مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١٥٥ - تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه

تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات‌ در ميراث حديثي اماميه

کد مطلب: ٨٦٣٥ تاریخ انتشار: ٠٢ اسفند ١٣٩٤ - ١٢:٠٩ تعداد بازدید: ١٥٢٥ مقالات » عمومي تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات‌ در ميراث حديثي اماميه


درآمد

تبرک جستن به آثار اولياي الهي و هر آنچه که به گونه‌اي به آنان انتساب دارد، از دير باز مورد بحث و نزاع بوده است. اين مسأله عده‌اي از نويسندگان را به نگارش در اين باره واداشت. از آنجا که اين نگاشته‌ها عموماً با استناد به ميراث حديثي اهل سنت بوده، بر آن شديم نگاره‌اي در اين خصوص، با استناد به منابع اماميه به همراه بررسي ارزش‌مندي آنها بر پايه قواعد دانش رجال سامان دهيم.

تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات

جستجو گري در منابع اماميه ما را به روايات قابل توجه و داراي استحکام مطابق با استانداردهاي دانش حديث، در خصوص تبرک و انتفاع به هر آنچه که بعد از حيات معصومان عليهم السلام به گونه‌اي به آنان انتساب دارد، رهنمون مي سازد.

قبلا لازم به ذکر است انتفاعِ از اين امور، هرگز به عنوان يک اثر طبيعي آنها نيست؛ بلکه تأثير گذاري‌شان آنگاه خواهد بود که با قصد تبرک و انتفاع، همراه بوده باشد حال آنکه اگر اثر طبيعي آن مي بود هيچ‌گاه متوقف بر قصد نمي بود. شفا بخش بودن نيم خورده مؤمن، تربت امام حسين عليه السلام، آب زمزم، آب فرات و ... که در اين نگارش خواهد آمد، به همين منوال است.

 (احمدي ميانجي (معاصر)، التبرك، ص: ٢٨٩)

١.تبرک به منبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم (روايت داراي دو سند صحيح است)

مطابق نقل کليني و ابن قولويه، امام صادق عليه السلام مسح منبر رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را به عنوان عاملي براي بهبودي و شفاي چشم بيمار سفارش مي‌کند. بدون شک چنين عملي از سوي يک نفر، معنايي جُز بهره‌وري و تبرک، نخواهد داشت. صاحب وسائل هم اين روايت را ذيل باب "استحباب إتيان المنبر والروضة ومقام النبي صلى الله عليه وآله واستلامها والتبرك بها" جاي داده است.

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاى١١٠٤هـ)، وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة،ج ١٤، ص ٣٤٥،تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، ١٤١٤هـ.

اين هم جالب است که امام و بزرگ حنابله هم مطابق روايتي که فرزندش نقل نموده، دست کشيدن منبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به جهت تبرک را امري کاملا مشروع مي‌داند. او مي‌گويد:

سألته عن الرجل يمس منبر النبي صلى الله عليه وسلم ويتبرك بمسه ويقبله ويفعل بالقبر مثل ذلك أو نحو هذا يريد بذلك التقرب إلى الله جل وعز فقال لا بأس بذلك.

عبد الله بن احمد مي‌گويد: از پدرم پرسيدم درباره کسي که منبر رسول خدا صلي الله عليه و آله  وسلم را مسّ مي کند و از اين راه بدان متبرک مي‌شود و آن را مي بوسد، همچنين اين کار را درباره قبر آن حضرت انجام مي دهد و مي خواهد با اين وسيله به خداوند تقرب جويد، پدرم گفت: مشکلي در اين کار نيست.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى٢٤١هـ)، العلل ومعرفة الرجال،ج ٢، ص ٤٩٢،تحقيق: وصي الله بن محمد عباس، ناشر: المكتب الإسلامي، دار الخاني - بيروت، الرياض، الطبعة: الأولى، ١٤٠٨ - ١٩٨٨.

