مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ١٤٨ - نكته دوم اسلام دين دانش، عدالت و برابرى
است. دليل مسأله هم اين است كه عقل سليم تنها در بدن سالم است. از همين رو، خداوند هم فرموده است: «وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً» و اين نهايت اهتمام به حيات انسان است و هيچ دين و هيچ مؤسسه مدنى به اين اندازه به حيات انسان اهميت قايل نشده است. از همين رو، اسلام به علم طب مانند علم دين اهميت قايل است. هر جامعه اى كه عارى از طب و توسعه باشد، جامعه بيمار و عقب مانده و بى ارزش خواهد بود و دين اسلام در هر عصرى از جهت اهتمام آن به دانش و فريضه دانستن آن براى همه و مخصوصاً دانش طب، در واقع مى خواهد جامعه اسلامى مترقى ترين جامعه در كره زمين باشد. تقصير و كوتاهى از حكومتهاى اسلامى است. اسباب تقصير هم معلوم است، از آن جمله اين كه اهتمام رهبران سياسى به قدرت و چوكى بيش از اهتمام آنان به خدمت كشور و پيشرفت آن است. سبب ديگر، ترس آنان از ملت هايشان است. بر اين اساسى كه خود را در برابر ملت، مقصر و شرمنده احساس مى كنند؛ زيرا به ملت هاى خود آزادى نمى دهند، براى آنان خدمات اساسى مانند دانشگاه ها، انستيتوت ها و دانشكده ها ارايه نمى كنند. به همين دلايل است كه تا كنون براى بقاى قدرت خود از نظام استبدادى سركوبگر استفاده كردهاند.
با توجه به آنچه گفته شد، مصلحت علياى عمومى اسلام، از