قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٥ - جلسه دوم تهاجم فرهنگى كشورهاى غربى عليه قانون احوال شخصيه شيعه ١٤/ ٨/ ١٣٨٨ ه- ش تالار سخنرانى هاى حوزه علميه خاتم النببين (ص)
دسته اول
كسانيكه كه فعلا وزير هستند و مىدانند كه بقاى آنها در گرو رضايت غربىها قرار دارد. اگر آنها راضى نباشند اينها نمىتوانند در منصب وزارت باقى بمانند.
بنظر من اين عده «احمق» نبودهاند كه اين اطلاعيه را امضاء كردهاند بلكه براى اينها واجب بوده كه آن را امضاء كنند. براى اينكه در چوكىهاى خود باقى بمانند بايد اين خوش خدمتى را براى غربىها انجام مىدادند. جملات ديگرى هم در اين اطلاعيه وجود دارد كه من نمىخواهم آنها را بخوانم. جمله هاى بكار گرفته شده در اين اطلاعيه، همه بيانگر عقده هاى شخصى و درونى اينهاست كه قابل پاسخ دادن نيست.
دسته دوم
عقدهاىهايى هستند كه اطلاعيه را امضاء كرده اند، يعنى اگر به آنها بگوييم (٢ ضرب ٢ حاصلش ٤) مىشود، ايراد مىگيرند. اينها عقده دارند و در باطن خود احساس كمبود مىكنند. اگر غربىها (مشكلات سياسى) خود را فرا افگنى مىكنند، اينها (عقده هاى شخصى) خود را از نظر روانشناسى فرا افگنى مىكنند.
دسته سوم
كسانى هستند كه ماموريت دارند و مجبورند. زيرا حقوق مىگيرند و اجير هستند (المأمور معذور) آنها نه منطق دارند و نه عقل. عقل و