ذهبي هم در اين باره مي‌گويد:

وقد ثبت أن عبد الله سأل أباه عمن يلمس رمانة منبر النبي صلى الله عليه وسلم ويمس الحجرة النبوية فقال: لا أرى بذلك بأسا.

اين موضوع در جايش ثابت است که عبد الله بن احمد از پدرش درباره کسي کهقبّه منبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را لمس نموده، همچنين حجره آن حضرت را مسّ مي کند، پرسيد او در جواب گفت: در اين کار اشکالي نمي بينم.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء،ج ١١، ص ٢١٢،تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ.

لازم به ذکر است هر دو روايت در منابع اماميه از ناحيه سند، کاملا معتبر و قابل اعتمادند. در ادامه متن دو روايت به همراه بررسي سندشان تقديم مي‌گردد:

سند اول: معاويه بن عمار از امام صادق عليه السلام

روايت نخست را مرحوم کليني به شکل زير آورده است:

علي بن إبراهيم عن أبيه ومحمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن ابن أبي عمير وصفوان بن يحيى عن معاوية بن عمار قال أبو عبد الله عليه السلام: إذا فرغت من الدعاء عند قبر النبي صلى الله عليه وآله فائت المنبرفامسحه بيدك وخذ برمانتيهوهما السفلاوانوامسح عينيك ووجهك بهفإنه يقال: إنه شفاء العين.

امام صادق عيه السلام فرمود: هر گاه از خواندن دعاء در کنار قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فارغ شدي نزد منبر برو و دو قبّه پائين آن را بگير و صورت و ديده‏گانت را به منبر مسح نما زيرا موجب شفاي چشمان مى‏باشد.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي،ج ٤، ص ٥٥٣،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

بررسي سند:

جلالت قدر ابراهيم بن هاشم قبلا بيان گرديد.آيت لله خويي در شرح حال ابراهيم بن هاشم (پدر علي بن ابراهيم) مي‌گويد:

لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم ويدل على ذلك عدة أمور: الاول: أنه روى عنه ابنه علي في تفسيره كثيرا وقد التزم في أول كتابه بأن ما يذكره فيه قد انتهى إليه بواسطة الثقات. الثاني:أن السيد ابن طاووس ادعى الاتفاق على وثاقته. الثالث: أنه أول من نشر حديث الكوفيين بقم والقميون قد اعتمدوا على رواياته وفيهم من هو مستصعب في أمر الحديث فلو كان فيه شائبة الغمز لم يكن يتسالم على أخذ الرواية عنه وقبول قوله.

 هيچ ترديدي در وثاقت ابراهيم بن هاشم وجود ندارد به دليل آنکه: اولا: فرزند او (علي بن ابراهيم) در تفسيرش از او روايت کرده است و او ملتزم شده که از افراد مورد وثوق در تفسيرش روايت کند. ثانيا: سيد بن طاووس ادعا کرده که وثاقت ابراهيم بن هاشم اجماعي است. ثالثا: او اولين نفري بوده که احاديث اهل بيت عليهم السلام را در قم آورده  و قمي‌ها به روايات او اعتماد داشتند در حالي که در ميان قمي‌ها افرادي بودند که در امر حديث سخت گير بودند  و اگر او را مورد اعتماد نمي دانستند اين چنين احاديث او مورد قبول در ميان آنان نبود.

الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم (متوفاى١٤١١هـ)، معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٢٩١، الطبعة الخامسة، ١٤١٣هـ ـ ١٩٩٢م

نجاشي درباره فضل بن شاذان مي‌گويد:

 كان ثقة، أحد أصحابنا الفقهاء والمتكلمين.

او فردي ثقه و يکي از فقهاء و متکلمان از اصحاب ماست.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٣٠٧، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

ابن ابي عمير هم در نگاه نجاشي "جليل القدر و عظيم المنزلة" است

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٣٢٦، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

آخرين راوي از اين سلسله، معاويه بن عمار است. نجاشي درباره او مي‌گويد:

كان وجها في أصحابنا و مقدما كبير الشأن عظيم المحل ثقة.

