بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٢٤١ - ملاّ علی کَهیازی (شیخ الاسلام)
حضرت ابوالفضل علیه السلام به زوار شربت می دهند. من نیز از آن شربت خوردم و از خواب بیدار شدم.
از شوق گریستم و خواب خود را به زوّار آقا گفته و آنان نیز اشک شوق ریختند و غوغایی برپا شد. پس از زیارت به اصفهان آمدم و عزم تحصیل نمودم. در مدرسه کاسه گران حجره ای گرفتم و تا شرایع و لمعتین و معالم را خواندم و سپس برای ترویج احکام به روستا برگشتم. در آنجا سیّد پیش نمازی بود که تحصیلاتی نداشت و تا چند سال قبل چوپان محل بود، ولی دفعه عالم و پیش نماز شده بود. او با من به مخالفت پرداخت ولی من اعتنایی نمی کردم و کار خود را
انجام می دادم. تا این که سرانجام سیّد دست از مخالفت برداشته و مردم را به مسجد و نماز جماعت من تشویق نمود. این کار او باعث تعجب مردم شد. وی در بیان علت تغییر رفتار خود گفت که جدم رسول خدا صلی اللّه علیه وآله را در خواب دیدم که فرمود چرا مزاحم شیخ می شوی؟ از آن پس او خود به نماز جماعت حاضر می شد و مردم نیز با شوق تمام به مسجد می آمدند.
مرحوم شیخ مدت پنجاه سال مسافت ٢٦ فرسخی اصفهان تا کهیاز و کوهستان را پیاده می پیمود و در روستاهای بین راه به تبلیغ دین می پرداخت، به طوری که ماه مبارک رمضان و دو ماه محرم و صفر و مدت زمانی قبل و بعد آنها را در ترویج و تعلیم احکام صرف کرده و بقیه را در اصفهان به بهره گیری از محضر درس علما و عبادت و رسیدگی به خانواده و تربیت فرزندان می گذراند. وی اکثر دعاها را حفظ بود، شب ها قبل از طلوع صبح، همیشه بیدار و بعد از تهجد در اطاق تاریک دعاهای طولانی را از حفظ می خواند. انس بسیاری با قرآن کریم داشت و آیات قرآن را در خاطر داشت. به گونه ای که حاج مشیر الملک نائینی نایب الحکومه اصفهان، از او با عنوان "کشف الآیات متحرک" نام می برد.