پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٨ - هدایتگر از جانب خداوند منصوب می شود
من در میان شما دو چیز گرانبها به جا می گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم، اگر به این دو تمسک جویید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند، از آنان پیشی نگرفته و از آنان باز نمانید که در هردو صورت هلاک خواهید شد و هیچگاه سعی نکنید به آنان چیزی بیاموزید چرا که آنان از شما داناترند[١].
الفاظ دیگری هم که سایر حفاظ اهل سنّت در کتاب های خود آورده اند از نظر لفظی با این روایاتی که ذکر کردیم نزدیک هستند و در همه آن ها حدیث با لفظ «کتاب الله و اهل بیتی»، آمده است و این لفظ متواتر است به همین جهت چند روایت تحریف شده که در آن ها به جای عبارت «عترتی اهل بیتی»، کلمه «سنّتی» آمده است، اعتباری ندارد. اهداف این تحریف بسیار روشن بوده و اصرار بر ترویج این روایت تحریف شده کاملا به مصالح سیاسی امویان و عباسیان ارتباط پیدا می کند، اضافه به این مطلب، این که این لفظ تحریف شده هرگز در منابع معتبر اهل سنّت روایت نشده است[٢]، و در این صورت خوش بینانه ترین اظهار نظری که می توان درباره این روایت تحریف شده داشت این است که این روایت از روایات آحاد و ضعیف می باشد که به هیچ وجه مفید علم نبوده و قابل عمل هم نیست به خصوص در مسائل مهم عقیدتی که مضمون این حدیث از آن ها بحث می کند.
حتی اگر این روایت را با این لفظ تحریف شده، صحیح فرض کنیم چنان که ابن حجر در صواعق این ادعا را کرده است باز هم نمی تواند با آن لفظ متواتر معارضه نماید و نقصی بر دلالت عقیدتی مهم آن روایات وارد نماید، بلکه جمع بین این دو روایت ممکن است و خود تأکید بیشتری برای این حقیقت است که سنّت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)همواره در نزد پیشوایان از عترت آن بزرگوار می باشد; چرا که آنان دانشمندان و دانایان کتاب و سنّت پیامبر هستند، چنان که ابن حجر به این مطلب اشاره کرده است آنجا که می گوید:
«... در احادیثی که تنها به ذکر کتاب خدا بسنده شده است مراد همان کتاب خدا و سنّت من می باشد; چرا که سنّت بیانگر قرآن است و با ذکر سنّت از ذکر هر دو بی نیاز شده است حاصل این است که ترغیب پیغمبر بر سه چیز استوار شده است بر کتاب خدا، سنّت و دانایان به کتاب و سنّت از اهل بیت پیامبر، و از مجموع این امور استفاده می شود که هر سه این امور تا روز قیامت باقی خواهند ماند»[٣].
دلالت های این حدیث بر وجود امام(علیه السلام)
[١] الصواعق المحرقة/ ١٥٠، فصل اول ، آیات وارد در رابطه با اهل بیت.
[٢] ر.ک رسالة الثقلین/ ١٨ چاپ دارالتبلیغ الاسلامیه در مصر، همچنین تحقیق سید محمد تقی حکیم در رابطه با اعتبار این روایت در فصل سنّت از کتاب الاصول العامه للفقه المقارن ضمن بحث از دلالات حدیث ثقلین.
[٣] الصواعق المحرقة/ ١٥٠.