مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ١١١ - اعمال پزشكى موجب ديه شرعى
سلامت جامعه وابسته به آن است و در هر جامعه اى اگر طب وجود نداشته باشد، آن جامعه بيمار، عقب مانده و غير متمدن خواهد بود؛ زيرا عقل سليم در بدن سالم است. بنا بر اين، وظيفه شرعى هر داكترى است كه شغل پزشكى را انجام ندهد مگر در حد خبرويت خود و نه بيشتر از آن و انجام فعاليت پزشكى براى كسى كه اهليت آن را نداشته باشد، جايز نيست.
سوال ١١٢:
آيا در حالت گرفتن اجازه و ابراء از مريض، ضمان از داكتر ساقط مى شود، در حالى كه داكتر هيچ گونه تقصيرى در درمان مريض نداشته باشد ولى او به طور اتفاقى و به دلايلى بميرد يا يكى از اعضايش تلف شود، اين دلايل زياد است مانند: نبود دستگاهها و وسايل كافى، نبود دواى كافى يا نبود وسايل سريع براى نجات مانند شوك الكتريكى، كيسه هاى انتقال خون و امثال آن از امورى كه خارج از مسئوليت داكتر بوده و وظيفه او تهيه اين وسايل براى بيمار نيست؛ بلكه اداره شفاخانه بايد اين وسايل و دستگاه ها را تهيه نمايد؟
جواب:
با اجازه و ابراء از مريضى ديه ساقط نميشود، در صورتى كه مرگ او مستند به عمليات داكتر باشد، هرچند داكتر مقصر هم نباشد؛ زيرا هيچ كسى نمى تواند به طور مطلق و به گونه اى كه به مرگ او منتهى شود، به عمليات اجازه دهد. چون اين نوع تسلط انسان بر خودش