پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧ - تفکر بشری و غیبت مهدی(علیه السلام)
انتشار اصل این نظریه در تمام دین های آسمانی کاشف از زمینه مشترک اعتقادی است که وحی الهی در همه این ادیان به وجود آورده و تجربیات پیامبران الهی(علیهم السلام)آن را پشتیبانی نموده است، چرا که در سیره پیامبران الهی غیبت های متعددی یافت می شود، مانند غیبت و بازگشت ابراهیم خلیل(علیه السلام)یا غیبت موسی از میان بنی اسرائیل و بازگشت او پس از چندین سال که در مَدیَن به سر می برد، همچنین غیبت حضرت عیسی(علیه السلام)و بازگشت او در آخرالزمان که آیات کریم نیز آن را تأیید نموده همه مسلمانان با استناد به ورود این موضوع در احادیث شریف نبوی، بر آن اتفاق نظر دارند یا غیبت پیامبر خدا الیاس که اهل سنت به آن معتقد هستند و مفتی حرمین شریفین گنجی
شافعی در باب بیست و پنجم از کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان»
به آن تصریح نموده است. وی همچنین به ایمان اهل سنت به غیبت
حضرت خضر(علیه السلام)تصریح نموده و این که غیبت او تا زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) در آخرالزمان استمرار می یابد و وی وزیر آن حضرت خواهدبود.[١]
فراگیری نظریه غیبت مصلح جهانی در ادیان سابقه می تواند اشاره ای به وجود تصریحات آسمانی درباره همین مطلب باشد، چنان که این مطلب را در نمونه نبوت که در سِفر رؤیا از کتاب مقدس ذکر شده است خواهیم دید که محقق سنّی سعید ایوب آن را مطابق با اعتقادات شیعه، بر حضرت مهدی(علیه السلام)تطبیق داده است.
اما اختلاف در تشخیص هویت مصلح غایب از خَلط میان روایاتی که از غیبت بعضی از پیامبران(علیهم السلام) خبر داده و روایاتی که از غیبت مصلح جهانی صحبت به میان می آورند ایجاد شده و انگیزه های متعددی در این قضیه نقش داشته که در آینده به آن ها اشاره خواهیم کرد.
اختلاف در تشخیص هویت منجی جهانی
از مجموع بحث های گذشته نتیجه می گیریم که اجماع (اتفاق نظر) بر حتمی بودن روز موعود در همه دین های آسمانی وجود داشته است. علامه پژوهشگر حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) در مقدمه جلد سیزدهم کتاب احقاق الحق آورده است: «باید دانست که همه امت ها، مذهب ها و دین ها - به استثنای تعداد اندکی از آنان - بر آمدن یک مصلح آسمانی الهی و ملکوتی اتفاق نظر دارند تا وی آنچه در جهان فاسد شده اصلاح نماید و آنچه از ظلم و فساد در زمین دیده می شود برطرف نموده، هر آنچه در ظلمت ظلم و بیداد پوشیده شده است به نور عدالت خود آشکار نماید، نهایتاً در این که او چه کسی است اختلاف کرده اند; مانند کسانی که او را «عُزَیر» یا «مسیح» یا «ابراهیم خلیل»(علیهم السلام)می دانند و یا در میان مسلمانان، کسانی که او را از نسل حضرت امام حسن یا از نسل حضرت امام حسین(علیهما السلام)می دانند.
حال که دانستیم دین ها، فرقه ها و مذاهبِ منشعب از آن ها به رغم اتفاق نظر بر حتمی بودن غیبت، ظهور و بازگشت مصلح جهانی، در تعیین شخص او اختلاف کرده اند باید دید سرّ این اختلاف در چیست؟
به نظر می رسد که بروز این اختلاف به دو عامل باز می گردد:
[١] البیان فی اخبار صاحب الزمان/ ١٤٩ - ١٥٠.