در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٢٠ - نقد و نظرهايى درباره روايت سعيد بن مسيب
عمر گفت: اى پسر مسيّب! آيا هر بار كه به مسجد مىآيم، بايد بيايم و تو را باخبر سازم؟
سعيد گفت: دوست ندارم كه تو را ناراحت كنم. از پدرت شنيدم كه مىگفت: من در پيشگاه خداوند چنان مقامى دارم كه براى بنى عبدالمطّلب از آنچه بر روى زمين است، با ارزشتر است.
عمر گفت: من از پدرم شنيدم كه مىگفت: هيچ گاه كلمه حكمتى در قلب منافق نمى ماند مگر آن كه پيش از مرگش به آن نطق مى نمايد.
سعيد گفت: يابن رسول الله! برادر زادهام! آيا مرا منافق قلمداد مىكنى؟
گفت: اين همان چيزى است كه مىگويم و از آن جا رفت.
واقدى نقل كرده است كه: سعيد بن مسيّب از كنار جنازه امام سجّاد (ع) گذشت، امّا بر آن نماز نخواند. به او گفته شد: آيا بر اين مرد صالح كه از اهلبيت صالحان است، نماز نمىخوانى؟ جواب داد: دو ركعت نماز مستحبّى براى من بهتر از نماز ميّت خواندن بر يك مرد صالح است.