مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ١٠٧ - اعمال پزشكى موجب ديه شرعى
دوا را شرب مى كند. بلى! اگر او مقدار دوا را تعيين نكرده باشد و همكار را امر كرده است با اين خيال كه همكار، مقدار دوا را مى داند ولى او بدون سوال از داكتر بيهوشى، مقدار دوا را زياد كرده است، در اين صورت ديه بر همكار است نه داكتر بيهوشى، پس نتيجه اين كه از نظر عرف بعيد نيست كه مرگ بيمار مستند به امر داكتر بى هوشى باشد، در صورتى كه او مقدار داوا را تعيين كرده و امر به دادن آن كرده است و همكار نمى دانسته كه اين مقدار زياد است و منجر به مرگ مى گردد.
ب) همكار بيهوشى مى دانسته كه اين مقدار زياد است و به مرگ منجر مى شود، ولى داكتر بيهوشى را خبر نداده و بدون اطلاع او دوا را به مريضى داده و او مرده است؟
جواب:
در اين حالت د يه بر همكار است.
سوال ١٠٨:
در اطاق هاى حالات عاجل شفاخانه ها، درمان بيماران توسط يك تيم پزشكى صورت مى گيرد كه مركب است از داكتر متخصص، داكتر مقيم، داكتر دواشناس و پرستارى كه وظيفه او دادن دوا و تزريق و تركيب مواد مايع است. در اين صورت در حالات ذيل چه كسى مباشر قتل شمرده مىشود: