بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٣٠٨ - مرثیه استاد فضل اللّه اعتمادی 'برنا'
غفر اللّهی احمد جنّت
شاعر نکته سنج نیک آیین
بود رفتار او همه نیکو
بود گفتار او همه شیرین
شعر او جمله اوستادانه
چه غزل چه قصیده چه تضمین
کرد رحلت چو از جهان، گشتند
دوستانش پریش و زار و غمین
بهر تاریخ فوت او هر کس
کرد شعری در انجمن تمرین
یکی آمد به جمع و بگفت"
"جای جنّت بود بخلد برین"
١٣٧٨ق
مرثیه استاد فضل اللّه اعتمادی "برنا"
سزد این دهر با چنین سنّت
کندش هر که دم به دم لعنت
مردم آزاری و ستمکاری
شیوه دهر گشته و سنّت
ادبا را نمود با غم جفت
فضلا را قرین با محنت
گوهری زیر خاک کرد نهان
که بدی تاج فضل را زینت
فاضلی خوش کلام و خوش گفتار
شاعری خوش قریحه، خوش طینت
غفر اللّهی است شهرت او
نامش احمد تخلّصش "جنّت"
رفت و از او بماند نام نکو
جای فرزند و ثروت و مکنت
گفت "برنا" به شمسی اش تاریخ:
"جنّت ما شدی سوی جنّت"
١٣٣٧ش
مرثیه شکیب اصفهانی
فروغ نیّر دانش، چراغ چشم اهل دل
شعاع مشعل بینش، ضیاء شمع هر محفل