مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١٥٦ - اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن

اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن

کد مطلب: ٨٦٥٢ تاریخ انتشار: ٠٦ اسفند ١٣٩٤ - ٠٩:٢٠ تعداد بازدید: ٢٩٦٨ مقالات » عمومي اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن


از اختلافات اساسى ميان شيعه و اهل سنت، قضيه ارث رسول خدا صلي الله عليه و آله و همچنين قضيه‌ فدك است كه آيا متعلق به حضرت زهراء عليها السلام مى‌باشد كه توسط ابوبكر و عمر مصادره گرديد؟ ويا فدک ارث حضرت زهرا عليها السلام نبود است؟

دليل عمده اهل سنت درباره اينکه فدک ارث حضرت زهرا عليها السلام نبود، روايتي است که از ابوبکر از پيامبر صلي الله عليه و آله به اين صورت نقل شده است: «نحن معاشر الأنبياء لا نورث»، بعد از غصب فدک، حضرت زهرا عليها السلام براي گرفتن حق خود پيش ابوبکر رفت اما ابوبکر با استدلال به روايت فوق که خودش ناقل آن است، ارث بردن فرزندان پيامبران از پدرانشان را نفي کرد.

در خصوص نقد و بررسي اين روايت، به اين آدرس رجوع کنيد

بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...» و بهانه ابوبكر براي غصب فدك


اما نکته‌اي که در اينجا بايد مورد توجه واقع شود اين است که هر چند ابوبکر با استناد به روايت « لانورث..» حضرت زهرا عليها السلام را وارث پيامبر صلي الله عليه و آله نمي‌دانست اما خود ابوبکر در روايتي معتبر به ارث بردن حضرت زهرا عليها السلام از پدرش رسول الله صلي الله عليه و آله، اعتراف کرده است

روايت را با همراه تصحيحات و تحسينات، از منابع مهم اهل سنت نقل مي‌کنيم:

 احمد بن حنبل در المسند

احمد بن حنبل روايت صحيحي را چنين نقل کرده است:

حدثنا عبد اللَّهِ قال حدثني أبي قال ثنا عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدِ بن أبي شَيْبَةَ قال عبد اللَّهِ وَسَمِعْتُهُ من عبد اللَّه بن أبي شَيْبَةَ قال ثنا محمد بن فُضَيْلٍ عَنِ الْوَلِيدِ بن جُمَيْعٍ عن أبي الطُّفَيْلِ قال لَمَّا قُبِضَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَرْسَلَتْفَاطِمَةُ إلى أبي بَكْرٍ أنت وَرِثْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَمْ أَهْلُهُ قال فقال لاَ بَلْ أَهْلُهُقالت فَأَيْنَ سَهْمُرسول اللَّهِ قال فقال أبو بَكْرٍ إني سمعت رَسُولَ اللَّهِ يقول إِنَّ اللَّهَ عز وجل إذا أَطْعَمَ نَبِياًّ طُعْمَةً ثُمَّ قَبَضَهُ جَعَلَهُ للذي يَقُومُ من بَعْدِهِ فَرَأَيْتُ أَنْ أَرُدَّهُ على الْمُسْلِمِينَ فقالت فَأَنْتَ وما سَمِعْتَ من رسول اللَّهِ أَعْلَمُ

ابيطفيل گويد فاطمه (عليها السلام) بعد از وفات پيامبر( صلي الله عليه و آله) نزد ابوبکر فرستاد و فرمود:آيا تو وارث رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ آله سلم) هستي يا خانواده‌اش؟ أبوبكر گفت: نه، بلكه خانواده‌اش وارث او هستند حضرت زهرا عليها السلام فرمود پس سهم رسول الله کجاست؟ ابوبکر گفت هرگاه خداوند، رزق و روزي نصيب پيامبري بگرداند، پس از او براي جانشين وي قرار مي‌‌دهد من ( ابوبکر) صلاح ديدم آن سهم را به مسلمانان برگردانم حضرت زهرا عليها السلام فرمود: تو به آنچه از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) شنيدي عالمتر هستي.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل(متوفاى٢٤١هـ)،مسند أحمد بن حنبل،ج ١ ص ٤ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

