پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٢ - بارزترین نشانه های ظهور
شیخ مفید(رحمه الله)می فرمایند: «روایاتی در دست است که نشانه های قیام مهدی(علیه السلام)و رویدادهایی را که پیش از آن به وقوع خواهد پیوست بیان نموده است. از جمله آن علایم است:
قیام سفیانی;
قتل حسنی;
اختلاف بنی عباس در حکومت دنیا;
خورشید گرفتگی غیر طبیعی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی غیر طبیعی در در پایان ماه رمضان;
بروز حادثه «خسف» در بیداء[١]. ودر مغرب و مشرق;
بی حرکت شدن خورشید از هنگام ظهر تا عصر و طلوع آن از غرب;
کشته شدن نفس زکیّه با هفتاد نفر از یارانش در کوفه;
سر بریدن مردی هاشمی بین رکن و مقام (در مسجد الحرام);
ویران شدن حصار کوفه;
روی آوردن پرچم های سیاه از خراسان;
قیام یمانی، ظهور شخصی مغربی در مصر و گرفتن شامات توسط او;
پیاده شدن ترکان در جزیره;
پیاده شدن رومیان در رمله;
طلوع ستاره پرنوری در مشرق که همچون ماه می درخشد و بعد به گونه ای انحنا پیدا می کند که دو سر آن به هم می رسند;
پیدا شدن سرخی در آسمان که در سرتاسر افق های آن گسترده می شود;
آتشی که به صورت طولی در شرق آشکار می شود و سه یا هفت روز در آسمان باقی می ماند;
لجام گسیخته شدن عرب و خروج آن ها از سلطه عجم و گرفته شدن شهرهای عجم به دست آن ها;
کشته شدن امیر مصر به دست مصریان;
ویران شدن شام و اختلاف سه پرچم در آن;
داخل شدن سپاهیان قیس و عرب به مصر و سپاهیان کِنده به خراسان;
وارد شدن سوارانی از جانب مغرب تا آنجا که به حصار حیره می رسند و روی آوردن پرچم های سیاه از جانب شرق به سمت آن;
طغیان رود فرات به گونه ای که آب آن کوچه های کوفه را فرامی گیرد;
پیدا شدن شصت دروغگو که همه مدّعی پیامبری هستند;
قیام دوازده نفر از آل ابی طالب که همه برای خود مدعی امامت هستند;
سوزاندن مردی جلیل القدر از شیعه بنی عباس در مکانی بین جلولا و خانقین;
پل بستن در مدینة السلام به سوی کرخ و برخاستن بادی سیاه در آن شهر در ابتدای روز و وقوع زلزله ای که بیشتر شهر را فرو می برد;
ترسی که مردم عراق را فرا می گیرد و فراگیر شدن مرگ در عراق و کاهش در جان ها، اموال و میوجات;
پیدا شدن ملخ در وقت یا در غیر وقت به گونه ای که زراعت و غلات را از بین می برند;
کم شدن محصول کشاورزی مردم;
درگیر شدن دو گروه از عجم که منجر به خونریزی بسیاری در میان آنان می شود.
خارج شدن بردگان از اطاعت مالکان و کشته شدن مالکان به دست آن ها;
[١] خسف به این معنی است که زمین مردم رادر خود فرو برد) گفته شده که سپاهیان سفیانی در بیداء که بین مکه و مدینه در نزدیکی ذوالحُلَیفه است به خسف مبتلا می شوند.