در ميان اصحاب جايگاه ويژه دارد و داراي منزلتي بزرگ  ومورد وثوق است.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٤١١، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

سند دوم: معاويه بن عمار از امام صادق عليه السلام

ابن قولويه همين روايت را در کامل الزيارات به صورت ذيل انعکاس داده است:

حدثني جعفر بن محمد بن إبراهيم الموسوي عن عبد الله ابن نهيك عن ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار قال: قال أبو عبد الله عليه السلام ...

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٥٠، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

بررسي سند

جعفر بن محمد بن ابراهيم به عنوان نخستين فرد از اين سلسله، همچون ديگر مشايخ بلاواسطه او، به شهادت مولف، همگي مورد وثوق‌اند. وي درمقدمه کامل الزيارات دراين باره مي‌نويسد:

ما وقع لنا من جهة الثقات من أصحابنا.

رواياتي که از طريق افراد مورد وثوق از اصحاب به دست ما رسيده است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٣٧، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

نجاشي درباره راوي بعدي يعني ابن نهيک مي‌گويد:

الشيخ الصدوق، ثقة.

شيخ راستگو و مورد وثوق است.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٢٣٢، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

جايگاه بلند ابن ابي عمير و معاويه بن عمار نيز بيان گرديد.

٢: تبرک به قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم توسط  امام سجاد عليه السلام

مطابق برخي روايات، امام سجاد عليه السلام خود را به قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي چنسباند سپس مشغول دعا مي شد. اين عمل هم مي‌تواند به جهت تبرک به قبر آن حضرت بوده باشد. اين گزارش با دو سند ذيل به ثبت رسيده است:

سند اول: امام صادق از امام سجاد عليهما السلام

گزارش نخست را مرحوم کليني در کتاب کافي چنين آورده است:

أبو علي الأشعري عن الحسين بن علي الكوفي عن علي بن مهزيار عن الحسن بن علي بن عثمان بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب عن علي بن جعفر عن أخيه أبي الحسن موسى عن أبيه عن جده عليهما السلام قال: كان أبي علي بن الحسين عليهما السلام يقف على قبر النبي صلى الله عليه وآله فيسلم على ويشهد له بالبلاغ ويدعو بما حضره ثم يسند ظهره إلى المروة الخضراء الدقيقة العرض مما يلي القبرويلتزق بالقبر ويسند ظهره إلى القبرويستقبل القبلة فيقول  اللهم إليك ألجأت ظهري وإلى قبر محمد عبدك ورسولكأسندت ظهريوالقبلة التي رضيت لمحمد صلى الله عليه وآله استقبلت اللهم إني أصبحت لا أملك لنفسي خير ما أرجو ولا أدفع عنها شر ما أحذر عليها.

حضرت على بن الحسين عليهما السّلام نزديك قبر نبىّ اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مى‏ايستادند، ابتداء به آن جناب سلام مى‏دادند و پس از آن شهادت به بلاغ‏ داده و بدنبالش به آنچه صلاح و صواب مى‏دانستند دعاء مى‏فرمودند و سپس به سنگ سبز باريكى كه نزديك قبر مى‏باشد تكيه داده و خود را باين نحو به‏ قبر مى‏چسباندند، پشت به‏ قبر داده و روى مبارك به قبله مى‏فرمودند و اين دعا مى‏خواندند: بار خدايا قصدم را به جانب تو معطوف داشتم و پشتم را به قبر پيامبرت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه بنده و فرستاده تو است تكيه دادم.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي،ج ٤،‌ ص ٥٥٢،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

سند دوم: امام صادق از امام سجاد عليهما السلام

همين گزارش را صاحب کامل الزيارت با سند ذيل به ثبت رسانده است:

حدثني أبو عبد الرحمان محمد بن أحمد بن الحسين العسكري عن الحسن بن علي بن مهزيار عن أبيه علي بن مهزيار عن علي بن الحسين بن علي بن عمر بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب عن علي بن جعفر بن محمد عن أخيه أبي الحسن موسى بن جعفر عن أبيه عن جده قال: كان علي بن الحسين عليهما السلام يقف علي قبر النبي صلى الله عليه وآله ...

