بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٢٤٣ - چند حکایت
٢. وی در سال ١٣٣١ش به کربلای معلی مشرف شد و سه ماه در عتبات ماند، ولی ناگهان به سختی مریض شده و مشرّف به موت گردید. یکی از پزشکان معروف که به زیارت عتبات آمده بود به بالین او آمده و نسخه ای نوشت ولی از بهبودی او اظهار یأس کرد. همسر علویه ایشان و یکی از همراهان، برای طلب شفا به حرم مطهر حضرت سیّد الشهداء و حضرت اباالفضل علیهماالسلام رفتند. به گفته شیخ، حضرت علی اکبر علیه السلام در حالی که برادر شیرخوار خود
حضرت علی اصغر علیه السلام را در آغوش داشت به خواب ایشان آمده و می فرماید: شیخ می خواهی اینجا بمانی؟ عرض کردم: اجازه بدهید به وطن برگردم. فرمود: باشد. و تشریف بردند. از خواب بیدار شدم و حالم رو به بهبودی رفت و به وطن بازگشتم.
ایشان تا حدود ١٢ سال پس از آن در قید حیات بود.
٣. در لحظات آخر زندگانی او مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سیّد شهاب الدین صفوی قمی داماد وی بالای سر او نشسته بود و از رحمت الهی برای او سخن می گفت. شیخ در جواب فرمود: من به عنایت و رحمت خدا امید و اطمینان کامل دارم زیرا برات آزادی را دیشب از حضرت زهرا سلام اللّه علیها گرفتم. در خواب دیدم که در صحرایی هستم و جمعیت بسیاری در آن به چشم می خورد. در آن میان