مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ٧٧ - اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)

اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)

کد مطلب: ٦٣٥٠ تاریخ انتشار: ١٤ آذر ١٣٩٥ تعداد بازدید: ٩٤٩٠ مقالات » عمومي اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)

طرح شبهه:

عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهّابي، در مقاله اش با عنوان « قصة حرق عمر رضي الله عنه لبيتفاطمة رضي الله عنها» كه در سايت «فيصل نور» آمده، در باره روايت نظام معتزلي و اعتراف او به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه مي نويسد:

ونقل أبو الفتح الشهرستاني في كتابه الملل والنحل ١/٥٧: وقال النظّام: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي ألقت الجنين من بطنها. وكان يصيح [عمر] احرقوا دارها بمن فيها، وما كان في الدار غير علي وفاطمة والحسن والحسين. انتهي كلام الشهرستاني.

قال الصفدي في كتاب الوافي بالوفيات ٦/٧٦ في حرف الألف، عند ذكر إبراهيم بن سيار، المعروف بالنظّام، ونقل كلماته وعقائده، يقول: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي ألقت المحسن من بطنها!

يا لك من مفلس: فإن الشهرستاني يعدد هنا مخازي وضلالات النظام المعتزلي وذكر من بلاياه أنه زعم أن عمر ضرب فاطمة حتي ألقت جنينها. قال الشهرستاني « ثم زاد علي خزيه بأن عاب عليا وابن مسعودي وقال: أقول فيهما برأيي ». أرأيتم معشر المسلمين منهج الرافضة في النقل.

كذلك فعل الصفدي في تعداد مخازي عقائد المعتزلة باعترافك.

اصل كلام شهرستاني و صفدي در نقد شخصيت نظام:

محمد بن عبدالكريم شهرستاني (متوفاي٥٤٨هـ) در الملل و النحل مي گويد:

النظامية، اصحاب إبراهيم بن يسار بن هانيء النظام وقد طالع كثيرا من كتب الفلاسفة وخلط كلامهم بكلام المعتزلة وانفرد عن اصحابه بمسائل...

الحادية عشرة ميله إلي الرفض ووقيعته في كبار الصحابة قال اولاً لا امامة الا بالنص والتعيين ظاهراً مكشوفاً وقد نص النبي صلي الله عليه وسلم علي علي رضي الله عنه في مواضع واظهر اظهاراً لم يشتبه علي الجماعة الا ان عمر كتم ذلك وهو الذي تولي بيعة أبي بكر يوم السقيفة ونسبه إلي الشك يوم الحديبية في سؤاله الرسول عليه الصلاة والسلام حين قال أ لسنا علي حق أ ليسوا علي الباطل؟ قال: نعم، قال عمر: فلَمِ َنعطي الدنية في ديننا قال هذا شك وتردد في الدين ووجدان حرج في النفس مما قضي وحكم وزاد في الفرية فقال: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي القت الجنين من بطنها وكان يصيح احرقوا دارها بمن فيها وما كان في الدار غير علي وفاطمة والحسن والحسين. وقال: تغريبه نصر بن الحجاج من المدينة إلي البصرة وابداعه التراويح ونهيه عن متعة الحج... »

ابراهيم بن يسار بن هاني، نظام، بسياري از كتب فلاسفه را مورد مطالعه قرار داد. و سخن آنان را با سخنان معتزله در آميخت و در برخي از مسايل تفرد داشت؛ از آن جمله: يازدهمين مورد از تفردات وي گرايش به مذهب تشيع و توهين به بزرگان صحابه بود؛ وي مي گفت: پيامبر (صلي الله عليه وسلم) بر امامت علي تصريح كرده و او را جانشين خويش تعيين نموده است، و صحابه ي پيامبر (صلي الله عليه وسلم) نيز به اين مطلب آگاه بودند؛ اما عمر به نفع ابوبكر اين مساله را پنهان داشت و او بود كه براي ابوبكر بيعت گرفت.

در داستان حديبيه، عمر در مقابل رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) و فرمان وي دچار شك و ترديد مي شود و با حالتي اعتراض گونه مي گويد: مگر ما بر حق و آنان بر باطل نيستند؟ رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: بلي، روش ما بر حق است و آنان به بيراهه مي روند، عمر گفت: پس چرا بايد با افرادي كه همسنگ ما نيستند، پيمان ببنديم؟

اين سخن عمر نشانه اي است از شك و ترديد او در درستي راه و فرماني كه پيامبر صادر كرده بود.

