علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٥ - نقدی روایی _ کلامی بر دیدگاه اتان کلبرگ در موضوع «تقیه »
سرخسی فقیه حنفی مذهب قرن پنجم[١] و محدثانی چون ابن ابی شیبه،[٢] بیهقی[٣] و سیوطی[٤] از دیگر علمای اهل سنت هستند که به جواز تقیه در اسلام حکم کردهاند. معاصران اهل تسنن مانند آلوسی[٥] و محمد رشید رضا نیز عمل به تقیه را پذیرفتهاند.[٦] یکی از تقیهنگاران شیعی، نام ٧٤ تن از بزرگان صحابه و تابعان را تا پایان قرن سوم به دست آورده که یا اعتقاد خود را نسبت به تقیه ابراز داشته و یا در عمل به کار بستهاند.[٧] در تاریخ فرق اسلامی، تنها «محکمه» به عنوان تنها گروهی یاد شدهاند که در هیچ شرایطی تقیه را نپذیرفتهاند.[٨] از سوی دیگر، علاوه بر شیعیان امامی، تقیه در میان اقلیتهای شیعی دیگر مانند اسماعیلیه نیز بسیار مورد توجه بوده است.[٩] بنا بر شواهد فوق، تقیه اصلی اسلامی است و به شیعه امامیه اختصاص ندارد؛ هر چند شیعیان به دلیل قرار گرفتن در شرایط مملو از خفقان و فشار، ناگزیر از آن بیشتر استفاده نمودهاند.
ب. در پاسخ به اصل اعتقادی دانستن تقیه، میتوان اظهار داشت که بیشتر علمای امامیه، تنها «توحید، معاد، نبوت، امامت و عدل» را در شمار اصول دین شیعه یاد نموده و اصلاً متعرض مسأله تقیه نشدهاند.[١٠] حتی کسانی که اصول دین را بیش از عدد مذکور دانستهاند نیز سخنی از تقیه به زبان نراندهاند؛ به عنوان نمونه، متکلم شیعیمذهب قرن نهم هجری، ضیاءالدین جرجانی، اصول دین شیعه را در هشت اصل توحید، عدل، نبوت، امامت، تولی، تبری، امر به معروف و نهی از منکر منحصر دانسته است.[١١] بنا بر این، اگر تقیه به عنوان یکی از اصول دین به شمار میآمد، باید در کنار دیگر اصول به آن اشاره میشد؛ حال آن که چنین چیزی دیده نمیشود.[١٢] همچنین، در هیچکدام از کتابهای
[١]. المبسوط، ج٢٤، ص٤٥.
[٢]. المصنف، ج٤، ص٤٧.
[٣]. السنن الکبری، ج٨، ص٢٠٩.
[٤]. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج٢، ص١٦.
[٥]. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج٢، ص٢١٧؛ ج١١، ص٢٠٧.
[٦]. تفسیر القرآن الحکیم ( تفسیر المنار)، ج٣، ص٢٨١.
[٧]. واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیة، ص٩٩-١٧٨.
[٨]. الملل و النحل، ج١، ص١٢٥.
[٩]. The Ismaailis: Their History and Doctrines, p ٣, ٨٥.
[١٠]. رسائل فارسی، لاهیجی، ص١٢٥؛ البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، ج١، ص٤٢ و ٧٠.
[١١]. رسائل فارسی، جرجانی، ص٢٣٧.
[١٢]. به عنوان نمونه، ر.ک: رسائل الشریف المرتضی، ج١، ص١٦٥- ١٦٦ که در کنار اشاره به اصول و مبانی مذهب، اصلاً نامی از تقیه به میان نیاورده است؛ نیز: اصل الشیعة و اصولها، سراسر کتاب.