     

     

مقدسي درالأحاديث المختارة

مقدسي نيز اين روايت را نقل کردن و سند آن را صحيح دانسته است:

أخبرنا أبو الطاهر المبارك بن أبي المعالي بن المعطوش بقراءتي عليه بالجانب الغربي من بغداد قلت أخبركم هبة الله بن محمد بن عبدالواحد قراءة عليه وأنت تسمع أنا الحسن بن علي أنا أحمد بن جعفر ثنا عبدالله بن أحمد حدثني أبي ثنا عبدالله بن محمد بن أبي شيبة قال عبدالله وسمعته من عبدالله بن أبي شيبة ثنا محمد بن الفضيل عن الوليد بن جميع عن أبي الطفيل قال لما قبض رسول الله صلى الله عليه وسلمأرسلت فاطمة إلى أبي بكر أنت ورثت رسول الله صلى الله عليه وسلم أم أهله قال فقال لا بل أهلهقالت فأين سهم رسول الله صلى الله عليه وسلم قال فقال أبو بكر إني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول إن الله عز وجل إذا أطعم نبيا طعمة ثم قبضه جعله للذي يقوم من بعده فرأيت أن أرده على المسلمين قالت فأنت وما سمعت من رسول الله صلى الله عليه وسلم أعلم أخرجه أبو داود عن عثمان بن أبي شيبة عن محمد بن فضيل( إسناده صحيح )

المقدسي الحنبلي، ابوعبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاى٦٤٣هـ)، الأحاديث المختارة، ج ١  ص ١٢٩،تحقيق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ناشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، ١٤١٠هـ.

     

ابويعلي در مسند

ابويعلي نيز روايت را چنين نقل مي‌کند:

حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة حدثنا محمد بن فضيل عن الوليد بن جميع عن أبي الطفيل قال أرسلت فاطمة إلى أبي بكر فقالت ما لك يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلمأنت ورثت رسول الله أم أهله قال لا بل أهلهقالت فما بال سهم رسول الله صلى الله عليه وسلم قال إني سمعته يقول إن الله إذا أطعم نبيا طعمة ثم قبضه إليه جعله للذي يقوم بعده فرأيت أنا بعده أن أرده على المسلمين قالت أنت وما سمعته من رسول الله

أبو يعلي الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثني (متوفاى٣٠٧ هـ)، مسند أبي يعلي،ج ١ ، ص ٤٠تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، ١٤٠٤ هـ – ١٩٨٤م.

  

الباني درإرواء الغليل

الباني نيز اين روايت را نقل کرده و سند روايت را معتبر مي‌داند:

(١٢٤١) - (حديث: إذا أطعم الله نبيا طعمة ثم قبضه فهو للذى يقوم بها من بعده رواه أبو بكر عنه.

حسن.

أخرجه الإمام أحمد (١/٤) فى مسنده وكذا ابنه عبد الله فى زوائده عليه , وأبو يعلى فى مسنده (٣١٦/١) من طريق الوليد بن جميع عن أبى الطفيل قال: لما قبض رسول الله صلى الله عليه وسلم , أرسلت فاطمة إلى أبى بكر:أنت ورثت رسول الله صلى الله عليه وسلم أم أهله , قال: فقال: بل أهله, قالت: فأين سهم رسول الله صلى الله عليه وسلم؟ قال: فقال أبو بكر إنى سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: " إن الله إذا أطعم نبيا طعمة ثم قبضه , جعله للذى يقوم بعده فرأيت أن أرده على المسلمين , فقال: فأنت وما سمعت من رسول الله صلى الله عليه وسلم

قلت: وهذا إسناد حسن

ألباني، محمد ناصر (متوفاى١٤٢٠هـ)، إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، ج٥ ص ٧٦تحقيق: إشراف: زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، ١٤٠٥ - ١٩٨٥ م.


