مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١٦٢ - امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت

امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت

کد مطلب: ٩١٧٤ تاریخ انتشار: ١١ مهر ١٣٩٦ - ١٤:٠٣ تعداد بازدید: ٢٣١٢ مقالات » عمومي امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت

 

وجود مقدس امام سجاد سلام الله عليه در چهارم شعبان المعظم سال سي و هشت هجري قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. پدر گرامي ايشان مولانا حضرت ابا عبدالله الحسين سلام الله عليه و مادر گرامي ايشان حضرت شهر بانو سلام الله عليها مي باشد.

شخصيت فردي امام سجاد سلام الله عليه

در اين بخش به شخصيت والايحضرت از قول علماء و بزرگان اهل سنت اشاره مي‌شود:

زهري، ابو حازم، سعيد بن مسيب و مالک:

ابن عماد حنبلي از قول اين چهار نفر چنين نقل مي‌کند:

قال الزهري ما رأيت أحدا أفقه من زين العابدين لكنه قليل الحديث وقال أبو حازم الأعرج ما رأيت هاشميا أفضل منه وعن سعيد بن المسيب قال ما رأيت أورع منه وقال مالك بلغني أن علي بن الحسين كان يصلي في اليوم والليلة ألف ركعة إلى أن مات وكان يسمى زين العابدين لعبادته.

زهري گفته: نديدم کسي فقيه تر از زين العابدين ولي از او روايت کم نقل شده است. ابو حازم گفته: هيچ فرد هاشمي را نديدم که برتر از امام سجاد عليه السلام باشد. و از سعيد بن مسيب نيز منقول است که گفت: نديدم کسي با تقوا تر از امام سجاد عليه السلام باشد.مالک نيز گفت: به من خبر رسيد که علي بن حسين [امام سجاد سلام الله عليه] در شبانه روز هزار رکعت نماز مي خواند است تا اينکه از دنيا رفت. و به زين العابدين نام گذاري شد به علت کثرت عبادتش.

العكري الحنبلي، عبد الحي بن أحمد بن محمد (متوفاى١٠٨٩هـ)، شذرات الذهب في أخبار من ذهب، ج ١ ص ١٠٥ ، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ناشر: دار بن كثير - دمشق، الطبعة: الأولي، ١٤٠٦هـ. .

يعقوبي:

يعقوبي نيز در تاريخ خود چنين مي نويسد:

وكان أفضل الناس وأشدهم عبادة وكان يسمى زين العابدين وكان يسمى أيضا ذا الثفنات لما كان في وجهه من أثر السجود وكان يصلي في اليوم والليلة ألف ركعة ولما غسل وجد على كتفيه جلب كجلب البعير فقيل لأهله ما هذه الآثار قالوا من حمله للطعام في الليل يدور به على منازل الفقراء. قال سعيد بن المسيب ما رأيت قط أفضل من علي بن الحسين.

او برترين مردم زمانش بود و شديد ترين آنان در عبادت بود و او زين العابدين نامگذاري شده بود و همچنين به ايشان ذا الثفنات گفته مي شد چرا که در صورت ايشان اثر سجده بود و ايشان در شبانه روز هزار رکعت نماز مي خواند و هنگامي ايشان را غسل مي داند، بر روي دوش ايشان اثر جراحت مانند زخم شتران بود. به خانواده ايشان گفته شد: اين ها آثار چيست؟ پاسخ دادند: اثر حمل غذا در شب است که بر منزل فقرا مي بردند. سعيد بن مسيب گفت: برتر از علي بن الحسين نديدم.

اليعقوبي، ج ٢ ص ٣٠٣ ، أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاى٢٩٢هـ)، تاريخ اليعقوبي، ناشر: دار صادر – بيروت.

ابو نعيم اصفهاني:

ابو نعيم اصفهاني چنين مي نويسد:

علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب رضي الله تعالى عنهم زين العابدين ومنار القانتين كان عابدا وفيا وجوادا حفيا.

علي بن الحسين [امام سجاد عليه السلام] زينت عبادت کنندگان و نماد عابدين بود. او فردي عابد و وفا کار و به آرامي راه مي رفت.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى٤٣٠هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء،ج ٣ ص ١٣٣ ،ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، ١٤٠٥هـ..

أبو الوليد الباجي:

وي در مورد شخصيت امام سجاد سلام الله عليه از قول زهري چنين مي نويسد:

حدثنا أبو اليمان أخبرنا شعيب عن الزهري قال حدثني علي بن الحسين وكان أفضل أهل سنة وأحسنهم طاعة.

