قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٩ - جلسه اول تصرف بعض از مواد قانون احوال شخصيه شيعه توسط مجلس نمايندگان ١١/ ١١/ ١٣٨٧ ه ش تالار سخنرانى هاى حوزه علميه خاتم النبيين (ص)
ازدواج به مصلحت من نيست، عقد نكاح باطل ميشود. در اين مورد بايد دقت شود كه مسئله خيلى فرق مىكند. ما در مسوده احوال شخصيه، اين موضوع را نوشته بوديم ولى آنها دقت نكرده اند، مسئله فقهى بسيار دقت مىخواهد و در بين وصى و ولى فرق مىگذارد.
اگر «ولى» نكاح را انجام داد و بعد مجنون و مجنونه عاقل شدند و يا صغير و صغيره بالغ شدند، بعد ادعا كنند كه اين عقد نكاح داراى مصلحت نبوده، نمىتواند عقد را بهم بزند. حق فسخ فقط در صورت اثبات مفسده به آنها تعلق مىگيرد نه در غير آن.
اما در «وصى» اينطور نيست. در نكاح توسط وصى، لازم نيست كه نكاح داراى مفسده باشد. همين مقدار كه مجنون و مجنونه بعد از عاقل شدن خود بگويند كه داراى مصلحت ما نيست، نكاح باطل مىشود. در عقد ولى، فقط مفسده مانع ولايتش مىشود. اما در وصايت وصى و اختيارات او، مصلحت شرط است. اگر مصلحت نداشت ولو مفسده هم نداشته باشد، ميتواند نكاح را فسخ كند. در اين موضوع از طرف ما دقت لازم صورت گرفته بود ولى نمايندگان محترم بسيار با عجله نوشتند و مرتكب اين اشتباه شدهاند. يعنى فرق بين نكاح ولى و نكاح وصى قايل نشدند و در هر دو نكاح، فقط مفسده را شرط فسخ نكاح دانستهاند. هدف ما اينست كه در آينده علماء و دانشمندان شيعه ما را به اشتباه متهم نكنند.