؟».
عرض كرد:
[١] - لسان العرب: ٤/ ٦١٦، النهايه، ابن اثير: ٣/ ٣١٩.