مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى
(١)
يادداشت مترجم
١٣ ص
(٢)
مقدمه
١٧ ص
(٣)
مرگ بالينى
٢١ ص
(٤)
اهدا و پيوند اعضا
٢٤ ص
(٥)
اهداى خون
٣٧ ص
(٦)
پيشگيرى از باردارى
٣٨ ص
(٧)
بارورى مصنوعى
٤٣ ص
(٨)
حكم اجزاى بدن
٤٤ ص
(٩)
مسائلى درباره جنين
٤٧ ص
(١٠)
عمليات شبيه سازى ژنتيك
٤٨ ص
(١١)
احكام عمليات جراحى
٥٣ ص
(١٢)
تخصصهاى پزشكى
٥٦ ص
(١٣)
طبابات بدون تخصص
٥٧ ص
(١٤)
خطا در تشخيص مرض
٥٨ ص
(١٥)
استعمال و خريد و فروش دوا
٦٣ ص
(١٦)
اجازه درمان به پزشك
٦٦ ص
(١٧)
آموزش و تمرين دانشجوى طب از طريق درمان بيمار
٧٠ ص
(١٨)
انجام آزمايشهاى پزشكى بر بيماران
٧٥ ص
(١٩)
احكام كالبدشكافى(تشريح)
٧٩ ص
(٢٠)
رفتار با جنس مخالف
٨٤ ص
(٢١)
اعمال پزشكى موجب ديه شرعى
٩٠ ص
(٢٢)
احكام متفرقه
١١٣ ص
(٢٣)
تغيير جنسيت
١١٥ ص
(٢٤)
كاشتن مو
١١٥ ص
(٢٥)
ختنه اطفال
١١٦ ص
(٢٦)
خلوت در اطاق عمليات
١١٦ ص
(٢٧)
مزد(فيس) داكتر
١١٨ ص
(٢٨)
كنترل جمعيت
١٢٠ ص
(٢٩)
استعمال سونار
١٢٠ ص
(٣٠)
سقط جنين
١٢١ ص
(٣١)
ضرورت اطلاع از آخرين تحولات پزشكى براى داكتر
١٢١ ص
(٣٢)
اجبار اعتصاب كننده به غذا خوردن
١٢٢ ص
(٣٣)
درمان با تناول مواد حرام
١٢٣ ص
(٣٤)
انجام آزمايشهاى پزشكى بر حيوان
١٢٤ ص
(٣٥)
انجام آزمايشهاى پزشكى بر كافر
١٢٤ ص
(٣٦)
نجاست اجزاى تشكيل دهنده خون
١٢٥ ص
(٣٧)
گرفتن اموال دولت
١٢٦ ص
(٣٨)
نصيحت و سفارش طبى
١٢٧ ص
(٣٩)
ضميمه ها
١٢٩ ص
(٤٠)
سلولهاى بنيادى
١٣١ ص
(٤١)
نكته اول اسلام دين جهانى جاويدانه
١٣٩ ص
(٤٢)
نكته دوم اسلام دين دانش، عدالت و برابرى
١٤٣ ص
(٤٣)
تكميل و تطبيق
١٦٠ ص

مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٢٣ - مرگ بالينى

دستگاه صنعتى مانع شده است. پس او قاتل صناعى محسوب مى شود نه قاتل طبيعى؛ در حالى كه قصاص بر قاتل طبيعى است، آن هم در صورتى كه از روى عمد صورت گرفته باشد و بر قاتل صناعى قصاص نيست.

ديه نيز چنين است؛ زيرا ديه مترتب بر قتل خطايى مؤمن است، اعم از خطاى شبه عمد يا خطاى محض، ولى برداشتن دستگاه، چنان كه گفته شد، مصداق قتل نيست.

اما پرداخت اجرت از مال بيمار، هرچند با وجود اطفال صغير، جايز است؛ زيرا مال او هنوز به ورثه انتقال نيافته است. اگر بيمار مالى نداشته باشد، بر ولى او واجب است كه اجرت را پرداخت كند. در غير اين صورت، پرداخت اجرت، بر مسلمين يا بيت المال است.

سوال ٢:

مادرى دارم كه در اثر سكته مغزى از حركت و سخن گفتن، بازمانده است، ولى تنفس و قلب او به طور طبيعى كار مى كند. در هنگام ورود به شفاخانه، داكتر از برادرم خواست كه يا امضا كند كه در صورت توقف يكى از تنفس يا قلب، هيچ كمكى به او نشود؛ در حالى كه بدون شك اگر چنين شود او مى ميرد و يا اين كه در اين حالت توسط دستگاههاى مربوطه به او مساعدت شود تا زنده بماند. برادرم گزينه اول را امضا كرد، يعنى كه هيچ كمكى صورت نگيرد. آيا در اين حالت برادرم در حق‌