صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - وصيتنامه سياسى- الهى
بعضى آخوندهاى بىاطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند، خارج نمودهاند؛ و آنان كه توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندى كه دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمىآورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مىلرزاند، اشتغال دارند. و ما مكرر ديديم كه زنان بزرگوارى زينب گونه- عليها سلام اللَّه- فرياد مىزنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداى تعالى و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر؛ و مىدانند آنچه به دست آوردهاند بالاتر از جنات نعيم است، چه رسد به متاع ناچيز دنيا.
و ملت ما بلكه ملتهاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند به اينكه دشمنان آنان كه دشمنان خداى بزرگ و قرآن كريم و اسلام عزيزند، درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتى براى مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمىكشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمىشناسند. و در رأس آنان امريكا اين تروريست بالذات دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هم پيمان او صهيونيست جهانى [١] است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مىشود كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند؛ و خيال ابلهانه «اسرائيل بزرگ»! [٢] آنان را به هر جنايتى مىكشاند. و ملتهاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنى [٣] اين جنايت پيشه دورهگرد، و حسن [٤] و حسنى مبارك [٥] هم آخور با اسرائيل جنايتكارند و در راه خدمت به امريكا و اسرائيل از هيچ خيانتى به ملتهاى خود رويگردان نيستند. و ما مفتخريم كه دشمن ما صدام عفلقى است كه دوست و دشمنْ او را به جنايتكارى و نقض حقوق بين المللى و حقوق بشر مىشناسند و همه مىدانند كه خيانتكارىِ او به ملت مظلوم عراق و شيخنشينان خليج، كمتر از خيانت به ملت ايران نباشد.
و ما و ملتهاى مظلوم دنيا مفتخريم كه رسانههاى گروهى و دستگاههاى
[١] «صهيونيست جهانى»
صهيونيست، تفكرى متعصب متعلق به سرمايه داران افراطى يهود است كه در اواخر قرن گذشته در اروپا به وجود آمد و اكنون به ايدئولوژى رسمى رژيم اشغالگر قدس تبديل شده است. اين نام از «صهيون» نام كوهى در نزديكى اورشليم گرفته شده است.
صهيونيسم مبتنى بر تبعيض نژادى است و قوم يهود را داراى وضع استثنايى در جهان مىداند كه به عنوان قوم برگزيده خدا داراى رسالتى ويژه است. بر اساس اين تفكر، در سال ١٨٩٧ ميلادى جمعيتى به نام سازمان جهانى صهيونيسم به وجود آمد كه هدف خود را انتقال يهوديان جهان به فلسطين اعلام كرد. اين سازمان اكنون داراى قدرت مالى زيادى، برابر با دارايى بزرگترين شركتهاى انحصارى جهان است و مركز آن در ايالات متحده امريكاست و فعاليت جمعيتهاى صهيونيست را در بيش از شصت كشور جهان كنترل مىكند. در حال حاضر نزديك هجده سازمان صهيونيستى در دنيا فعاليت دارند. همچنين در امريكا ٢٨١ سازمان ملى يهودى، ٢٥١ فدراسيون محلى يهودى و نيز انواع مجامع مشورتى، صندوق و غيره وجود دارد. دولت امريكا يكى از حاميان اصلى صهيونيسم جهانى است. سازمان صهيونيسم داراى مراكز اطلاعات و جاسوسى در اكثر كشورهاى جهان است كه اين مراكز با سازمان جاسوسى موساد و سازمان سيا در ارتباط هستند.
مهمترين و كارسازترين حربه صهيونيسم جهانى بهرهگيرى از رسانههاى عمومى در سراسر دنياست و مجموعاً ١٠٣٦ روزنامه و مجله در اختيار صهيونيسم جهانى مىباشد كه معروفترين آن روزنامه «نيويورك تايمز» است
[٢] «اسرائيل بزرگ»
پيروان صهيونيسم از ابتداى پيدايش يك هدف اساسى و عمده را دنبال مىكردند و آن تشكيل يك دولت يهودى يا حكومت جهانى تحت سلطه يهود با عنوان اسرائيل بزرگ در فلسطين بود. بر اين اساس پس از تشكيل دولت اسرائيل در سال ١٩٤٨ ميلادى، صهيونيستها درصدد ايجاد اسرائيل بزرگ برآمدند و براى توجيه اين سياست خود، آن را مطابق تعاليم تورات دانستند.
نقشه اسرائيل بزرگ بيشتر كشورهاى اسلامى و يا بخشى از آنها را در برمىگيرد. نقشه مزبور در گزارش پژوهشى «بنيامين مارزار» كه تحت نظارت دولت اسرائيل منتشر شد وجود دارد. در نقشه مزبور، حدود اسرائيل را از نيل تا فرات قرار دادهاند و اسرائيل همه خليج فارس، شمال عراق، مسقط، عمان، نجد، تركيه، سوريه، جنوب لبنان، شرق فلسطين، غرب اردن، بخشى از مصر و جنوب سودان را شامل مىشود. به علاوه نقشه بزرگتر اسرائيل كه مىتواند مرحله بعد از پياده شدن طرح اسرائيل بزرگ باشد، كردستان، منطقه جنوب شرقى ايران، جنوب غربى افغانستان، و بخشى از شمال غربى پاكستان را نيز شامل مىگردد
[٣] «حسين اردنى»
حسين بن طلال در چهارم نوامبر ١٩٣٥ ميلادى در امان متولد شد. دوران كودكى خود را در كودكستان انگليسىها در امان گذراند، سپس در مدرسه ويكتوريا در شهر اسكندريه در مصر به تحصيل پرداخت و تحصيلاتش را در مدرسه هاروارد انگلستان ادامه داد. در سال ١٩٥١ ميلادى پدر بزرگش عبد اللَّه به دست يك جوان انقلابى فلسطينى به قتل رسيد. نفوذ وى در خاندانش و سياست انگلستان اقتضا كرد كه سلطنت در اين خاندان باقى بماند، لذا با كمك انگلستان، طلال پدر حسين به پادشاهى رسيد و نيز حسين وليعهد اردن شد.