علي بن الحسن براي من صحبت کرد و او برتين اهل سنت و از نظر اطاعت از خداوند، بهترين آنان بود.

الباجي، سليمان بن خلف بن سعد ابوالوليد (متوفاى٤٧٤هـ)، التعديل والتجريح لمن خرج له البخاري في الجامع الصحيح، ج ٣ ص ٩٥٦ ، تحقيق: د. ابولبابة حسين، ناشر: دار اللواء للنشر والتوزيع - الرياض، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦هـ – ١٩٨٦م.

ابن ابي حازم:

بيهقي از قول ابن ابي حازم چنين نقل مي کند:

قال ابن أبي حازم وهو من العلماء السلف: ما رأيت هاشمياً أفضل من زين العابدين علي بن الحسين رضي الله عنهما.

ابن ابي حازم که از علماي گذشته است گفت: هيچ هاشمي را نديدم که بر تر باشد مگر زين العابدين، علي بن الحسين.

البيهقي، أبو الحسن ظهير الدين علي بن زيد، الشهير بابن فندمه (متوفاي ٥٦٥هـ) لباب الأنساب والألقاب والأعقاب، ج ١ ص ١٣ ، دار النشر: طبق برنامه الجامع الكبير.

ابن عساکر:

ابن عساکر شافعي نيز پيرامون آن حضرت مي نويسد:

وكان يسمى بالمدينة زين العابدين لعبادته.

او [امام سجاد عليه السلام] در مدينه به خاطر عبادتش، سجاد ناميده شد.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى٥٧١هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤١ ص ٣٧٩ ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥.

ابن خلکان:

ابن خلکان نيز در مورد حضرت امام سجاد سلام الله عليه چنين مي نويسد:

زين العابدين أبو الحسن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب رضي الله عنهم أجمعين المعروف بزين العابدين...هذا وهو أحد الأئمة الأثني عشر ومن سادات التابعين قال الزهري ما رأيت قرشيا أفضل منه.

زين العابدين، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب معروف به زين العابدين...ايشان يکي از ائمه دوازده گانه و از بزرگان تابعين مي باشد.

زهري گفته است: هيچ فرد قريشي برتر از او [امام سجاد عليه السلام] نديده ام.

إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاى٦٨١هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج ٣ ص ٢٦٧ ، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

عجلي:

عجلي از استوانه هاي علمي اهل سنت نيز چنين مي نويسد:

على بن الحسين بن على بن أبي طالب مدني تابعي ثقة وكان رجلا صالحا قال العجلي ويروى عن الزهرى قال ما رأيت هاشميا قط أفضل من على بن الحسين.

علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب، اهل مدينه و تابعي و فردي ثقه و مورد اطمينان است و او فرد صالحي بود. عجلي نقل مي کند: از زهري نقل مي کند که او مي گفت: هيچ فرد هاشمي برتر از علي بن الحسين نديدم.

العجلي، أبي الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفاى٢٦١هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحديث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج ٢ ص ١٥٣ ، تحقيق: عبد العليم عبد العظيم البستوي، ناشر: مكتبة الدار - المدينة المنورة - السعودية، الطبعة: الأولى، ١٤٠٥ – ١٩٨٥م.

شيباني نيز مانند اين مطالب را نقل مي کند:

الشيباني، أحمد بن عمرو بن أبي عاصم (متوفاي٢٨٧هـ)، الزهد، ج ١ ص ١٦٦ ، تحقيق: عبد العلي عبد الحميد حامد، دار النشر: دار الريان للتراث – القاهرة، الطبعة: الثانية ١٤٠٨.

يحيي بن سعيد:

ابن سعد و ابن عبدالبر از قول يحيي بن سعيد چنين مي نويسند:

حدثنا حماد بن زيد عن يحيى بن سعيد قال سمعت علي بن حسين وكان أفضل هاشمي أدركته.

يحيي بن سعيد نقل مي کند: از علي بن الحسين روايت شنيدم و و او برترين فرد هاشمي بود که او را درک کرده بودم.

البصري الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله (متوفاي٢٣٠ هـ)، الطبقات الكبرى ، ج ٥ ص ٢١٤ ، دار النشر : دار صادر - بيروت ، طبق برنامه الجامع الكبير.

النمري القرطبي المالكي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى ٤٦٣هـ)، التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، ج ٩ ص ١٥٦ ، تحقيق: مصطفي بن أحمد العلوي، ‏محمد عبد الكبير البكري، ناشر: وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية - المغرب – ١٣٨٧هـ..