  

نکات پيرامون روايت

نکته اول: تعارض روايت با حديث «لا نورث..»

طبق روايت معتبر، خود ابوبکر اعتراف کرده است که حضرت زهرا عليها السلام مي‌تواند از پدرش رسول خدا صلي الله عليه و آله ارث مي‌برد و اين با آن چيزي که از او نقل شده است که انبياء ارث نمي‌گذارند، در تعارض است.

 جالب اينجاست كه أبو بكر احمد بن عبد العزيز الجوهري كه از اساتيد إبن أبي الحديد معتزلي است و أحاديث زيادي از ايشان نقل مي‌كند، دركتاب السقيفة و فدك مي‌گويد:

في هذا الحديث عجب، لأنها قالت له: «أنت ورثت رسول الله (صلي الله عليه و آله) أم أهله، قال: بل أهله» و هذا تصريح بأنه (صلي الله عليه و آله) موروث يرثه أهله و هو خلاف قوله: لا نورث.

اين حديثي كه احمد بن حنبل نقل كرده است، شگفت‌انگيز است. چون فاطمه ( عليها السلام) به أبو بكر فرمود: «تو وارث رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ آله) هستي يا أهل بيتش؟ أبو بكر گفت: نه، بلكه أهل بيت رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ آله) وارث او هستند». اين اعترافي است از أبو بكر كه رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ آله) ارث باقي مي‌گذارد و وارث رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ آله) هم أهل بيت او هستند و اين خلاف سخن أبو بكر است كه از رسول الله (صلي الله عليه و‌‌ آله) نقل مي‌كند كه فرمود: «ما پيامبران ارث باقي نمي‌گذاريم»

الجوهري، أبو بكر احمد بن عبد العزيز (متوفاي٣٢٣)، السقيفة وفدک، ص ١٠٩، ناشر : شركة الكتبي للطباعة والنشر - بيروت – لبنان الطبعة الثانية ١٤١٣ ه‍ . ١٩٩٣ م

نکته دوم: پيرامون «إن الله إذا أطعم نبيا طعمة ثم قبضه»

هر چند ابوبکر در ابتداي روايت به ارث بردن اهل بيت عليهم السلام، اعتراف مي‌‌کند و اين قسمت نيز از باب الزام، مورد احتجاج ما بوده است، اما در ادامه، به سخني که خودش از پيامبر صلي الله عليه و آله شنيده استناد مي‌کند که‌ آمده است: «إن الله إذا أطعم نبيا طعمة ثم قبضه جعله للذى يقوم بعده فرأيت أن أرده على المسلمين» ابوبکر با استناد به اين روايت، حضرت زهرا عليها السلام را از ارث بردن از پدرش محروم مي‌داند. يعني در اين روايت دچار تناقض گويي شده است از يک طرف ابوبکر در ابتدا اعتراف به ارث بردن اهل بيت از پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌کند از طرف ديگر در ادامه حرف خود را منکر شده و اعتراف مي‌کند که فرزندان حضرت از او ارث نمي‌برند در اينجا يا بايد بگوييم ابوبکر دچار تناقض‌گويي شده است و يا اينکه بايد بپذيريم قسمت پاياني روايت جعل شده و روايت از تحريف در امان نمانده است حتي در صورتي که بپذيريم اين قسمت از روايت نيز جعلي نبوده و تحريف نشده است، ولي با اشکالات عمده‌اي روبرو است:

اولا: اين نوع شهادت به نفع خود دادن توسط ابوبکر از آنجا که براي جلب منفعت خودش که خليفه بود، مي‌باشد مورد پذيرش نيست . خود ابوبکر وقتي که حضرت علي عليه السلام براي شهادت دادن در خصوص فدک پيش او رفته بودند، قبول نکرد حال چگونه ممکن است اينجا حرف او را بپذيريم؟!!

