بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٢٦ - اساتید
به نظر نگارنده، عبارت: "وکان سلسله اجازته" چنانچه در شرح روضات علّامه سیّد محمّد علی روضاتی اعراب گزاری شده، باید به صورت: "وکأنّ سلسله اجازته" قرائت شود؛ بدین معنی که صاحب روضات به صورت احتمال فرموده است که گویا سلسله اجازه علّامه خواجوئی به فاضل هندی منتهی می گردد.
مؤیّد این احتمال این که خود صاحب روضات، با این که در شرح حال علّامه خواجوئی می نویسد که وی هیچ استاد و شیخ روایت شناخته شده ای ندارد؛ در شرح حال ملّا احمد نراقی، علّامه شیخ
حسین بحرنی را به عنوان شیخ روایت علّامه خواجوئی نام می برد و سلسله روایت او را از طریق وی به معصوم می رساند.
در سلسله اجازاتی که به علّامه خواجوئی منتهی می گردد، از جمله نقل علّامه ملّا مهدی نراقی از وی، نیز تنها به روایت او از علّامه بحرانی تصریح گردیده و ذکری از فاضل هندی به میان نیامده است که بعدا بدان اشاره می کنیم.
علاوه بر آن محقّق خواجوئی در سه مورد از آثار خود از فاضل هندی نام برده و از او با عنوان معاصر خود یاد کرده و هیچ اشاره ای به تلمّذ نزد او یا نقل روایت از او ننموده. وی در کتاب "جامع الشتات" می نویسد:
"ملّا بهاء الدین محمّد بن حسن اصفهانی معروف به "فاضل هندی" که من جمله فضلا و مجتهدین مشهور عصر این خاکسار و ذرّه بی مقدار بود، در رساله "چهار آیینه" که به نام نامی سلطان حسین بن سلیمان الموسوی الصفوی پرداخته، در فصل اثبات وحدت صانع به دلیل عقلی واضحی که مطلقا بر آن مؤاخذه نتوان کرد، بعد از ایراد کلمات چندی که اصلًا دخل در تقریر این دلیل ندارد".[١]
همین عبارات در رساله "اصول دین" ایشان نیز تکرار شده است.[٢]
[١] ١٠. جامع الشتات ص ١٢٦.
[٢] ١١. ترجمه المناظره المأمونیه ص ١٧.