رساله توضيح المسائل - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - زكات گندم و جو و خرما و كشمش
مسأله ١٨٥٨- زكات گندم و جو وقتى واجب مىشود كه به آنها گندم و جو گفته شود، و زكات كشمش بنابر احتياط وقتى واجب مىشود كه غوره است، و موقعى هم كه خرما قدرى خشك شد كه به او تَمر مىگويند زكات آن واجب مىشود. ولى وقت دادن زكات در گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا كردن كاه آنها و در خرما و كشمش موقعى است كه خشك شده باشند.
مسأله ١٨٥٩- اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و كشمش و خرما كه در مسأله پيش گفته شد، صاحب آنها بالغ باشد، بايد زكات آنهارا بدهد.
مسأله ١٨٦٠- اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال ديوانه باشد، زكات بر او واجب نيست. ولى اگر در مقدارى از سال ديوانه باشد و در آخر سال عاقل گردد چنانچه ديوانگى او بقدرى كم باشد كه مردم بگويند در تمام سال عاقل بوده بنابر احتياط زكات بر او واجب است.
مسأله ١٨٦١- اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در مقدارى از سال مست يا بيهوش شود، زكات از او ساقط نمىشود. و همچنين است اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و خرما و كشمش مست يا بيهوش باشد.
مسأله ١٨٦٢- مالى را كه از انسان غصب كردهاند و نمىتواند در آن تصرف كند زكات ندارد. و نيز اگر زراعتى را از او غصب كنند و موقعى كه زكات آن واجب مىشود، در دست غصب كننده باشد، موقعى كه به صاحبش بر مىگردد زكات ندارد.
مسأله ١٨٦٣- اگر طلا و نقره يا چيز ديگرى را كه زكات آن واجب است قرض كند و يك سال نزد او بماند، بايد زكات آن را بدهد و بر كسى كه قرض داده چيزى واجب نيست.
زكات گندم و جو و خرما و كشمش
مسأله ١٨٦٤- زكات گندم و جو و خرما و كشمش وقتى واجب مىشود كه به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها ٢٨٨ من تبريز و ٤٥ مثقال كم است كه ٢٠٧/ ٨٤٧ كيلوگرم مىشود.