جهت اطلاع به مقاله «نحن معاشر الأنبياء لا نورث....» و مقاله ذيل رجوع کنيد

 آيا عمر سند و قباله‌ي فدك را از دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) گرفت و پاره كرد؟


ثانيا: اين قسمت از روايت با آيات قرآن که ارث بردن از خويشان را ثابت مي‌کند، در تعارض است در قرآن آمده است:

« وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ في‏ كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ

خويشاوندان در كتاب خدا بعضى بر بعض ديگر مقدم شده است كه خدا به هر چيز داناست

سوره انفال ٧٥

در آيه ديگر نيز آمده است:

 النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ و أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ في‏ كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُهاجِرينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى‏ أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند و خويشاوندان نسبت به يكديگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولى هستند، مگر اينكه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكى كنيد (و سهمى از اموال خود را به آنها بدهيد) اين حكم در كتاب (الهى) نوشته شده است.

سوره احزاب ٦

در کتب روايي و تفسيري اهل سنت نقل شده است که مراد از اين آيه، ارث بردن خويشان از يکديگر است

در تفسير مقاتل آمده است:

) وأولوا الأرحام بعضهم أولى ببعضٍ في كتاب الله (يعني في المواريث) من المؤمنين

اولي الارحام برخي بر برخي ديگر از مومنان يعني در اموال به ارث مانده، اولويت دارند

الأزدي البلخي، أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير (متوفاى١٥٠هـ) ، تفسير مقاتل بن سليمان، ج ٣  ص ٣٦ تحقيق : أحمد فريد ، ناشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، ١٤٢٤هـ - ٢٠٠٣م .

طبري نيز گويد:

وأولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب الله ( . وردالمواريث إلى القرابات بالأرحام

ارثها بخاطر ارحام به نزديکان مي‌رسد

الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى٣١٠)، تهذيب الآثار، ج ١  ص ٢٦، تحقيق: محمود محمد شاكر ، ناشر: مطبعة المدني ـ مصر، الطبعة: الأولى.

طبري در تفسير خود نيز مي‌نويسد:

وأولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب اللهفصارت المواريث لذوي الأرحارم

ارثها به نزديکان مي‌رسد

الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى٣١٠)، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج ٥  ص ٥٢، ناشر: دار الفكر، بيروت – ١٤٠٥هـ

جصاص نيز مي‌نويسد:

بعضهم أولى ببعض فتوارثوا بالأرحام

به سبب ارحام از همديگر ارث مي‌برند

الجصاص الرازي الحنفي، أبو بكر أحمد بن علي (متوفاى٣٧٠هـ) ، أحكام القرآن ، ج ٤  ص ٢٦٢تحقيق : محمد الصادق قمحاوي ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت – ١٤٠٥هـ.

در تفسير جلالين نيز آمده است:

وأولوا الأرحام( ذوو القرابات ) بعضهم أولى ببعض ( في الإرث )

اولوا الارحام برخي نسبت به برخي ديگرشان در ارث اولويت دارند

محمد بن أحمد المحلي الشافعي + عبدالرحمن بن أبي بكر السيوطي (متوفاى٩١١ هـ)، تفسير الجلالين، ج ١، ص ٢٦٢، ناشر: دار الحديث، الطبعة: الأولى، القاهرة

در سيره نبوي نيز چنين نقل شده است:

وأولو الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب الله ( أيبالميراث)

الحميري المعافري، ابومحمد عبد الملك بن هشام بن أيوب (متوفاى٢١٣هـ)، السيرة النبوية، ج ٣  ص ٢٣٢، تحقيق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجيل، الطبعة: الأولى، بيروت – ١٤١١هـ.

