قانون احوال شخصيه شيعه - مقدمه از محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٩ - وارث قايم مقام
ولى زوجه كه در صورت عدم موجوديت ورثه به جز از امام، اگر مسلمان شود، چهار يكه تركه را ارث مىبرد.
٣) زنا زاده و پدر زناكار و اقارب او از همديگر ارث نمىبرند و زنازاده و زوجه و اولاد او از همديگر ارث مىبرند.
٤) لعانى كه منجر به نفى نسب مطابق احكام اين قانون گردد، مانع توارث ميان فرزند و پدر و اقارب پدرى او مىشود. ولى اگر پدر بعد از لعان، به فرزندى او اعتراف كرده باشد، پسر از پدر ارث مىبرد و بين مادر و پسر مذكور و همچنين بين پسر و اقارب مادر، توارث برقرار است.
٥) ميان ولد متولد از شبهه و مادون زنا و والدين آنها توارث جارى بوده، مگر اين كه والدين محرم باشند.
٦) ميان ولد حاصل از تلقيح مصنوعى و صاحبان نطفه، توارث جارى است.
ارث به اساس قاعده للذكر مثل حظ الانثيين
ماده دو صد و پانزدهم:
وارثان ذيل به قاعده للذكر مثل حط الانثيين مستحق ارث مىباشند:
١- طبقه اول، اولاد متوفى و اولاد آنها هرچه پايين رود.
٢- پدر و مادر در حال منحصر بودن، كه پدر متوفى دو ثلث و مادر در صورت عدم حاجب، يك ثلث مىبرد.
٣- طبقه دوم: اجداد پدرى و برادران و خواهران ابوينى و پدرى و اولاد آنها هر چه پايين روند.
تساوى ارث
ماده دو صد و شانزدهم:
وارثان ذيل به تساوى ذكور با اناث ارث مىبرند:
١- پدر و مادر متوفى، در صورت وجود اولاد متوفى كه هر كدام سدس مىبرند.
٢- طبقه دوم، اجداد و برادران و خواهران مادرى و اولاد آنها هرچه پايين روند.
٣- طبقه سوم، اعمام مادرى و اخوال مطلقاً و اولاد آنها هر چه پايين روند.
رد تركه زايد
ماده دو صد و هفدهم:
در مواردى كه تركه از مجموع فرضها زايد باشد، قسمت زيادى به تناسب سهام فرض آنها، به صاحبان فرض رد مىگردد، مگر زوجه مطلقاً و زوج در حال وجود وارث نسبى و مادر در صورتى كه حاجب داشته باشد.
وارث قايم مقام
ماده دو صد و هجدهم: