مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٦٩ - اجازه درمان به پزشك
جراحى احتياج دارد، ولى ولى او به دلايل غير منطقى اجازه عمليات جراحى را نمى دهد؛ مانند عدم قناعت به داكتر جراح يا به شفاخانه و يا عدم ضرورت به عمليات جراحى براساس برداشت شخصى خود او، با اين كه او در مسائل پزشكى تخصص يا اطلاع لازم را ندارد. آيا در چنين حالتى گرفتن اجازه از ولى مريض براى انجام عمليات، ساقط مى گردد؟
جواب:
هرگاه مريضى در حالت خطرناك قرار داشته و براى نجات جانش به عمليات جراحى نياز داشته باشد، بر داكتران است كه براى نجات او به عمليات جراحى بپردازند و احتياج به اذن ولى امر مريضى ندارند. بلكه حتى اگر ولى از عمل جراحى منع هم نمايد، منع او ارزش و اثرى ندارد؛ زيرا وظيفه داكتران در برابر خداوند متعال، نجات جان بيمار با انجام عمليات، به هر ترتيب ممكن است.
دوم: مريض در حالت بسيار خطرناك قرار داشته و احتياج به عمل جراحى دارد، ولى هنگامى كه به شفاخانه رسيده بدون ولى يا يكى از اعضاى خانواده اش بوده و تماس با خانواده و گرفتن اجازه هم ميستر نيست. آيا از نگاه شرعى گرفتن اجازه از ولى بيمار براى عمل جراحى ساقط مىگردد؟
جواب:
بلى! اجازه ساقط مى گردد و بلكه همانطور كه گفته شد اگر منع هم كند، اثرى ندارد.