پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣ - حاصل تحقیق
بنابراین نظریه مهدی به عنوان کسی که منتظر ولادت او باشیم شمرده نمی شود. مهدی خبری نیست که منتظر پیدا شدن مصداق آن باشیم، بلکه واقعیتی بر پا و ایستاده است که منتظر فعالیت و تأثیر گذاری آنیم; او انسان معینی است که با گوشت و خون در میان ما زندگی می کند، ما را می بیند و او را می بینیم وی با همه آرزوها و دردهای ما زیسته و در خوشی ها و ناخوشی ها با ما شریک است; وی شکنجه شکنجه شدگان بیچارگی بیچارگان و ستم ستمگران را که سطح زمین از آن مالامال شده است دیده و از دست آن ها از دور و نزدیک می سوزد، و با آه جانسوز، منتظر لحظه ای است که در آن بتواند دست یاری به سوی هر مظلوم و محروم و بیچاره ای دراز کرده، ریشه ستمگران را قطع نماید.
اما برای این رهبر الهی این گونه مقدر شده است که علیرغم زندگی در کنار مردم و انتظار لحظه موعود، خود را بر آنان آشکار ننموده هویت و وجود خود را از دیگران پنهان نماید.
روشن است که نظریه اسلامی مهدویت با چنین خصوصیاتی، شکاف میان همه ستمدیدگان جهان و منجی منتظر را کم و کوتاه کرده علیرغم طول انتظار، آگاهی مردم را پلی کوتاه میان آنان و منجی منتظر قرار دهد.
و هنگامی که از ما خواسته می شود تا به حضرت مهدی(علیه السلام)به عنوان انسانی زنده و مشخص که فعلا همچون ما زندگی می کند و چنان که ما انتظار می کشیم انتظار می کشد، ایمان بیاوریم در واقع این فکر به ما القا می شود که هر ظلم و ستمی را به نحو مطلق طرد نماییم; چرا که مهدی(علیه السلام)نیز کسی است که تجسم عینی یک رهبری است که ظلم و ستم را طرد می کند وی کسی است که در هنگام ظهور - چنان که در حدیث شریف آمده است - بیعت هیچ ظالمی را بر گردن ندارد و ایمان به او در واقع ایمان به همین ستم ستیزی زنده استوار و همراهی با آن است»[١].
بخش سوم : مهدی موعود(علیه السلام) و غیبتش در قرآن کریم
[١] بحث الحول المهدی/ ١٢ - ١٤.