صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٣ - بررسى مشكلات و نابسامانيهاى جامعه
هر انسانى مسئوليتى دارد و انسانها مسئول آفريده شدهاند. اين مسئوليت با توجه به شرايط زمانى و مكانى و نسبت به افراد فرق مىكند. مثلًا مسئوليت فرد عادى، با يك فرد عالم؛ مسئوليت يك فرد بازارى، با يك فرد نخستوزير، مساوى نيست. هر كس كه مقام بالاترى دارد مسئوليت بيشترى دارد. حالا كه شما نخستوزير هستيد، مسئوليت شما با يك فرد عادى مساوى نيست. اين كشور، نخستوزيران فراوانى به خود ديده است.
بعضى از اين نخستوزيرها خدمت كردند به مردم و در بين مردم، الآن هم حرمتى دارند، يك منزلتى دارند. بعضىها هم خيانت كردند. شما سعى كنيد از آن نخستوزيرهاى «ملعون» نباشيد؛ از نخستوزيرهاى «مرحوم» باشيد. من راجع به دولت و راجع به مسائل حوزه چند مطلبى داشتم، خواستههايى داشتم و نظرياتى داشتم. در زمان حيات آيتاللَّه بروجردى- رضواناللَّه تعالى عليه- پيشنهاداتم را به ايشان منتقل كردم؛ و نوشتم كه ايشان به دولت برسانند؛ نمىدانم ايشان به دولت نرساندند، يا ايشان به دولت رسانيدند اما دولت عمل نكرد. من از تقواى آيتاللَّه بروجردى بعيد مىدانم كه يك مسائلى كه در رابطه با سرنوشت مسلمين بود نرسانده باشند. تحقيقاً ايشان رسانيدهاند، دولت بوده كه به اين درخواستها عمل نكرده. حالا شما به عنوان مسئول دولت آمدهايد از حوزه و از روحانيت نظر مىخواهيد راجع به اوضاع كشور! من چند مسأله مىگويم و جدّاً مىخواهم كه به آنها عمل شود: اولين مسأله اينكه اين حوزه كه شما آمدهايد، طلاب و علما اينجا زندگى مىكنند، با حداقل [لوازم] زندگى. آنها براى دين مردم و تربيت مردم فعاليت مىكنند؛ تا كشور را از نظر معنوى، از نظر اخلاقى تربيت كنند. اينها در واقع خدمتگزاران بىمزد و مواجب كشور هستند. هيچ توقع و انتظارى هم از دولت ندارند. تنها خواست آنها اين است كه مورد اذيت واقع نشوند. اما آن چهار نكته اصلى كه مورد نظر بود: اول مسأله دانشگاههاست. من نمىدانم چه ارتباطى بين بىدينى و خلاف اخلاق با دانشگاهها وجود دارد؟ چه ارتباطى بين اين دو مسأله هست؟ آنها كه دانشگاه مىروند و از دانشگاهها فارغالتحصيل مىشوند، واقعاً از نظر اخلاقى و دينى بسيار ضعيف هستند. واقعاً ضد اخلاق و ضد دين مطرح مىشوند. چه ارتباطى بين اين