وي داستاني دروغين جعل كرده و گفته: عمر در روز بيعت، شكم حضرت فاطمه (رضي الله عنها) را زد و او سقط جنين كرد؛ در حاليكه فرياد مي زد، «خانه فاطمه را با ساكنان آن بسوزانيد» و حال آنكه جز علي، فاطمه، حسن و حسين كسي ديگر در خانه نبود.

همچنين عمر بود كه نصر بن حجاج را از مدينه به بصره تبعيد كرد، نماز تراويح را ابداع كرد، از متعه حج بازداشت و...

الشهرستاني، محمد بن عبد الكريم بن أبي بكر أحمد (متوفاي٥٤٨هـ)، الملل والنحل، ج ١، ص ٥٧، تحقيق: محمد سيد كيلاني، ناشر: دار المعرفة - بيروت - ١٤٠٤هـ.

صفدي، نيز پس از نقل كلام شهرستاني در باره نظام مي نويسد:

ومنها ميله إلي الرفض ووقوعه في أكابر الصحابة رضي الله عنهم وقال نص النبي (ص) علي أن الإمام علي وعينه وعرفت الصحابة ذلك ولكن كتمه عمر لأجل أبي بكر رضي الله عنهما وقال إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم لبيعة حتي ألقت المحسن من بطنها...

وقد ذهب جماعة من العلماء إلي أن النظام كان في الباطن علي مذهب البراهمة الذين ينكرون النبوة وأنه لم يظهر ذلك خوفا من السيف فكفره معظم العلماء وكفره جماعة من المعتزلة حتي أبو الهذيل والإسكافي وجعفر ابن حرب كل منهم صنف كتابا في تكفيره....

... در برخي از مسائل با معتزله همنظر بود و در برخي ديگر تفرد داشت از آن جمله: گرايش وي به رفض و توهين به بزرگان صحابه پيامبر (ص) بود؛ وي مي گفت: پيامبر (صلي الله عليه وسلم) بر امامت علي تصريح كرده و او را جانشين خويش تعيين نموده است، و صحابه ي پيامبر (صلي الله عليه وسلم) نيز به اين مطلب آگاه بودند؛ اما عمر به نفع ابوبكر اين مساله را پنهان داشت و مي گفت: عمر در روز بيعت با ابوبكر شكم حضرت فاطمه ي حضرت زهرا را زد چنانكه وي محسن را سقط كرد.

برخي از علما معتقدند كه نظام در حقيقت مذهب برهمائي داشت يعني: كساني كه منكر نبوت اند؛ و او به خاطر بيم از شمشير، عقيده اش را پنهان نمود. اكثر علما وي را كافر مي دانند و گروهي از پيشوايان معتزله همچون ابوهذيل، اسكافي و جعفر بن حرب نيز او را كافر دانسته اند و در اين باره كتاب هايي نوشته اند.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي٧٦٤هـ)، الوافي بالوفيات، ج ٦، ص ١٥، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفي، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

نقد و بررسي:

ابراهيم بن سيار بن هاني، مشهور به نظّام (متوفاي ٢٣٠هـ) فيلسوف و متكلم مشهور اهل سنت، مؤسس فرقه نظاميه و از برزگان معتزله، از كساني است كه به هتك حرمت صديقه شهيده سلام الله عليها توسط خليفه دوم و نيز برخي ديگر از حقائق و وقايعي كه در صدر اسلام اتفاق افتاده، اعتراف كرده است؛ اما متأسفانه دانشمندان اهل سنت بدون تدبّر در سخنان او و فقط به خاطر اعتراف او به حقايقي از اين دست، او را مورد بي مهري شديد قرار داده و بدون اين كه مدركي ارائه دهند، تهمت هاي ناروائي متوجه او كرده و حتي گفته اند كه او «برهمائي» بوده نه مسلمان!!!.

آيا نظام مذهب برهمائي داشت؟

صلاح الدين صفدي، بدون اين كه مدركي ارائه دهد، نظام را داراي مذهب «برهمائي» معرفي كرده و مي گويد:

وقال ابن أبي الدم قاضي حماة وغيره في كتب الملل والنحل إن النظام...

