قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٧
چرا ما در مقابل مسئولينى كه قانون اساسى را ناديده مىگيرند، نمىايستيم و از آنان نمىپرسيم كه چرا قانون اساسى را تطبيق و مراعات نمىكنيد؟
من در دوران جهاد و در شوراى رهبرى برخى موضوعات را بيان مىكردم. بعضى از اعضاى آن، بر من ايراد مىگرفتند كه چرا شما چنين حرفهايى را مىگوييد كه توهين به ماست. من سخنگوى شوراى رهبرى بودم و عين حرف ها را در تلويزيون هم صحبت مىكردم. به مردم در راديو وتلويزيون دولتى مىگفتم كه مقام رئيس جمهور با مقام يك جاروب كش بلديه، يكى است و هيچ تفاوتى باهم ندارند.
من اين را كه مىگويم عقيدهى من است در آن زمان اين عقيده را داشتم و حالا نيز همين عقيده را دارم. آن كارگر بلديه با رئيس جمهور هيچ فرقى نمىكند. زيرا او جاروب مىكند و وظيفهى خود را انجام مىدهد و اين كار براى او نقص نيست، زيرا شغلش همين جاروب كشى است. زحمت مىكشد و رزق حلال براى عيال خود پيدا مىكند. مگر كسى كه جاده هاى مسلمانان را جاروب كند نقص است؟ رئيس جمهور نيز كه حكومت را اداره مىكند مثل آن جاروب كش وظيفهى خود را انجام مىدهد. بنابراين با هم هيچ فرقى ندارند. هردو نوكر ملتاند و هردو از بيت المال ملت معاش مىگيرند. پس چرا بايد رئيس جمهور فوق قانون عمل كند؟!