قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٦
(از جمله وزير خارجه تاجيكستان نزد من آمد و گفت كه شما مقاومت كنيد و مراقب باشيد كه بين شما اختلاف واقع نشود زيرا در بين ما اختلافات زيادى وجود دارد و اگر شما مقاومت كنيد ما صد در صد شكست مىخوريم.) او واقعيت را مىدانست، چون خودش عضو هيئت مذاكره كننده بود. تمام جمهورى هاى اتحاد شوروى در اين مذاكرات نماينده داشتند و نزد ما مىآمدند. وقتى اين حرف ها را به يلتسين گفتم، ديدم كه هيچ چيزى نمىگويد و ساكت است. خيلى براى او سخت بود كه من با زبان طلبگى او را نصيحت كرده و به اسلام دعوت كنم.
بعد از شنيدن حرف هاى من، ديدم سرش را بلند كرد و بر احساسات خودش غالب شد و گفت: آنچه شما گفتيد همه بر حق است و ما ديگر به كمونيزم فكر نمىكنيم چه رسد به اينكه شما را كمونست بسازيم. ما مىدانيم كه افغانستان جزء اقمار شوروى نمىشود. گفتگوى ما با شما روى اين مسايل نيست. ما كاملا متوجه هستيم كه افكار ما باطل بوده و كم كم از بين مىرود اما اينكه ما شما را به مسكو دعوت كرده ايم تا باهم مذاكره كنيم فقط يك منظور داريم و آن اينست كه چگونه ما مىتوانيم از افغانستان به صورت آبرومندانه خارج شويم؟ شما راه حل آبرومندانه براى خروج ما پيدا كنيد.
ما ديگر به شوروى فكر نمىكنيم، كمونيزم و اينتر ناسيوناليزم كارگرى ديگر باطل شد. ما فهميديم كه همهى شعارهاى ما پوچ و