در جواب صفدي مي گوييم :

اولا: صفدي مشخص نكرده كه اين قضيه در كداميك از كتاب هاي ملل و نحل آمده است كه اين خود نشان دهنده ترديد او در صحت مطلب است؛ ثانيا: ادعاي برهمائي بودن نظام، با اعتقاد وي به نصب امام عليه السلام توسط رسول خدا به عنوان امام، با يكديگر سازگاري ندارد و تناقضي آشكار در كلام صفدي است؛ زيرا چگونه ممكن است كسي منكر نبوت نبي اكرم صلي الله عليه وآله باشد؛ ولي در عين حال بحث خلافت او را پيش كشيده و اعتقادش اين باشد كه رسول صلي الله عليه وآله، علي عليه السلام را به جانشيني خود برگزيده است؟

آيا ممكن است كسي منكر نبوت فردي باشد؛ ولي براي فعل او ( انتصاب علي عليه السلام به جانشيني خودش ) ارزش قائل باشد و اين حقيقت را بازگو كند و بعضي از صحابه را به خاطر كتمان اين مطلب به منفعت طلبي وصف كند؟!!!

بنابراين، اتهام برهمائي بودن وي، سخني است به گزاف كه به نظر مي رسد تنها به خاطر پرده برداري از برخي حقايق، به او نسبت داده شده است.

بررسي اشكالات شهرستاني بر نظام:

مهمترين اشكالاتي كه شهرستاني به نظام مي گيرد و به همين دليل روايت وي را رد مي كند، چهار مطلب (به علاوه تصريح به شهادت حضرت زهرا توسط عمر) است كه آن را نقل و نقد آن را نيز ذكر خواهيم كرد:

١. تصريح به امامت اميرالمؤمنين، توسط رسول خدا (عليهما السلام):

نخستين اشكال شهرستاني بر نظام اين است كه وي معتقد به منصوص بودن امامت پس از پيامبر بوده وگفته است: رسول خدا صلي الله عليه وآله، اميرمؤمنان عليه السلام را به عنوان امام پس از خودش نصب كرده است؛ ولي عمر آن را انكار كرده است:

اولا لا امامة الا بالنص والتعيين ظاهراً مكشوفاً وقد نص النبي صلي الله عليه وسلم علي علي رضي الله عنه في مواضع واظهر اظهاراً لم يشتبه علي الجماعة الا ان عمر كتم ذلك وهو الذي تولي بيعة أبي بكر يوم السقيفة.

وي مي گفت: پيامبر (صلي الله عليه وسلم) بر امامت علي تصريح كرده و او را جانشين خويش تعيين نموده است، و صحابه ي پيامبر (صلي الله عليه وسلم) نيز به اين مطلب آگاه بودند؛ اما عمر به نفع ابوبكر اين مسأله را پنهان داشت و او بود كه براي ابوبكر بيعت گرفت.

پاسخ:

اين عبارت اختصاص به نظام ندارد؛ بلكه برخي ديگر از بزرگان اهل سنت؛ از جمله امام الحرمين غزالي نيز به آن تصريح كرده است.

... واجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مولي فهذا تسليم ورضي وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوي تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي فعادوا إلي الخلاف الأول: « فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا ».

ولما مات رسول الله صلي الله عليه وسلم قال قبل وفاته ائتوا بدواة وبيضاء لأزيل لكم إشكال الأمر واذكر لكم من المستحق لها بعدي.

قال عمر رضي الله عنه دعوا الرجل فإنه ليهجر...

از خطبه هاي رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) خطبه آن حضرت به اتفاق همه مسلمانان در روز عيد غدير خم است كه در آن فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، علي مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علي (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت:

افتخار، افتخار اي ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاي ديگري هستي.

اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبري علي (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب علي (عليه السلام) به رهبري امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز ها، عمر تحت تأثير هواي نفس و علاقه به رياست و رهبري خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلي تغيير داد و با لشكر كشي ها، برافراشتن پرچم ها و گشودن سرزمين هاي ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و [مصداق اين آيه قرآن شد:]

پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايي ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله اي كردند.

و زماني كه رسول خدا از دنيا رفت، پيش از رحلت ، فرمود: كاغذ و دواتي براي من بياوريد تا مشكل شما را در امر خلافت پس از خودم حل و كسي را كه مستحق آن است، براي شما ذكر نمايم. عمر گفت: به سخنان اين مرد توجه نكنيد، او هذيان مي گويد.

الغزالي، أبو حامد محمد بن محمد، سر العالمين وكشف ما في الدارين، ج ١، ص ١٨، باب في ترتيب الخلافة والمملكة، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل وأحمد فريد المزيدي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، ١٤٢٤هـ ٢٠٠٣م.