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٥٢، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

٣: تبرک به قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم توسط  امام رضا عليه السلام (روايت داراي سند صحيح است)

بر پايه برخي روايات امام رضا عليه السلام نيز چنين عملي را اجام داده است.

سند اول: حسن بن علي بن فضال ازامام رضا عليه السلام

نخستين گزارش را شيخ صدوق با سندي قابل قبول، به صورت ذيل انعکاس داده است:

حدثنا أبي رضي الله عنه قال حدثنا سعد بن عبد الله عن أحمد ابن محمد بن عيسى عن الحسن بن علي بن فضال قال رأيت أبا الحسن عليه السلام وهو يريد ان يودع للخروج إلى العمرة فاتى القبر عن موضع رأس النبي صلي الله عليه وآله و سلم بعد المغرب فسلم على النبي صلي الله عليه وآله و سلم ولزق بالقبر ثم انصرف حتى اتى القبر فقام إلى جانبه يصلىفالزق منكبه الأيسر بالقبرقريبا من الأسطوانة التي دون الأسطوانة المخلفة عند رأس النبي صلي الله عليه وآله و سلم ... وذكر بعض أصحابهانه الصق خده بأرض المسجد.

حسن بن علي بن فضال مي‌گويد: امام رضا عليه السلام را ديدم که چون ميخواست با پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  وداع كند و به قصد عمره بيرون رود، بعد از مغرب آمد نزديك قبر در موضع سر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  و بر پيغمبر سلام كرد و خود را بقبر چسبانيد پس از آن برگشت و از طرف ديگر قبر آمد و در آن مكان ايستاد و نماز گذارد. پس از آن شانه چپ خود را بقبر چسبانيد نزديك آن ستونى كه بعد از آن ستونى بود كه راست سر پيغمبر (ص) بود... راوى گويد كه بعضى از اصحاب ما ذكر كرد كه دو طرف صورتش را بر روى زمين مسجد گذاشت.

القمي، ابي جعفر الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (متوفاي٣٨١هـ)، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏٢، ص ١، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت–لبنان، سال چاپ: ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م

بررسي سند

پدر شيخ صدوق به عنوان اولين نفر در اين سلسله جلالت قدرش روشن است. نجاشي درباره او مي‌گويد:

علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي أبو الحسن شيخ القميين في عصره ... و ثقتهم.

او شيخ قمي‌ها در زمان خود و مورد وثوق آنان بوده است.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٢٦١، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

نجاشي درباره راوي دوم يعني سعد بن عبد الله اشعري، مي‌گويد:

سعد بن عبد الله الأشعري القمي شيخ هذه الطائفة و فقيهها و وجهه.

وي شيخ اين طايفه و فردي داراي جايگاه ويژه است.

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ١٧٧، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

شيخ طوسي درباره أحمد بن محمد بن عيسى، مي‌گويد:

وأبو جعفر هذا شيخ قم و وجهها

ابو جعفر احمد بن محمد بن عيسي، بزرگ اهل قم و نزد آنان داراي جايگاه بوده است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الفهرست، ص ٦٨، تحقيق: الشيخ جواد القيومي،‌ ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة،‌ چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامي، الطبعة الأولى١٤١٧

وي درباره حسن بن علي بن فضال با عبارت "ثقة" ياد مي‌کند.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، رجال الطوسي، ص ٣٥٤، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الأولى، ١٤١٥هـ.

سند دوم: حسن بن علي بن فضال ازامام رضا عليه السلام

همين روايت را مرحوم ابن قولويه، با تفاوتي اندک چنين گزارش مي کند:

وباسناده (حدثني جماعة مشايخي عن سعد بن عبد الله عن أحمد ابن محمد بن عيسى) عن الحسن بن علي بن فضال ...

