مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ١٥٠ - نكته دوم اسلام دين دانش، عدالت و برابرى
پيشرفته كشورهاى توسعه يافته و مترقى با اين هدف صورت مى گيرد كه جامعه از امراضى مزمن و حاد، مانند: مرضى سرطان، شكر، آلزايمر، پاركينسون و بيماريهاى قلبى، رهايى يابد و از آن پژوهش ها در جهت درمان اين بيمارى ها استفاده شود.
در جواز اين پژوهش هاى ژرف و پيشرفته يعنى مباحت سلول هاى بنيادى از ديدگاه اسلامى هيچ شك و شبهه اى وجود ندارد. اسلام به اين گونه بحث ها كه براى درمان بيماريهاى مزمن و نجات جان انسان ها از مرگ و هلاكت حتمى، مورد استفاده قرار مى گيرد، اهميت قايل است. قبلًا گفتيم كه اهتمام اسلام به حيات انسان در آن حد است كه نجات جان يك فرد را معادل نجات همه انسانيت مى داند و در پرتو اين اهتمام، طرح اين بحث ها براى نجات جامعه از بيمارى هاى مذكور لازم و ضرورى است. بنا بر اين، در جداكردن سلول هاى اوليه، در مراحل ابتدايى و اوليه جنين در عمر ٩ تا ١٢ روز گى آن، هيچ مانعى وجود ندارد. هرچند به مرگ آن منتهى شود؛ زيرا از بين بردن جنين هرچند در ذات خود از نگاه شريعت اسلامى جايز نيست، مگر اين كه يك مصلحت عمومى موردنظر اسلام بر آن مترتب شود و اين مصلحت عبارت است از نجات جامعه از بيمارى هاى مزمن مذكور كه در اين صورت مرگ جنين مانعى ندارد. همچنين جدا كردن و استخراج اين سلولها از جنين ممكن است مستلزم كشف عورت باشد كه در اصل از نگاه شريعت جايز