در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٢ - اول موضع رسول خدا(ص)
گذاشتند و آن را به دوش گرفته بودند تا براى دفن ببرند، رسول خدا (ص) آمد. او خطاب به عمويش فرمود: چه خوب صله رحم كردى اى عمو! خداوند به تو جزاى خير بدهد؛ مرا در كودكى محافظت و پرستارى كردى و در بزرگى، حمايت و پشتيبانى نمودى.
سپس جنازه را تا كنار قبر همراهى كرد. در بالاى قبر، ابوطالب را مخاطب قرار داد و فرمود: به خدا قسم! براى تو طلب استغفار مىكنم و آن چنان تو را شفاعت مىكنم كه جن و انس متعجّب شوند.[١]
شيخ مفيد در حاشيه اين حديث گفته است:
در اين حديث، دو دليل بر ايمان ابوطالب وجود دارد:
اوّل: در اين حديث رسول خدا (ص) به على (ع) دستور مىدهد كه ابوطالب را غسل و كفن كند، در حالى كه فرزندان ديگرش مثل عقيل و طالب حاضر بودهاند، امّا اميرالمؤمنين به خدا و رسول ايمان آورده بود و طالب و عقيل بعدها ايمان آوردند؛ از اين رو، پيامبر (ص)، على (ع) را مأمور غسل و كفن مىكند و او را سزاوارتر براى به عهده گرفتن اين كار مىداند، در حالى كه اگر ابوطالب- چنان كه ناصبى
[١] - شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد: ١٤/ ٧٦، كتاب ٩ من كتاب له( ع) الى معاويه؛ تاريخ خطيب بغدادى: ١٣/ ١٩٨؛ تاريخ ابن كثير: ٣/ ١٢٥؛ تذكره الخواص: ٦؛ الاصابه: ٤/ ١٦؛ شرح الشواهد، مفتى: ١٣٦؛ تاريخ يعقوبى: ١/ ٣٥٥؛ طبقات ابن سعد: ١/ ٢٠٦؛ الخصائص الكبرى: ١/ ٨٧.