قانون احوال شخصيه شيعه - مقدمه از محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - موانع نكاح به سبب قرابت سببى
ماده ٢٣٨ مسوده ما
اگر پدر مهر را بپردازد و فرزند صغير رشيد شود و قبل از دخول، زوجه خود را طلاق دهد مىتواند نصف مهر را استرداد نمايد.
اين دو ماده در مسوده وزرات عدليه در ماده ١٢٢ ذكر شده است.
حذف آن، در مصوبه به خاطر تصويب اعضاى ولسى جرگه بود كه سن ازدواج پسر را ١٨ سال تعيين نمودهاند و ما گفتيم تصويبات ولسى جرگه هر گاه مخالف قانون اساسى باشد باطل و بىاثر است.
ماده يكصد و بيست و دوم
(١) زوجين مكلف به انجام وجايب شرعى و قانونى زوجيت و حسن معاشرت با يكديگر و والدين و اقارب هم ديگر مىباشند.
(٢) زوجين مكلفاند از اعمالى كه موجب تنفر و انزجار همديگر مىشود، اجتناب نمايند.
در مسوده اصلى ما چنين ذكر شده بود:
ماده ٢٥٤- زوجين در تحكيم اساس خانواده و تربيت اولاد با يكديگر معاضدت و همكارى نمايند. تفاوت بين اين دو تعبير استحباب حسن معاشرت و استحباب تحكيم اساس خانواده است نه الزام به آن.
ماده ٢٥٦- زوجين بايد از اوضاع ظاهرى و كارهاى بىفايده كه موجب تنفر ديگرى مىشود، بپرهيزند و اگر مرد خواهان آرايش زوجه در لباس و بدن باشد زوجه مكلف است آن را بپذيرد.
ماده ٢٥٧- زوج مكلف است در غير ايام سفر از چهار شب يك شب با زوجهاش در فراش واحد بيتوته نمايد، در حد متعارف موظف به استمتاعات جنسى هستند، مگر اين كه براى يكى از زوجين مضر و يا يكى از آنها مبتلا به امراض مقاربتى باشد. و بر زن واجب است كه هر وقت شوهر اراده نزديكى با زن را داشته باشد، بايد تمكين كند. و براى مرد جايز نيست بيشتر از چهار ماه نزديكى با زوجهاش را به تأخير اندازد.
ماده ٢٥٨- اگر مردى بيش از يك زوجه داشته باشد مكلف است براى هر يك، حداقل يك شب از چهار شب را با وصف ماده ٢٥٧ اختصاص دهد.
تبصره: حق قسمت زوجه قابل انتقال به زوج و ديگر زوجات است.