مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ١٤٢ - نكته اول اسلام دين جهانى جاويدانه
نمىكند و در اثر تحولات زندگى، تحول نمى يابد. علت آن هم اين است كه عبادت يك نوع رابطه بين انسان و خدا است كه يك نوع رابطه روحى و معنوى است و تحت تأثير گذشت زمان قرار نمى گيرد و با دگرگونيهاى شيوه زندگى، دگرگونى پيدا نمى كند و اين رابطه انسان با طبيعت است كه يك رابطه مادى بوده و تحت تأثير طبيعت قرار مىگيرد و در هر قرن و عصرى با تحولات طبيعت، متحول مى شود.
نقش اجتناب از محرمات، به معناى پيراستگى و آراستگى سلوك و رفتار انسان، ميانهروى، استقامت و انسانيت است؛ زيرا همه محرمات الهى، عبارت است از يك سلسله اعمال رذيلانه و پست مانند دروغ، غيبت، خوردن مال مردم، آزار مردم، ستم، تجاوز بر جان، عرض و مال ديگرى، زنا، لواط و ساير فحشا و منكرات. ترديدى نيست كه اين نوع اعمال كه همگى يك نوع رذيلت و فحشا محسوب مى شود، انسان را به حضيضى حيوانيت سقوط مى دهد. در حالى كه انسان بهترين مخلوقات خداوند است و به او نعمتى داده شده كه با هيچ قيمتى معادلات نمى كند و آن نعمت «عقل» است كه انسان به وسيله آن مى تواند خوبى و زشتى اعمال را درك كند و اين كه ظلم و تجاوز بر جان، عرضى، مال و حقوق مردم قبيح است. همچنين ترديدى نيست در اين كه توهين به فردى و آزار او با زبان و سخن، از نگاه عقل يك عمل قبيح است؛ زيرا