صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٧ - وصيتنامه سياسى- الهى
معصومين ما است. ما به «مناجات شعبانيه» [١] امامان و «دعاى عرفات» [٢] حسين بن على- عليهما السلام- و «صحيفه سجاديه» اين زبور آل محمد و «صحيفه فاطميه» [٣] كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است از ما است.
ما مفتخريم كه «باقر العلوم» [٤] بالاترين شخصيت تاريخ است و كسى جز خداى تعالى و رسول- صلى اللَّه عليه و آله- و ائمه معصومين- عليهم السلام- مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است.
و ما مفتخريم كه مذهب ما «جعفرى» است كه فقه ما كه درياى بىپايان است، يكى از آثار اوست. و ما مفتخريم به همه ائمه معصومين- عليهم صلوات اللَّه- و متعهد به پيروى آنانيم.
ما مفتخريم كه ائمه معصومين ما- صلوات اللَّه و سلامه عليهم- در راه تعالى دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكى از ابعاد آن است، در حبس و تبعيد به سر برده و عاقبت در راه براندازى حكومتهاى جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند. و ما امروز مفتخريم كه مىخواهيم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در اين راه بزرگِ سرنوشتساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزيزان خود را نثار راه خدا مىكنند.
ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنههاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند؛ و آنان كه توان جنگ دارند، در آموزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشور اسلامى از واجبات مهم است شركت، و از محروميتهايى كه توطئه دشمنان و ناآشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتى كه دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و
[١] «مناجات شعبانيه»
عالم جليل القدر، على بن طاوس اين دعا را در اعمال ماه شعبان از حسين بن محمد «ابن خالويه» نقل مىكند و مىنويسد امير المؤمنين و فرزندانش- سلام اللَّه عليهم- هميشه اين دعا را در ماه شعبان مىخواندند.
(اقبال الاعمال، ص ٦٨٥) (مفاتيح الجنان، اعمال ماه شعبان)
حضرت امام خمينى مىفرمايند:
«مناجات شعبانيه از بزرگترين مناجات و از عظيمترين معارف الهى و از بزرگترين امورى است كه آنهايى كه اهلش هستند مىتوانند تا حدود ادراك خودشان استفاده كنند ... اين از دعاهايى است كه من غير از اين دعا نديدم كه همه ائمه- روايت شده است كه همه- اين دعا را، اين مناجات را مىخواندند. اين دليل بر بزرگى اين مناجات است كه همه ائمه اين مناجات را مىخواندند».
(بيانات حضرت امام در جمع روحانيون، مسئولان و مقامات لشكرى و كشورى به تاريخ ٧/ ٣/ ٦٢)
[٢] «دعاى عرفات»
دعاى گرانقدر «عرفه»، مناجاتى است كه حضرت ابا عبد اللَّه الحسين (ع) در بعد از ظهر روز عرفه، در زير آسمان در صحراى عرفات در حالى كه مانند باران اشك مىريختند قرائت كردند. (اقبال الاعمال- اعمال روز عرفه، ص ٣٣٩- زاد العماد، ص ٢٦٥- مفاتيح الجنان، اعمال روز عرفه).
اين دعا بيانگر راز و نياز عاشقانه سرور آزادگان و سالار شهيدان با محبوب و معبود خود خالق يكتاست و شامل مفاهيم بس بلند و عميق است
[٣] «صحيفه فاطميه»
قال الصادق (ع): «انَّ فاطمة مَكَثَتْ بَعْد رَسُول اللَّه خَمْسَةً وَ سَبعينَ يَوماً وَ قَدْ كانَ دَخَلَها حُزنٌ شديدٌ عَلى ابيها، و كانَ جبرئيل يَأتيها فَيُحسِنُ عَزاها عَلى أَبيها، يَطيْبُ نفسها، وَ يُخْبِرها عن أبيها وَ مكانِهِ و يُخْبِرُها بما يكُونَ بَعْدَها في ذُرّيتها و كانَ عَليٌّ يَكْتُبُ ذلك فهذا مُصْحَفُ فاطمةَ».
