علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٧ - نقدی روایی _ کلامی بر دیدگاه اتان کلبرگ در موضوع «تقیه »
عصر شیخ صدوق باز میگرداند. مهمترین اقوالی که او در این بخش بدانها استناد میجوید، عبارتاند از:
شیخ صدوق (م٣٨١ق):
تحت شرایط ظلم، تقیه فریضهای دینی و ترک آن در حکم ترک نماز است؛ در عین حال اگر عمل تقیه منجر به مخاطره افتادن زندگی بشری گردد، باید ترک شود.[١]
این نظریه بعدها از سوی شیخ مفید بدین گونه شرح و بسط مییابد:
تقیه تنها زمانی باید مراعات گردد که با علم قطعی یا ظن قوی دانسته شود که ترک آن به مذهب راستین و یا معتقدان آن در این عالم ضرر وارد سازد.[٢]
شیخ مفید (م٤١٣ق):
زمانی که بیم زندگی فرد وجود داشته باشد، تقیه امری جابز در مذهب دانسته شده، همچنین در صورتی که خطری متوجه اموال و داراییهای فرد باشد و یا تقیه سطح امنیت جامعه را افزایش دهد، میتوان به عنوان امری جایز بدان نگریست. به نظر من انجام آن گاهی واجب و تکلیفی شرعی است و گاهی جایز. همچنین گاه انجام آن و گاه ترک آن افضل است. به هر حال، حتی زمانی که ترک آن افضل است، عامل به آن معذور و معفو است.[٣]
کلبرگ معتقد است دیدگاه شیخ مفید به صورت مختصر و فشرده در این روایت از امام باقر _ علیه السلام _ آمده است:
التقیة فی کل ضرورة و صاحبها أعلم بها حین تنزل به.[٤]
شهید اول (م٧٨٦ق):
کنار گذاشتن تقیه گناه است، اما زمانی که فرد مؤمن در موقعیت اظهار کلمه کفر و یا برائت جستن از اهل بیت قرار گیرد، انجام آن مباح و یا حتی ترک آن و تحمل رنج و عذاب ناشی از آن مستحب میگردد.[٥]
[١]. الهدایة، ص٥١-٥٢.
[٢]. تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص١٣٧.
[٣]. اوائل المقالات، ص١١٨.
[٤]. الکافی، ج٢، ص٢١٩.
[٥]. القواعد و الفوائد، ج٢، ص١٥٨.