سعيد بن مسيب:

مزي و ذهبي از قول سعيد بن مسيب چنين مي نويسند:

قال رجل لسَعِيد بن المُسَيب : ما رأيت أحدا أورع من فلان. قال هل رأيت علي بن الحسين ؟ قال : لا ، قال : ما رأيت أورع منه.

فردي به سعيد بن مسيب گفت: من از فلان شخص فردي با تقوا تر نديده ام. سعيد بن مسيب به او گفت: آيا علي بن الحسين را ديده اي؟ گفت خير. سعيد گفت: من با تقوا تر از علي بن الحسين نديده ام.

المزي، ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى٧٤٢هـ)، تهذيب الكمال،ج ٢٠ ص ٣٨٩ ، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٠هـ – ١٩٨٠م.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ٤ ص ٣٩١ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ..

ابن حجر:

ابن حجر هيتمي مکي نيز در کتاب الصواعق خود پيرامون شخصيت والاي امام سجاد سلام الله عليه چنين مي نويسد:

وزين العابدين هذا هو الذي خلف أباه علما وزهدا وعبادة وكان إذا توضأ للصلاة اصفر لونه فقيل له في ذلك فقال ألا تدرون بين يدي من أقف.

زين العابدين جانشين پدرش در علم و زهد و عبادت بود و چون براي نماز وضو مي‌گرفت، رنگش زرد مي شد و در اين باره از او سوال شد، فرمود: هيچ مي دانيد در مقابل چه کسي مي ايستم؟!

الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى٩٧٣هـ)، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢ ص ٥٨٢ ، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م.

مزي و ابن حجر:

مزي و ابن حجر، دو تن از استوانه هاي رجالي اهل سنت از قول مالک چنين نقل مي ژ‌کنند:

وَقَال ابن وهب ، عن مالك : لم يكن في أهل بيت رسول الله صلى الله عليه وسلم مثل علي بن الحسين.

عن مالک نقل است که گفت: در اهل بيت پيامبر صلي الله عليه [وآله] و سلم فردي مانند علي بن الحسين نبود.

المزي، ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى٧٤٢هـ)، تهذيب الكمال، ج ٢٠ ص ٣٨٧ ،تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٠هـ – ١٩٨٠م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى٨٥٢هـ)، تهذيب التهذيب، ج ٧ ص ٢٦٩ ، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م.

ابن تيميه:

ابن تيميه حراني نيز پيرامون شخصيت ان حضرت چنين مي نويسد:

وأماعلى بن الحسينفمن كبارالتابعينوساداتهم علما ودينا... وكان من خيار أهل العلم والدين من التابعين.

علي بن الحسين از بزرگان تابعين و بزرگان آنان از حيث علم و دين بود... و او از برگزيدگان اهل علم و دين از تابعين بود.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى ٧٢٨ هـ)، منهاج السنة النبوية، ج ٤ ص ٤٩ ، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، ١٤٠٦هـ..

گنجي شافعي:

گنجي شافعي نيز پيرامون آن حضرت مي نويسد:

كان عابداً وفياً، وجواداً حفياً.

او فردي عابد و اهل وفا و بخشنده اي با سخاوت بود.

الگنجي الشافعي، الإمام الحافظ أبي عبد الله محمد بن يوسف بن محمد القرشي، كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب، ص ٣٩ ، تحقيق و تصحيح و تعليق: محمد هادي اميني، ناشر: دار احياء تراث اهل البيت (ع)، طهران، الطبعة الثالثة، ١٤٠٤هـ..

خلقيات امام سجاد عليه السلام:

در اين فصل نيز به نحو مختصر به برخي از سجاياي اخلاقي حضرت مي پردازيم:

مجالست با اهل دين:

شمس الدين ذهبي در سير اعلام النبلاء چنين مي نويسد:

وقال قال نافع بن جبير لعلي بن الحسين إنك تجالس أقواما دونا قال آتي من أنتفع بمجالسته في ديني قال وكان نافع يجد في نفسه وكان علي بن الحسين رجلا له فضل في الدين.

نافع بن جبير به علي بن الحسين گفت: تو با افرادي که پست هستند مي‌نشيني. حضرت پاسخ دادند: من با کساني مي نشينم که در دينم منفعتي داشته باشند. و نافع فرد خود بزرگ‌بيني بود و علي بن الحسين فردي بود که در دين داراي فضل بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ٤ ص ٣٨٨ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ..

