پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٤ - حراست از اسلام ناب و تقویت فرایند اجتهاد
اخبار و روایاتی که با همین مضمون وارد شده و بر این معنی دلالت دارند بی شمارند و مقتضای همه آن روایات این است که امام زمان(علیه السلام)در زمان غیبت، از باب لطف به مؤمنان مسائل باطل را ردّ نموده و مردم را به سوی حق هدایت می نماید. و این که این کار با اسباب و عوامل پنهان انجام می شود. که حدیث استفاده از خورشید پشت ابر نیز به همین مسأله اشعار دارد زیرا بدیهی است که استفاده از اسباب و عوامل آشکار در زمان غیبت منتفی است و اگر در بعضی از این روایات آمده است که آن حضرت در زمان غیبت حق را آشکار می نماید، منافاتی با مخفی بودن اسباب و عوامل این کار ندارد...»[١].
تقویت فقها در عصر غیبت
چنان که پیشتر در هنگام بحث از سازمان نیابت و سفارت از امام زمان در زمان غیبت صغری اشاره نمودیم چنین سازمانی حکم زمینه سازی برای ارجاع امت در زمان غیبت کبری به فقیهان عادل به عنوان نمایندگان امام زمان(علیه السلام)را داشت; تا آنان به عنوان یک نهاد رهبری ظاهر و پیدا از حضرت مهدی(علیه السلام)نیابت نمایند. آن حضرت در توقیعی که به اسحاق به یعقوب فرستاده است، امت را به مراجعه به این فقیهان فرمان دادند:
«وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا، فإنهم حجتی علیکم وأنا حجة الله علیهم»;
در رویدادهایی که برای جامعه پیش می آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید. چرا که آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم.
ائمه اطهار(علیهم السلام)از قبل، به نقش مهم علما در زمان غیبت کبری اشاره کرده بودند مثلاً از حضرت امام هادی(علیه السلام)روایت شده است که فرمود:
«لولا من یبقی بعد غیبة قائمکم (علیه السلام) من العلماء الداعین إلیه والدالّین علیه ، والذابّین عن دینه بحجج الله ، والمنقذین لضعفاء عباد الله من شباک إبلیس ومردته ، ومن فخاخ النواصب ، لما بقی أحد إلاّ ارتدّ عن دین الله ، ولکنهم الذین یمسکون أزمّة قلوب ضعفاء شیعتنا کما یمسک صاحب السفینة سکّانها، اُولئک هم الأفضلون عند اللهعزوجل»;
اگر بعد از غیبت قائم شما(علیه السلام)دانشمندانی نبودند که مردم را به سوی او دعوت نموده، به سوی او راهنمایی کرده، با حجج و براهین خداوند از دین او دفاع نموده، بندگان ضعیف خداوند را از دام شیطان و پیروان گردنکش او نجات داده، آنان را از دام های نواصب برهانند، هر آینه کسی باقی نمی ماند مگر این که از دین خدا مرتدّ می شد، اما آنانند که همچون ناخدایی که سکّان کشتی را در دست می گیرد زمام دل های شیعیان ضعیف را در دست دارند. آنان کسانی هستند که در نزد خدا از برترین افراد می باشند[٢].
[١] مفاتیح الاصول/ ٤٩٦ - ٤٩٧، باب اجماع.
[٢] احتجاج ٢ / ٢٦٠.