در آيات ديگر نيز آمده است:

يُوصيكُمُ اللَّهُ في‏ أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْن

خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد

سوره نساء ١١

اين آيات ارث بردن خويشان ميت را ثابت مي‌کند و اطلاق آن شامل خود پيامبر صلي الله عليه و آله نيز مي‌شود ودليلى بر خروج رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اولاد او از حكم آيه وجود ندارد

همچنين در قرآن مواردي از ارث بردن فرزندان انبياء وجود دارد که در مقاله «بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث....» نقل شده است

ثالثا: ابوبکر در اين حرف خود صادق نبود؛ چون حضرت علي عليه السلام اورا كاذب، و حيله‌‌گر و خائن مى‌دانستيد

ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها


با اين وجود چطور حرف کسي را که دروغ مي‌گويد، در خصوص ارث نگذاشتن پيامبر صلي الله عليه و آله براي فرزندان را قبول کنيم؟!! در اين صورت آيا نقل روايت او از پيامبر صلي الله عليه و آله موجب تشکيک در نقل روايت او نمي‌شود؟!!

جهت اطلاع بيشتر به مقاله زیر مراجعه شود:

بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...» و بهانه ابوبكر براي غصب فدك

 

رابعا: ابوبکر طبق اين قسمت روايت مي‌خواهد ثابت کند که اموالي مثل فدک که در دست حضرت زهرا عليها السلام بوده و به ارث از پيامبر صلي الله عليه و آله رسيده، از آن دختر پيامبر نيست و تصرف حضرت زهرا عليها السلام در آن جايز نيست، اين درحالي است کهفدک اصلا ارث نبود که ابوبکر مي‌خواهد با اين روش حضرت زهرا عليها السلام را از فدک محروم کند بلکه فدک هديه اي بود که در زمان حيات پيامبر (ص) به حضرت فاطمه عليها السلام بخشيده شد. مگر خداوند به پيامبر صلي اللله عليه و آله فرمان نداد که حق ذي القربي داده شود، پيامبر نيز طبق دستور خداوند فدک را به دخترش فاطمه داد لذا فدک در زمان خود پيامبر صلي الله عليه و آله نيز جزء ملک شخصي حضرت فاطمه عليها السلام بوده است که ابوبکر با زور آن را گرفت

در تاريخ مدينه منوره آمده است:

إن أبا بكر رضي الله عنهانتزع من فاطمة رضي الله عنها فدك

ابوبکر فدک را از فاطمه گرفت

النميري البصري، ابوزيد عمر بن شبة (متوفاى٢٦٢هـ)، تاريخ المدينة المنورة، ج ١   ص ١٢٤، تحقيق علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤١٧هـ-١٩٩٦م.

به عبارت ديگر طبق احاديث، فدک مال حضرت زهراء عليها السلام بوده است و اينجا ديگر جاي اين بحث نيست که کسي بيايد بگويد اين ارث پيامبر صلي الله عليه و آله بوده است؛ چون از دست پيامبر (ص) در زمان حيات خارج و در دست دخترش بود لذا ديگر جاي تصميم گيري نبود که ابوبکر بيايد و درباره آن صحبت کند  خود حضرت نيز فرموده اند که اين ملک شخصي ايشان بوده است:

قالت لأبي بكر الصديق رضي الله عنه اعطني فدك فقدجعلها رسول الله صلى الله عليه وسلم لي

به ابوبکر گفت پيامبر فدک را به من داده و آن را در اختيار من قرار داده (ملک من است)


البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى٢٧٩هـ)، فتوح البلدان، ج۱ص۳۵،تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – ١٤٠٣هـ.

جهت اطلاع بيشتر در خصوص ملک شخصي بودن فدک به اين آدرس رجوع کنيد

فدك، ملك شخصي فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و غصب آن توسط ابوبكر


نکته سوم: «ثم قبضه جعله للذى يقوم بعده فرأيت أن أرده على المسلمين»