کمک به فقرا:

ابو الفرج اصفهاني و ابو نعيم اصفهاني پيرامون اين موضوع چنين مي نويسند:

حدثنا الحسن بن علي قال حدثني عبد الله بن أحمد بن حنبل قال حدثني إسحاق بن موسى الأنصاري قال حدثنا يونس بن بكير عن محمد بن إسحاق قال كان ناس من أهل المدينة يعيشون ما يدرون من أين عيشهم فلما مات علي بن الحسين فقدوا ما كانوا يؤتون به بالليل.

محمد بن اسحاق نقل مي کند: عده اي از مردم اهل مدينه زندگي مي کردند و نمي‌دانستند که زندگي شان از کجا مي گذرد. چون علي بن الحسين از دنيا رفت، آنچه شبانگاهان به آنان مي رسيد قطع شد.

الأصبهاني، أبو الفرج (متوفاي٣٥٦هـ)، الأغاني، ج ١٥ ص ٣١٦ ،تحقيق: علي مهنا وسمير جابر، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر – لبنان.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى٤٣٠هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج ٣ ص ١٣٦ ، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، ١٤٠٥هـ..

ابن عساکر نيز چنين مي نويسد:

أخبرنا أبو عبدالله الفراوي نا أبو بكر محمد بن عبدالله بن عمر العمري أنا أبو محمد بن أبي شريح أنا أبو جعفر محمد بن أحمد بن عبدالجبار الرداني نا حميد بن زنجوية نا ابن أبي عباد نا ابن عيينة عن أبي حمزة الثمالي :

أن علي بن الحسين كان يحمل الخبز بالليل على ظهره يتبع به المساكين في ظلمة الليل ويقول إن الصدقة في سواد الليل تطفيء غضب الرب.

ابو حمزه ثمالي نقل مي کند: علي بن الحسين در شب ها بر پشت خود نان را حمل مي کرد و نان را در تاريکي شب به نيازمندان مي رساند و مي فرمود: صدقه در تاريکي شب، غضب خداوند را خاموش مي کند.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى٥٧١هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤١ص ٣٨٣ ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥.

وي همچنين مي نويسد:

أخبرنا أبو عبدالله الحسين بن علي بن أحمد القاضي وأبو القاسم زاهر بن طاهر قالا أنا أحمد بن منصور بن خلف أنا أبو القاسم النضر بن محمد المحمي أنا الحسن بن محمد بن إسحاق الأزهري نا محمد بن زكريا الغلابي نا ابن عائشة عن أبيه عن عمه قال قال أهل المدينة ما فقدنا صدقة السر حتى مات علي بن الحسين.

اهل مدينه صدقه پنهاني را از دست نداند مگر زماني که علي بن الحسين از دنيا رفت.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى٥٧١هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ٤١ ص ٣٨٤ ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥.

اثر زخم بر روي بدن حضرت بعد از شهادت:

ابن کثير دمشقي، ابن جوزي حنبلي و ابو نعيم اصفهاني پيرامون انفاق امام سجاد سلام الله عليه و آثار برجاي مانده بر روي بدن مبارک آن حضرت چنين مي نويسند:

عن عمرو بن ثابت قال لما مات علي بن الحسين فغسلوه جعلوا ينظرون إلى آثار سواد بظهره فقالوا ما هذا فقيل كان يحمل جرب الدقيق ليلا على ظهره يعطيه فقراء أهل المدينة.

عمرو بن ثابت نقل مي کند: هنگامي که امام سجاد عليه السلام از دنيا رفت، آن حضرت را غسل مي دادند؛ و نگاه آنها به آثار كبودي بر پشت ايشان افتاد. سوال کردند اين آثار چيست؟ گفتند: جاي کيسه هاي آرد است که حضرت شب ها بر پشت حمل کرده و خود براي فقراي مدينه مي بردند.

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى٧٧٤هـ)، البداية والنهاية، ج ٩ ص ١١٤ ،ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى ٥٩٧ هـ)، صفة الصفوة، ج ٢ ص ٩٦ ، تحقيق: محمود فاخوري - د.محمد رواس قلعه جي، ناشر: دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية، ١٣٩٩هـ – ١٩٧٩م.

الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى٤٣٠هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء،ج ٣ ص ١٣٦ ،ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، ١٤٠٥هـ..