حال پرسش ما از اهل سنت اين است كه: آيا شما مي توانيد به خاطر اين سخن، امام الحرمين غزالي، اين شخصيت برجسته اهل تسنن را تضعيف كنيد؟

٢. شك عمر در نبوت رسول خدا (ص):

اشكال دوم شهرستاني به نظام اين است كه وي معتقد بوده عمر بن الخطاب در صلح حديبيه در نبوت رسول خدا شك كرده است:

ونسبه إلي الشك يوم الحديبية في سؤاله الرسول عليه الصلاة والسلام حين قال أ لسنا علي حق أليسوا علي الباطل؟ قال: نعم ، قال عمر: فَلِمَ نعطي الدنية في ديننا؟ قال: هذا شك وتردد في الدين ووجدان حرج في النفس مما قضي.

در داستان حديبيه، عمر در مقابل رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) و فرمان وي دچار شك و ترديد مي شود و با حالتي اعتراض گونه مي گويد: مگر ما بر حق و آنان بر باطل نيستند؟ رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: بلي، روش ما بر حق است و آنان به بيراهه مي روند، عمر گفت: پس چرا بايد با افرادي كه همسنگ ما نيستند، پيمان ببنديم؟

اين سخن عمر نشانه اي است از شك و ترديد او در درستي راه و فرماني كه پيامبر صادر كرده بود.

پاسخ:

اعتراض عمر به پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله در حديبيه، قضيه اي است كه در صحيح بخاري و مسلم آمده و از قول سَهْلُ بْنُ حُنَيْف نقل شده و آن را با اعتراض خوارج به حضرت علي عليه السلام را در صفين مقايسه كرده است:

عن أَبي وَائِل، قَالَ كُنَّا بِصِفِّينَ فَقَامَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْف فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ اتَّهِمُوا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّا كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يَوْمَ الْحُدَيْبِيَةِ، وَلَوْ نَرَي قِتَالاً لَقَاتَلْنَا، فَجَاءَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَلَسْنَا عَلَي الْحَقِّ وَهُمْ عَلَي الْبَاطِلِ فَقَالَ: بَلَي. فَقَالَ أَلَيْسَ قَتْلاَنَا فِي الْجَنَّةِ وَقَتْلاَهُمْ فِي النَّارِ قَالَ: بَلَي. قَالَ فَعَلَي مَا نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا؟...

أبي وائل مي گويد: در صفين بوديم كه سهل بن حنيف برخواست و گفت: اي مردم! مواظب خودتان باشيد، ما در حديبيه با رسول خدا (صلي الله عليه وآله) بوديم، اگر جنگي پيش مي آمد، مي جنگيديم، عمر بن خطاب نزد پيامبر آمد و گفت: اي رسول خدا! مگر نه اين است كه ما بر حقيم و آنان بر باطل؟ فرمود: آري، چنين است. گفت: مگر نه اين است كه كشته هاي ما بهشتي هستند و كشته هاي آنان جهنمي؟ فرمود: آري چنين است، گفت: پس چرا بايد با ذلّت بازگرديم، و نبايد خدا بين ما و آنان حكم نمايد؟ رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمود: اي پسر خطاب! من فرستاده خدا هستم ، پس خداوند هرگز مرا خوار و كوچك نمي كند.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج ٣، ص ١١٦٢، ح ٣٠١١، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب إِثْمِ من عَاهَدَ ثُمَّ غَدَرَ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧ .

شك عمر در نبوت رسول اكرم صلي الله عليه وآله وسلم از مسلمات نزد اهل سنت مي باشد كه، احمد بن حنبل، عبد الرزاق صنعاني، شمس الدين ذهبي، ابن حبان، جلال الدين سيوطي و ديگران اين قضيه را مفصل نقل كرده و حتي تصريح كرده اند كه عمر بن خطاب به خاطر شك خود و جسارت به پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله بارها صدقه و كارهاي نيكي انجام داد تا كفاره عمل او باشد.

البته اين مطلب را در بخش مستقلي تحت عنوان استدلال به آيه بيعت رضوان بررسي كرده ايم كه علاقه مندان مي توانند تفصيل بحث را در آن جا بخوانند.

بنابراين، نقل اين مطلب، اختصاص به نظام ندارد؛ بلكه بسياري از بزرگان اهل تسنن آن را نقل كرده اند. حال با توجه به اين نكته آيا مي توان افرادي همچون بخاري ، مسلم ، ذهبي، ابن حبان، عبد الرزاق صنعاني، طبراني، سيوطي و... را به خاطر نقل اين مطلب تضعيف كرد؟

٣. نماز تراويح از بدعت هاي عمر:

سومين اشكال شهرستاني بر نظام اين است كه وي گفته نماز تراويح از بدعت هاي عمر است!