در اين فراز ابوبکر روايت را به نفع خود چنين نقل مي‌کند که ارث پيامبرصلي الله عليه و آله بعد از وي، از آن جانشين او مي‌باشد حال سوال اين است، طبق روايات فراوان و قرائن گوناگون، جانشين پيامبر صلي الله عليه و آله، مگر غير از حضرت علي عليه السلام بود؟!! در رواياتي مانند «من کنت مولاه فعلي مولاه»، «فَهُوَ أَوْلَي النَّاسِ بِكُمْ بَعْدِي»، «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي»، «فانه وليكم بعدي» و روايات ديگر به صراحت مشخص است که تنها جانشين پيامبر صلي الله عليه و آله، امير مؤمنان عليه السلام مي‌باشد. با اين وجود در حقيقت ابوبکر ناخواسته اعتراف کرده است که ارث پيامبر صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام مي‌رسد نه کس ديگر

جهت اطلاع بيشتر از اين روايات به اين آدرس رجوع کنيد

 

کلمه "ولی" در حدیث غدیر
 بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت

 آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟

 آيا روايت «وأنت خليفتي من بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟

 آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟


نکته چهارم: « فقالت فَأَنْتَ وما سَمِعْتَ من رسول اللَّهِ أَعْلَمُ»

نکته ديگر که لازم است در اينجا به آن بپردازيم اين است که در روايت آمده است که حضرت زهرا عليها السلام حرف ابوبکر را تصديق کرده و او را عالم به احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله دانسته است، در حالي که اين با واقيعات تاريخي منافات دارد؛ زيرا:

در روايات آمده است که وقتي حضرت زهرا عليها السلام براي گرفتن فدک پيش ابوبکر رفت، ابوبکر با استناد به روايت « لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا..» از دادن فدک ممانعت کرد اما حضرت زهرا عليها السلام نه تنها حرف او را قبول نکرد بلکه تا آخر عمر با او قهر کرده و صحبت نکرد.

حدثنا عبد الْعَزِيزِ بن عبد اللَّهِ حدثنا إِبْرَاهِيمُ بن سَعْدٍ عن صَالِحٍ عن بن شِهَابٍ قال أخبرني عُرْوَةُ بن الزُّبَيْرِ أَنَّ عَائِشَةَ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ رضي الله عنها أَخْبَرَتْهُ أَنَّ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام ابْنَةَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم سَأَلَتْ أَبَا بَكْرٍ الصِّدِّيقَ بَعْدَ وَفَاةِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يَقْسِمَ لها مِيرَاثَهَا ما تَرَكَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِمَّا أَفَاءَ الله عليه فقال أبو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليهوسلم قال لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ

ابن شهاب گويد: خبر داد به ما عروه بن زبير که عائشه او را باخبر کرد از اينکه فاطمه (عليها سلام) دختر رسول الله( صلي الله عليه و آله) بعد از وفات رسول خدا از ابوبکر درخواست کرد ميراثش را تقسيم کند از آنچه که از رسول خدا باقي مانده است از آنچه که خدا فيء قرار داده براي او. پس ابوبکر گفت همانا رسول خدا گفت: ما ارث به جا نمي گذاريم، آنچه که از ما باقي مي ماند صدقه است.پس فاطمه دختر رسول خدا غضبناک شد و ترک کرد او را (با او قهر کرد)، و قهر او از بين نرفت تا از دنيا رفت

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى٢٥٦هـ)، صحيح البخاري،ج ٣ ، ص ١١٢٦تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ١٤٠٧ - ١٩٨٧.

طبق روايت صحيح بخاري حضرت زهرا عليها السلام، ابوبکر را در نقل روايت «لانورث» تصديق نکرد و حرف او را قبول نکرد، با اين وجود چطور مي‌شود قبول که حضرت زهرا عليها السلام ابوبکر را عالمترين افراد به روايات پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌دانست؟!!! و روايت او را قبول کرده است؟!!!

نتيجه

بنابراين ابوبکر که حضرت زهرا عليها السلام را از فدک محروم کرد، طبق روايت معتبر اعتراف کرده است که اهل بيت و حضرت زهرا عليها السلام از پيامبر صلي اله عليه و آله ارث مي‌برند.

 

*موفق باشيد

 گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)