امام صادق- عليه السلام- فرمود: فاطمه (ع) بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص) بيش از ٧٥ روز زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبريز كرده بود، به اين جهت جبرئيل پى در پى به حضورش مىآمد، و او را در عزاى پدر سلامت باد مىگفت، و تسلى بخش خاطر غمين زهرا (ع) بود، و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن مىگفت، و گاه از حوادثى كه بعد از رحلت او بر ذريهاش وارد مىگرديد خبر مىداد، و امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- نيز آنچه جبرئيل املا مىكرد همه را به رشته تحرير در مىآورد، و مجموعه اين سخنان است كه به مصحف فاطمه موسوم گرديد. (الاصول من الكافي، ج ١، ص ٢٤١). در روايت ديگرى در كتاب كافى، از امير المؤمنين (ع) نقل شده است كه: «در اين مصحف مسائل شرعى از حلال و حرام مطرح نيست، بلكه دانشى است از آنچه واقع شده و يا به وقوع خواهد پيوست»
[٤] «باقر العلوم»
اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ص) آن حضرت را طى رواياتى به اين لقب ملقب فرمود. كنيه مشهور آن حضرت، ابى جعفر و عمر مبارك ايشان ٥٧ سال بود.
امام باقر دو امتياز در ميان ائمه- عليهم السلام- دارد.
اول، جد پدرى ايشان امام حسين (ع) و جد مادرى آن حضرت امام حسن (ع) است. از اين جهت در حق ايشان گفته شده:
«عَلَوىٌّ مِنْ عَلَوِيَّينَ وَ فاطِمِىٌّ مِنْ فاطِميَّينَ وَ هاشِمىٌّ مِنْ هاشِمِيَّيْنَ». امتياز ديگر آنكه وى پايه گذار انقلاب فرهنگى شيعه محسوب مىشود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (ع) صورت گرفت ولى به دست امام باقر پايه گذارى شد. در دوران امام باقر (ع) دولت بنى اميه رو به زوال بود، مردم از آنها متنفر بودند. به علت وجود كسى چون عمر بن عبد العزيز، كه علاوه بر اينكه نفع بزرگى براى شيعه داشت ضرر بزرگى نيز براى بنى اميه داشت و اختلاف شديدى كه در ممالك اسلامى پديد آمده بود و هر كسى از گوشهاى قيام مىكرد، خلفا به سرعت تغيير مىكردند- چنانكه در مدت امامت امام باقر (ع) در مدت نوزده سال پنج خليفه روى كار آمدند: وليد بن عبد الملك، سليمان بن عبد الملك، عمر بن عبد العزيز، يزيد بن عبد الملك، هشام بن عبد الملك- پس موقعيت مناسبى براى آن حضرت كه از ظلم بنى اميه فارغ شده بود، پديد آورد كه انقلاب علمى را آغاز نمايد و بزرگانى از عامه و خاصه در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق اسلام، لطايف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر كردند، از اين جهت رسول اكرم (ص) به ايشان لقب «باقر» داده است. صاحب لسان العرب مىگويد: «لُقِّبَ بِهِ لِانَّهُ بَقَرَ الْعِلْمَ وَ عَرَفَ أصْلَهُ وَ اسْتَنْبَطَ فَرْعَهُ وَ تَوَسَّعَ فيهِ، وَ التَّبَقُّرُ التَّوَسُّعُ» امام باقر ملقب به اين لقب است چون شكافنده علم است، پايه علوم اسلامى را شناخت و فروع آن را درك فرمود و آن را توسعه داد و ريشه تبقر به معنى توسعه است.
عامه و خاصه نقل مىكنند كه رسول اكرم (ص) به جابر بن عبد اللَّه انصارى فرموده است: «يا جابرُ يوشكُ أنْ تبغى حتّى تَلْقَى وَلَدَاً مِنَ الْحُسَيْنِ يُقالُ لَهُ مُحَمَّد يَبْقُرُ عِلْمَ النَّبيينَ بَقْراً، فَإِذا لَقيتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنّي السَّلامُ» اى جابر، تو زنده مىمانى، مردى از اولاد حسين را كه نامش محمد است ملاقات مىكنى كه او علم انبيا را مىشكافد. هنگامى كه او را ديدى سلامم را به او برسان.
(چهارده معصوم عليهم السلام، آيت اللَّه مظاهرى، ص ٨٤)