مهرباني امام:

يافعي پيرامون رفتار خوش امام سجاد عليه السلام با فردي که با بد رفتاري با آن حضرت رفتار کرده بود، چنين مي نويسد:

وروى انه تكلم رجل فيه وافترى عليه فقال له زين العابدين ان كنت كما قلت فاستغفر الله وان لم اكن كما قلت فغفر الله لك فقام اليه الرجل وقبل رأسه وقال جعلت فداك لست كما قلت فاغفر لى قال غفر الله لك فقال الرجل الله اعلم حيث يجعل رسالته.

مردي در مورد حضرت صحبت کرد و به ايشان افتراء زد. امام فرمود: اگر آنچه که گفتي در من باشد، از خداوند طلب بخشش مي کنم. و اگر در من نباشد – چنانچه تو گفتي- خداوند تو را ببخشد. ان مرد بلند شد و سر مبارک آن حضرت را بوسيد و گفت: فدايت شوم آنچيزي که من گفتم نيستي. مرا ببخش. حضرت فرمود: خداوند تو را ببخشد. آن مرد پاسخ داد: خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد!

اليافعي، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان (متوفاى٧٦٨هـ)، مرآة الجنان وعبرة اليقظان، ج ١ ص ١٩١،ناشر: دار الكتاب الإسلامي - القاهرة - ١٤١٣هـ - ١٩٩٣م.

هيبت امام سجاد عليه السلام و شعر معروف فرزدق:

قضيه حج امام سجاد سلام الله عليه و هيبت آن حضرت در کتب تاريخ فريقين بسيار مشهور است که به نقل داستان آن مي پردازيم.

تنوخي و ابن سمعون داستان را از قول ابو الفرج اصفهاني چنين نقل مي کنند:

قال أبو الفرج الأصبهاني: حدثني بن محمد بن الجعد ومحمد بن يحيى قالا: حدثنا محمد بن زكريا العلاني قال: حدثنا ابن عائشة قال: حج هشام بن عبد الملك في خلافة الوليد أخيه ومعه أهل الشام فجهد أن يستلم الحجر فلم يقدر من ازدحام الناس، فنصب له منبر فجلس عليه ينظر إلى الناس، فأقبل زين العابدين علي بن الحسين رضي الله عنهما، وهو أحسن الناس وجهاً، وأنظفهم ثوباً؛ وأطيبهم رائحة، فطاف بالبيت فلما بلغ الحجر تنحى الناس كلهم له وأخلوا الحجر ليستلمه، هيبة له وإجلالاً، فغاظ ذلك هشاماً وبلغ منه، فقال رجل لهشام: من هذا أصلح الله الأمير؟ قال: لا أعرفه، وكان به عارفاً، ولكنه خاف أن يرغب فيه أهل الشام ويسمعوا منه. فقال الفرزدق، وكان لذلك كله حاضراً: أنا أعرفه فسلني يا شامي من هو، قال: ومن هو؟ قال:

هذا الذي تعرف البطحاء وطأته ... والبيت يعرفه والحل والحرم

هذا ابن خير عباد الله كلهم ... هذا التقي النفي الطاهر العلم…

هشام بن عبدالملک در زمان برادرش همراه با اهل شام به حج رفت. مردم مي‌خواستند تا حجر الاسود را لمس کنند ولي به علت کثرت جمعيت نمي توانستند. براي هشام منبري قرار داده شد و روي آن نشست و به مردم نگاه مي کرد. امام سجاد سلام الله عليه آمد. از نظر زيبايي، زيباترين مردم و از نظر پاکي، لباسش نظيف ترين لباس ها بود و بوي ايشان، بهترين رايحه بود. وقتي خانه خدا را طواف کرد، به نزديک حجر الاسود رسيد، همه مردم کنار رفته و حجر الاسود را براي آن حضرت خالي کردند تا ايشان آن سنگ را دست بکشند. ان حضرت داراي هيبت و بزرگي بود. هشام از اين قضيه عصباني شد. مردي به او گفت: خداوند تو را اصلاح کند. اين چه کسي است اي امير؟ با اينكه حضرت را مي‌شناخت گفت: نميشناسم. وي مي ترسيد که مردم شام به او ترغيب شده و از او حرف شنوي کنند. فرزدق [شاعر معروف عرب] که حاضر اين قضايا بود گفت: من او را مي شناسم. اي فرد شامي از من سوال کن. آن فرد شامي گفت او کيست؟ فرزدق با شعر جواب داد که:

١- اين مرد كسى است كه سنگريزه‏هاى مكه جاى پاى او را مى‏شناسند، خانه كعبه و بيان‌هاى حجاز از حل و حرم او را مى‏شناسند.