پاسخ:

وابداعه (عمر) التراويح:

نقل اين مطلب نيز اختصاص به نظام ندارد؛ بلكه اين مطلب از قطعيات تاريخ است كه حتي محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح ترين كتاب اهل سنت، آن را نقل كرده است. بخاري مي نويسد:

عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدٍ الْقَارِيِّ... فَقَالَ عُمَرُ إِنِّي أَرَي لَوْ جَمَعْتُ هَؤُلاَءِ عَلَي قَارِئٍ وَاحِدٍ لَكَانَ أَمْثَلَ. ثُمَّ عَزَمَ فَجَمَعَهُمْ عَلَي أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ، ثُمَّ خَرَجْتُ مَعَهُ لَيْلَةً أُخْرَي، وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلاَةِ قَارِئِهِمْ، قَالَ عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هَذِهِ...

عمر گفت: نظر من اين است كه اگر براي اين نماز گزاران امام جماعتي قرار دهم بهتر است؛ سپس تصميمش را عملي كرد و ابي بن كعب را مأمور اقامه جماعت كرد.

راوي مي گويد: شبي همراه عمر بيرون آمدم مردم را ديدم كه پشت سر يك شخص نماز مي خوانند. عمر گفت: اين كار عجب بدعت خوبي است.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج ٢، ص ٧٠٧، ح١٩٠٦، كتاب صلاة التراويح، باب فَضْلِ مَنْ قَامَ رَمَضَانَ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧ .

آيا مي توان محمد بن اسماعيل بخاري را به خاطر نقل اين روايت تضعيف و كتاب او را از اعتبار انداخت؟

٤. نهي عمر از متعه حج:

چهارمين اشكالي كه شهرستاني به نظام دارد، اين است كه وي معتقد بوده كه عمر بر خلاف سنت رسول خدا، حكم به تحريم متعه حج كرده است.

ونهيه عن متعة الحج ومصادرته العمال كل ذلك احدث.

پاسخ:

اتفاقاً اين مطلب نيز از قطعيات تاريخ است و تنها نظّام آن را نقل نكرده است؛ بلكه بسياري از بزرگان اهل تسنن؛ از جمله محمد بن اسماعيلي بخاري و مسلم نيشابوري در صحيحش بر اين مطلب تصريح كرده اند.

محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش نقل مي كند كه:

حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا يَحْيَي عَنْ عِمْرَانَ أَبِي بَكْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ أُنْزِلَتْ آيَةُ الْمُتْعَةِ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ يُنْزَلْ قُرْآنٌ يُحَرِّمُهُ وَلَمْ يَنْهَ عَنْهَا حَتَّي مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْيِهِ مَا شَاءَ قَالَ مُحَمَّدٌ يُقَالُ إنَّهُ عُمًر .

آيه متعه در زمان رسول خدا نازل شد و ما در زمان رسول خدا به آن عمل مي كرديم و آيه اي هم بر حرمت آن نازل نگرديد و رسول خدا هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد، مردي با رأي و ميل خودش هر چه كه دلش خواست گفت. محمد (بخاري) گفته: اين شخص عمر بن الخطاب بود.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي٢٥٦هـ)، صحيح البخاري، ج ٤، ص ١٣٣، ح٤٢٤٦، كِتَاب التفسير، بَاب فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إلي الْحَجِّ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧ .

و محمد بن مسلم نيشابوري مي نويسد:

حَدَّثَنَا حَامِدُ بْنُ عُمَرَ الْبَكْرَاوِيُّ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ يَعْنِي ابْنَ زِيَادٍ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي نَضْرَةَ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ فَأَتَاهُ آتٍ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَابْنُ الزُّبَيْرِ اخْتَلَفَا فِي الْمُتْعَتَيْنِ فَقَالَ جَابِرٌ فَعَلْنَاهُمَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ نَهَانَا عَنْهُمَا عُمَرُ فَلَمْ نَعُدْ لَهُمَا.

