قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٥ - جلسه پنجم شصتمين سالروز تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر تالار وزارت امور خارجه افغانستان كابل ١٣ عقرب ١٣٨٧ ه- ش
است. طب و بيالوجى مىگويد كه شش هزار حالت مرض، نه خود مرض (يعنى حالت به آن چيزى گفته مىشود كه اگر شرايط محيط فراهم شد به شكل مرض در مىآيد) حالت مرض با خود مرض فرق دارد، مرض يعنى چيزى كه درد و پيامد دارد، اما اگر شرايط محيط فراهم نشد به همان حالت كمون در بدن باقى مىماند. يعنى شش هزار حالت مرض در وجود هر انسانى كه بدنيا مىآيد وجود دارد كه اگر شرايط محيط مساعد شد از حالت مرض بخود مرض در مىآيد. اين حالت امراض از كجا پيدا ميشود؟ از كارهاى پدران و مادران ما و از كارهاى اجداد نادان ما كه در نادانى بسر مى بردند و از تعليم و تربيت دور بودهاند و فقط بخود فكر مىكردند، تمام اينها ثبت مىشود، همانطوريكه اموال پدر و مادر (از نظر تقنين وتشريع) به اولاد منتقل مىشود، صفات بدنى و معنوى و روحانى آنها هم توسط ژنهاى وراثتى به فرزندان منتقل مىشود.
همان قسميكه هرگاه انسان بر يك طفل و يا بر يك انسان ديگر جنايت مىكند و او را ناقص مىسازد، جنايت حساب مىشود، به همان قِسم اگر پدر و مادر متوجه باشند كه اگر فلان چيز را مىخورم و يا فلان كار را انجام مىدهم ممكن است به نسل پنجاهم من از نظر ژنهاى وراثتى ضرر برساند، جايز نيست كه او آن عمل را انجام دهد و يك انسان را از ابتداء معيوب و ناقص بدنيا بياورد.