در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٨ - فصل اول رياست ابوطالب در اعماق تاريخ
اميّه با حماقت و سبكسرى جواب داد:
«من چيزى جز حقيقت نگفتهام».
بزرگ قريش تبسّمى كرد و گفت:
«شرافت و بزرگى من، شرافت تو است و اگر بخواهى آن را خدشهدار كنى، عزيز نمىشوى».
يك بار اميّه با هاشم بر سر مسابقه شترسوارى شرط گذاشت به اين ترتيب كه هر كس ببازد، پنجاه شتر قربانى كند و ده سال مكّه را ترك كند. او گمان مىكرد كه با اين كار، از دست هاشم خلاص مىشود و خودش رياست را برعهده مىگيرد. آنان كاهن خزاعى، جدّ عمرو بن حمق را ميان خويش حكَم قرار دادند كه نتيجه به نفع هاشم تمام شد و اميّه در مقابل سيّد قريش، شكست خورد.
پس از اتمام مسابقه، هاشم شتر را نحر كرد و گوشت آن را بين حاضران تقسيم كرد و اميّه به شام رفت و ده سال در آن جا اقامتگزيد.[١]
اميّه خودش به تنهايى نمىتوانست كه با هاشم هماوردى كند بلكه از حمايت بنى عبدشمس برخوردار بود. او فردى زناكار بود. يك بار متعرّض زنى از بنىزهره شده بود. مردى از بنىزهره او را به اين علّت
[١] - النزاع و التخاصم: ٤١، باب فى اصل المفاخرة بين بنى هاشم و بنى اميّه، شرح حال هاشم.