پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٨ - سیره مالی
از روایات استفاده می شود که از جمله سیره جهادی آن حضرت پاکسازی جبهه داخلی; یعنی جبهه جهان اسلام از جریانات منحرف و محارب است که پیش از نبرد با قوای خارجی آغاز می شود، آن حضرت شورش سفیانی را نابود می کند و نفوذ بتریّه و متأوّله نادان و نواصب گمراه کننده معاند را از بین می برد[١]و برای همین منظور قبل از این که برای جنگ با یهودیان روم و قتل دجال و فتح کل زمین اقدامی انجام بدهد، آتش بس موقت با روم برقرار می کند. و قبل از این که به پاکسازی جبهه داخلی بپردازد به تنظیم صفوف سپاه خود پرداخته، فرماندهان لایق نظامی را تعیین کرده برای هرکدام پرچم خاصی معین می نماید. ناراحتی ها و سستی ها را از یاران خود رانده، دل هایشان را قوی و سرشار از ایمان به حق می گرداند[٢]; حقی که در راه آن مبارزه می کنند و نیز آنان را مورد آزمایش قرار داده خوب و بدشان را از هم متمایز می نماید[٣]، تا برای انجام مأموریت اصلاحی بزرگش دارای سپاهی عقیدتی، قوی و منسجم باشد که دارای استعداد و لیاقت نظامی مطلوب و روحیه قوی لازم نیز باشند.
سیره مالی
حضرت مهدی موعود - عجّل الله فرجه - ساز و کار «مساوات در پرداخت» را دوباره احیا می نماید[٤]; سیستمی که در زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله)مورد استفاده قرار داشته و پس از آن حضرت تغییر و تبدیل یافته با ساخت معیارهای جدید رفته رفته نظام اختلاف طبقاتی جای آن را گرفت و اگرچه وصی پیامبر حضرت علی(علیه السلام)در هنگام به دست گرفتن خلافت و پس از آن حضرت فرزندش حضرت امام حسن(علیه السلام)در چند ماه خلافت کوتاه خود سعی در عمل به نظام پرداخت یکسان نمودند. اما پس از شهادت این دو بزرگوار این ساز و کار به کلی از میان رفت و بنی امیه آغاز به تصرف در اموال مسلمانان کرده آن را ملک خود دانسته و پرداخت آن را به افراد وابسته به مصالح سیاسی خود نمودند. آنان پرداخت بیت المال به افراد را از حالت عطای شرعی به صورت رشوه و پولی در آوردند که به جهت جلب افراد برای یاری آن ها در راه باطل و یا به عنوان حق السکوت به افراد پرداخت می گردید تا لب از بیان حقیقت فروبندند.
اما مهدی منتظر(علیه السلام)بیت المال را بدون هیچ امتیاز و تبعیضی به صورت مساوی میان مسلمانان تقسیم می کند و همه در برخورداری از نعمت های الهی و خدماتی که از اموال عمومی ناشی می شود یکسان هستند تا بدین وسیله یکی از ابعاد عدالت محمدی را که مکلف به برقرار کردن آن است پیاده کند. احادیث شریف تصریح می کنند که آن حضرت حالت «اقطاع» (املاک را به تیول کسی دادن) را از میان می برد. در روایت می خوانیم: چون قائم ما قیام کند برنامه واگذار کردن زمین های حکومتی به افراد از میان می رود و تیولی وجود نخواهد داشت.[٥]مراد از این کار واگذاری زمین های کشاورزی، سایر ثروت ها و منافع ملی است که معمولا حاکمان، آن ها را به نزدیکان خود می دهند. این پدیده پس از وفات رسول خدا خصوصاً در زمان خلیفه سوم و به خصوص در زمان حکومت بنی امیه رواج یافت.
[١] ارشاد ٢ / ٣٨٤ و به نقل از آن، بحار الانوار ٥٢ / ٣٨٦ و به نقل از آن، اثبات الهداة ٣ / ٥٤٤ .
[٢] اثبات الهداة/ ٧١ .
[٣] کافی ٨ / ١٦٧، کمال الدین/ ٦٧٢.
[٤] مسند احمد ٣ / ٣٧، ملاحم ابن منادی/ ٤٢، میزان الاعتدال ٣/ ٩٧.
[٥] حمیری، قرب الاسناد/ ٣٩.