ابونضره مي گويد: در خدمت جابر بن عبد الله انصاري بوديم، شخصي آمد و گفت: ابن عباس و ابن زبير در باره ازدواج موقت (متعه) و متعه حج اختلاف نظر دارند، جابر گفت: هر دو متعه را در زمان رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) انجام داديم، سپس عمر ما را از آن نهي كرد و به آن عمل نكرديم.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي٢٦١هـ)، صحيح مسلم، ج ٢، ص ٩١٤، ح ١٢٤٩،كِتَاب الْحَجِّ، بَاب التَّقْصِيرِ في الْعُمْرَةِ، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و سرخسي فقيه مشهور حنفي، در كتاب المبسوط تصريح كرده و مي نويسد:

وقد صحّ أنّ عمر رضي اللّه عنه نهي الناس عن المتعة فقال: متعتان كانتا علي عهد رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم وأنا أنهي الناس عنهما؛متعة النساء، ومتعة الحج.

در خبر صحيح از عمر وارد شده است كه از ازدواج موقت مردم را منع كرد و گفت: دو متعه در زمان رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) جايز بود و به آن عمل مي كردند؛ ولي من از آن نهي مي كنم، يكي ازدواج موقت و دوم متعه حج.

السرخسي، شمس الدين (متوفاي٤٨٣هـ)، المبسوط، ج ٤، ص ٢٧، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

علاقعه مندان مي توانند براي اطلاع بيشتر در اين باره به مقاله مشروعيت متعه در كتاب هاي اهل سنت مراجعه فرمايند

با اين حال ، آيا مي توان محمد بن اسماعيل بخاري را به خاطر اعتراف به اين حقيقت كه خليفه دوم متعه را تحريم كرده، تضعيف كرد؟

در نتيجه تمام اشكالات شهرستاني بر نظام مردود و غير قابل قبول است.

ستايش هاي نظام:

از همه اين ها كه بگذريم، نظام فرد ضعيفي نيست؛ بلكه برخي از عالمان اهل سنت ستايش هايي از وي نموده اند؛ از جمله خود صفدي در ابتداي شرح حال وترجمه نظام مي گويد:

وكان إبراهيم هذا شديد الذكاء.

ابراهيم بن سيار از هوش بسيار بالايي برخوردار بود.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي٧٦٤هـ)، الوافي بالوفيات، ج ٦، ص ١٢، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفي، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

خطيب بغدادي از عالمان بزرگ اهل سنت در باره او مي گويد:

إبراهيم بن سيار، أبو إسحاق النظام: ورد بغداد وكان أحد فرسان أهل النظر والكلام علي مذهب المعتزلة، وله في ذلك تصانيف عدة، وكان أيضا متأدبا، وله شعر دقيق المعاني علي طريقة المتكلمين، وأبو عثمان الجاحظ كثير الحكايات عنه.

إبراهيم بن سيار از جمله كساني بود كه وارد بغداد شد. او از يكه تازان و صاحب نظران در علم كلام بر طبق مذهب معتزله بود، و در علم كلام (بر طبق آراي مذهب معتزله ) كتاب هاي زيادي به رشته تحرير در آورده است، او فردي اديب بود، و اشعار بسيار دقيق و پرمعنايي در زمينه علم كلام سروده است. ابوعثمان جاحظ ( شاگرد او ) مطالب بسياري از او نقل كرده است.

البغدادي، أحمد بن علي أبو بكر الخطيب (متوفاي٤٦٣هـ)، تاريخ بغداد، ج ٦، ص ٩٧، رقم ٣١٣١، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.

ابن ماكولا در باره او مي گويد:

وأما نظام بتشديد الظاء فهو إبراهيم بن سيار أبو إسحاق النظام مولي بني الحارث بن عباد من بني قيس بن ثعلبة وكان أحد فرسان المتكلمين وله شعر مليح رقيق.

منظور از نظام إبراهيم بن سيار ابوإسحاق النظام است... او ( در زمان خودش) از يكه تازان و صاحب نظران در علم كلام بود، وي اشعار زيبا و رواني سروده است.

إبن ماكولا، علي بن هبة الله بن أبي نصر (متوفاي٤٧٥هـ)، الإكمال في رفع الارتياب عن المؤتلف والمختلف في الأسماء والكن، ج ٧، ص ٢٧٤، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي ١٤١١هـ.

نتيجه:

نظام معتزلي، از بزرگان اهل سنت است و تضعيفات كه براي او نقل كرده اند، فقط و فقط به خاطر اعتراف به حقايقي است كه برملا شدن آن ها، اصل مشروعيت خلافت خلفا را زير سؤال مي برد؛ بنابراين اشكالات برخي از عالمان اهل سنت؛ همچون شهرستاني و صفدي بر او وارد نيست و اعتقادات خاص او سبب تضعيف او نخواهد شد؛ زيرا بسياري از بزرگان اهل سنت نيز همان اعتقادات را داشته اند.


موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)