قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠ - موضوع چهارم
نگرفت. چند مرتبه در آجنداى كارى مجلس قرارگرفت ولى به علت نامعلوم، به تأخير افتاد، شايد مجلس كارهاى ديگرى داشت كه بايد انجام مىداد. سرانجام بعد از يك و نيم سال، اين قانون در صحن مجلس آمد و چند روز ديگر هم روى آن گفتگو شد. بعضى مواد اين قانون را به تحريك چند عضو مجلس حذف كردند و بعضى كلمات آن را تغيير دادند و يا جا بجا كردند.
سرانجام با اكثريت آراى مجلس، اين قانون به تصويب رسيد. قرار اطلاع؛ در تمام مجلس، ده نفر يا دوازده نفر با اين قانون مخالفت كردند و ديگران همه راى موافق دادند. وقتى در ولسى جرگه با اكثريت مطلقه به تصويب رسيد و به مشرانو جرگه (مجلس سناء) فرستادند مشرانو جرگه نيز آنرا با اتفاق آرا تصويب نموده و به رياست جمهورى فرستاد. مدت ديگرى هم در ارگ رياست جمهورى ماند. بعد رئيس جمهور نيز آنرا توشيح نمود و شكل قانونى را بخود گرفت.
به نظر شما آيا فشارهايى كه امروز از جاهاى گوناگون بر ما وارد مىشود، تنها مخالفت با احوال شخصيه شيعه است؟ يا فشار برعليه فقه اسلامى است كه همه مسلمانها آنرا قبول دارند چه شيعه و چه سنى فرق نمىكند. اين احوال شخصيه را همه قبول دارند و به استثناى چند ماده آن، بقيه همه مشترك است.
اين فشارها اولا برعليه اسلام است كه در قانون اساسى گنجانده شده و معيار تمام قوانين قانون اساسى است. (چه قانون جزايى، چه