قانون احوال شخصيه شيعه - مقدمه از محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٥ - شرايط صحت هبه
٧) مالك مىتواند، مال و ملك خود را بر جهتى كه وقف بر آن جايز است، حبس كند، در اين صورت محبوس در ملك مالك باقى مىماند، ولى هر گاه حابس در حبس مال، قصد قربت نموده و حبس او دائم باشد، نمىتواند كه حبس را فسخ كند. ولى اگر مقيد به مدت معينى بوده، نمىتواند قبل از آن مدت رجوع نمايد. مثلًا اگر بگويد مؤثر من براى ده سال در خدمت ايتام يا اهل علم باشد، قربة الى الله، بايد به آن ملتزم گردد و اگر حابس قبل از ده سال فوت نمايد، مال مذكور بعد از ده سال به ورثه او منتقل مىگردد، ولى اگر بى مدت باشد، حابس مىتواند هر وقت بخواهد حبس را فسخ نمايد و اين حكم در عمرى، رقبى و سكنى نيز جارى مىگردد و همچنان بدون قصد قربت نيز لازم مىگردد كه در اين صورت مالك تا موعد معين به مال خود رجوع كرده نمىتواند.
فصل چهارم: هبه
تعريف و اركان هبه
ماده دو صد و سى و دوم:
١) هبه عقدى است كه به موجب آن، شخصى، مالى را تبرعاً به ديگرى تمليك نمايد.
٢) اركان عقد هبه عبارت است از:
١- واهب: شخصى است كه مال خود را به ديگرى تمليك مىنمايد.
٢- موهوب له: شخصى است كه مال به او تمليك مىگردد.
٣- عين موهوبه: مالى است كه موضوع هبه قرار مىگيرد.
شرايط صحت هبه
ماده دو صد و سى و سوم:
١) عقد هبه به ايجاب لفظى يا عملى واهب و قبول لفظى يا عملى و قبض موهوب له يا ولى او منعقد مىگردد. هر گاه ولى، خود واهب بوده يا مال نزد موهوب له باشد، در اين صورت قبض خود به خود حاصل شده است.
٢) عقد هبه بايد منجز باشد، تعليق آن مبطل عقد هبه است، مگر اين كه تعليق به شرايط صحت آن مربوط باشد.
٣) واهب مىتواند در عقد هبه شرط بگذارد كه موهوب له متقابلًا به او مالى بدهد يا ابراء نمايد و يا عمل مشروعى را تبرعاً انجام دهد و يا چيزى را بفروشد.
٤) واهب مىتواند بعد از ايجاب و قبول، تسليم عين موهوبه را به تأخير اندازد و اذن واهب در قبض موهوب له شرط است و موهوب له نمىتواند به مجرد عقد هبه، بدون اذن جديد واهب، موهوب به را قبض نمايد.
٥) واهب بايد مالك عين موهوبه بوده و اهليت تصرف در اموال و حقوق مالى را داشته باشد.
٦) قبول در عقد هبه مىتواند تا قبل از مرگ واهب يا انصراف او انشاء گردد.