٢- اين فرزند بهترين همه بندگان خدا است، اين همان مرد پرهيزكار و پاكيزه و پاكى است كه نشانه (خداوند در روى زمين) است.

البغدادي، أبو الحسين محمد بن أحمد بن إسماعيل بن عنبس (متوفاى٣٨٧هـ)، أمالي ابن سمعون،ج ١ ص ٨، طبق برنامه الجامع الكبير.

التنوخي، أبو علي المحسن بن علي، (متوفاي: ٣٨٤هـ) ، المستجاد من فعلات الأجواد ، ج ١ ص ٣٠٣ ، طبق نرم افزار الجامع الکبير.

آزاد کردن کنيز:

برخي از علماي اهل سنت قضيه آزاد شدن کنيز حضرت را چنين نقل کرده اند:

حدثني شيخ من أهل اليمن قد أتت عليه بضع وسبعون سنة فيما أخبرني يقال له عبدالله بن محمد قال سمعت عبدالرزاق يقول جعلت جارية لعلي بن الحسين تسكب عليه الماء يتهيأ للصلاة فسقط الإبريق من يد الجارية على وجهه فشجه فرفع علي بن الحسين رأسه إليها فقالت الجارية إن الله عز وجل يقول (والكاظمين الغيظ) فقال لها قد كظمت غيظي قالت (والعافين عن الناس) قال قد عفا الله عنك قالت(والله يحب المحسنين) قال فاذهبي فأنت حرة.

کنيز امام سجاد سلام الله عليه براي آن حضرت آب مي ريخت تا حضرت وضو گرفته و آماده نماز شوند. ظرف آب از دست او افتاد و با صورت حضرت برخورد کرد و سر مبارک ايشان شکست. حضرت سر خود را بالا آورده تا به کنيز نگاه کنند. کنيز گفت: خداوند متعال فرموده است: و کساني که خشم خود را فرو مي برند. حضرت فرمودند: خشم خود را فرو بردم. کنيز گفت: و از مردم نيز مي گذرند. حضرت فرمودند: خدا از تو گذشته است. کنيز گفت: و خداوند نيکو کاران را دوست دارد. حضرت فرمودند: برو که تو آزاد شدي.

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى٥٧١هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل،ج ٤١ ص ٣٨٧،تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥.

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى٤٥٨هـ) شعب الإيمان، ج ٦ ص ٣١٧ ، تحقيق: محمد السعيد بسيوني زغلول، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤١٠هـ.

حزن دائمي حضرت:

ابن عساکر پيرامون حزن و گريه آن حضرت بعد از واقعه کربلا چنين مي نويسد:

أخبرنا أبو سعد البغدادي أنا أبو عمرو بن مندة أنا الحسن بن محمد بن أحمد أنا أبو الحسن اللنباني نا أبو بكر بن أبي الدنيا حدثني الحسين بن عبدالرحمن عن أبي حمزة محمد بن يعقوب عن جعفر بن محمد قال سئل علي بن الحسين عن كثرة بكائه فقال لا تلوموني فإن يعقوب عليه السلام فقد سبطا من ولده فبكا حتى ابيضت عيناه من الحزن ولم يعلم أنه مات وقد نظرت إلى أربعة عشر رجلا من أهل بيتي يذبحون في غداة واحد فترون حزنهم يذهب من قلبي أبدا.

از امام صادق سلام الله عليه منقول است که فرمودند: از امام سجاد سلام الله عليه به خاطر کثرت گريه ايشان سوال کردند؟ حضرت فرمودند: مرا ملامت نکنيد. يعقوب عليه السلام يکي از فرزندانش را از دست داد، از غم از دست دادن او آنقدر گريه کرد تا چشمانش سفيد شد [کنابه از نابينايي] در حالي که نمي دانست او مرده است، من چهارده نفر از اهل بيتم را ديدم که در يک روز ذبح شدند. آيا گمان مي کنيد که غم از دست دادن آنان هرگز از قلبم خارج مي شود؟

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى٥٧١هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل،ج ٤١ ص ٣٨٦،تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥.

نتيجه:

مناقب و فضائل خَلقي و خُلقي امام سجاد سلام الله عليه بيش از آن است که ذکر گردد، اما از باب نمونه به برخي از نظرات علماي اهل سنت پيرامون شخصيت والاي آن حضرت و همچنين به خلقيات ايشان به نحو مختصر اشاره گرديد.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف