صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٩ - نامه به آقاى محمد على انصارى (منشور برادرى)
هر دو جريان بايد با تمام وجود تلاش كنند كه ذرهاى از سياست «نه شرقى و نه غربى جمهورى اسلامى» عدول نشود كه اگر ذرهاى از آن عدول شود، آن را با شمشير عدالت اسلامى راست كنند. هر دو گروه بايد توجه كنند كه دشمنان بزرگ مشترك دارند كه به هيچ يك از آن دو جريان رحم نمىكند. دو جريان با كمال دوستى مراقب امريكاى جهانخوار و شوروى خائن به امت اسلامى باشند. هر دو جريان بايد مردم را هوشيار كنند كه درست است كه امريكاى حيلهگر دشمن شماره يك آنها است ولى فرزندان عزيز آنان زير بمب و موشك شوروى شهيد گشتهاند. هر دو جريان از حيله گريهاى اين دو ديو استعمارگر غافل نشوند و بدانند كه امريكا و شوروى به خون اسلام و استقلالشان تشنهاند.
خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جريان بگويم گفتم، حالْ خود دانند.
البته يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد- كه همه بايد از شرّ آن به خدا پناه ببريم- كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان و آن جريان نمىشناسد.
رئيس جمهور و رئيس مجلس و نخست وزير، وكيل، وزير و قاضى و شوراي عالى قضايى و شوراى نگهبان، سازمان تبليغات و دفتر تبليغات، نظامى و غير نظامى، روحانى و غير روحانى، دانشجو، غير دانشجو، زن و مرد نمىشناسد و تنها يك راه براى مبارزه با آن وجود دارد و آن رياضت است، بگذريم.
اگر آقايان از اين ديدگاه كه همه مىخواهند نظام و اسلام را پشتيبانى كنند به مسائل بنگرند، بسيارى از معضلات و حيرتها برطرف مىگردد ولى اين بدان معنا نيست كه همه افراد تابع محض يك جريان باشند. با اين ديد گفتهام كه انتقاد سازنده معنايش مخالفت نبوده و تشكل جديد مفهومش اختلاف نيست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مىشود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدايت دو جريان مىشود. هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطى و جريانى است. اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بىجهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است. در هر حال يكى