چند ماه پس از به قدرت رسيدن طلال، در ١١ اوت ١٩٥١ ميلادى پارلمان فرمايشى اردن وى را از حكومت عزل كرد و شاه حسين را به جاى وى بر تخت حكومت نشاند، بعد از اين انتخاب، شاه حسين رهسپار انگليس شد و در ٢ ١٩٥١ ميلادى به اردن بازگشت و حكومت را در دست گرفت. او در طول حكومتش همواره از حمايت انگلستان برخوردار بود.
به دنبال خروج انگليس از شرق كانال سوئز و جايگزينى تدريجى امريكا در منطقه، وى از حمايت امريكا برخوردار گرديد. سياستهاى حكومت شاه حسين در منطقه خاورميانه، همواره دنباله روى از سياستهاى امريكا و انگليس در منطقه بوده است. در سال ١٩٦٧ ميلادى كه جنگ اعراب و اسرائيل آغاز شد، با خيانت شاه حسين صهيونيستها توانستند كرانه غربى رود اردن را اشغال و به خاك اسرائيل ضميمه كنند. در نتيجه چهار صد هزار فلسطينى آواره و به اردن رانده شدند. در اين برهه شاه حسين نه تنها در جهت حقوق حقه مردم فلسطين قدمى برنداشت بلكه با فاجعه سپتامبر ١٩٧٠ ميلادى كه به سپتامبر سياه مشهور شد با كشتار مردم مظلوم و آواره فلسطين در خاك اردن، لكه ننگى براى هميشه در پيشانى حكومت اردن باقى گذاشت
[٤] شاه حسن مراكشى فرزند سلطان محمد پنجم در سال ١٩٢٩ ميلادى به دنيا آمد، وى تحصيلات خود را در فرانسه گذرانيده است و بعد از درگذشت پدرش به نام سلطان حسن دوم به پادشاهى رسيد.
بعد از به قدرت رسيدن سلطان حسن دوم، روابط فرانسه با مراكش همان گونه كه انتظار مىرفت، گسترش يافت و مراكش بيش از گذشته مورد تهاجم فرهنگ غرب قرار گرفت و دولت مراكش نيز در بخشهاى فرهنگى، اقتصادى و سياسى از حمايت فرانسه برخوردار گرديد.
گفتنى است كه انور سادات رئيس جمهور خائن و معدوم مصر از طريق شاه حسن با صهيونيستها آشنا شد. چرا كه وى داراى روابط ديرينه با آنان است و همه ساله كنفرانس يهوديان در مراكش برگزار مىشود، شايد اين تنها كشور عربى است كه صهيونيستها تا اين اندازه در آن رسماً آزادى عمل دارند تا آنجا كه در سال ١٩٩١ ميلادى شاه حسن يك يهودى بنام «اندره ازولى» را به سمت مشاور عالى خود انتخاب كرد
[٥] حسنى مبارك در سال ١٩٢٨ ميلادى در استان المنوفيه مصر به دنيا آمده است. در سال ١٩٤٧ ميلادى وارد دانشگاه علوم نظامى شد و دوران آموزش خلبانى را در آنجا گذراند، بعداً براى تكميل آموزش خود به شوروى رفت.
در سال ١٩٧٢ ميلادى وى فرمانده كل نيروى هوايى گرديد و در هنگام جنگ اكتبر اعراب و اسرائيل در سال ١٩٧٣ ميلادى، حسنى مبارك فرمانده نيروى هوايى مصر بود.
وى يكى از نزديكان انور سادات، بانى قرارداد ننگين كمپ ديويد بود و در ملاقاتهاى مهم وى حضور داشت.
درباره زندگى او گفتنى است كه وى با يك دختر انگليسى به نام سوزان ازدواج كرده است و داراى دو فرزند به نامهاى علاء و جمال مىباشد.
مبارك پس از ترور سادات توسط سرهنگ انقلابى، شهيد خالد اسلامبولى در سال ١٩٨١ ميلادى، زمام امور مصر را به دست گرفت.
وى پس از جايگزينى اعلام كرد كه تمامى سياستهاى سادات را در زمينههاى داخلى و خارجى دنبال خواهد كرد و در سال ١٩٨٢ در مصاحبه با شبكه تلويزيونى ان. بى. سى امريكا گفت كه:
«دروازههاى ما به روى دوستان اعراب باز است اما نه به قيمت از دست رفتن روابطمان با اسرائيل، ما مىتوانيم نقش خوبى را براى رفع هر گونه تشنجى كه در هر زمان براى دوستان عرب و اسرائيلى ما به وجود بيايد ايفا كنيم».