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٧٠، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

٤: تبرک به قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم توسط  امام جواد عليه السلام

آخرين گزارش دراين باره مربوط به طواف امام جواد عليه السلام به دور قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است. چنين عملي هم مي‌تواند به جهت تبرک به قبر آن حضرت باشد:

محمد بن يحيى وأحمد بن محمد ، عن محمد بن الحسن ، عن أحمد بن الحسين ، عن محمد بن الطيب ، عن عبد الوهاب بن منصور ، عن محمد بن أبي العلاء قال : سمعت يحيى بن أكثم - قاضي سامراء - بعد ما جهدت به وناظرته وحاورته وواصلته وسألته عن علوم آل محمد فقال : بينا أنا ذات يوم دخلت أطوف بقبر رسول الله صلى الله عليه وآلهفرأيت محمد بن علي الرضا عليهما السلام يطوف به.

محمد بن ابى العلاء گويد: بعد از آنكه يحيى بن اكثم‏ قاضى سامرا را آزمايش كردم و با او مباحثه و گفتگو نمودم و رفت و آمد كردم و راجع بعلوم آل محمد پرسيدم، شنيدم كه مى‏گفت: روزى داخل (مسجد مدينه) شدم و قبر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را طواف ميكردم، در آن ميان محمد بن على الرضا عليه السلام را ديدم مشغول طواف است ...

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي، ج‏١، ص ٣٥٣،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

٥: تبرک به مکان نماز رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم

کليني و ابن قولويه گزارشي را نقل نموده که امام صادق عليه السلام به نماز خواندن در مکان نماز رسول خدا صلي الله عليه  وآله و سلم سفارش مي کند. روشن است اين امر مي‌تواند به جهت شرافت و تبرک به آن مکان بوده باشد.

سند اول:عقبة بن خالد از امام صادق عليه السلام

متن نخست مطابق گزارش کليني چنين است:

محمد بن يحيى ، عن محمد بن الحسين ، عن محمد بن عبد الله بن هلال ، عن عقبة بن خالد قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام أنا نأتي المساجد التي حول المدينة فبأيها أبدء ؟ فقال : ابدء بقباء فصل فيه وأكثر فإنه أول مسجد صلى فيه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) في هذه العرصة ثم ائت مشربه أم إبراهيم فصل فيها وهي مسكن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ومصلاه ثم تأتي مسجد الفضيخ فتصلي فيه فقد صلى فيه نبيك.

عقبة بن‏ خالد نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام پرسيدم:من به مساجدى كه اطراف مدينه است مى‏روم به كدام يك از آنها آغاز كنم؟حضرت فرمودند:ابتداء به مسجد قبا برو پس در صحن آن بسيار نماز بخوان چه آنكه قبا اوّل مسجدى است كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در آن نماز گزاردند سپس به مشربه اُم ابراهيم برو و در آن نماز بخوان زيرا اين مكان مسكن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و جاى نماز آن حضرت بود پس از آن به مسجد فضيخ برو و در آن دو ركعت نماز بخوان زيرا پيغمبر شما در آن نماز خوانده است.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي، ج‏٤، ص ٥٦٠،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

سند دوم:عقبة بن خالد از امام صادق عليه السلام

ابن قولويه همين گزارش را با سند ذيل آورده است:

حدثني جماعة مشايخي عن محمد بن يحيى عن محمد ابن الحسن الصفار عن محمد بن عبد الله بن هلال عن عقبة بن خالد قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام ...

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٦٨، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

٦. تبرک به تربت امام حسين عليه السلام  (روايات متواتر و معتبر است)

تبرک و بهره‌وري از تربت سالار شهيدان و قبر مطهر او، مورد سفارش موکد پيشوايان ماست. در ادامه مشروح اين روايت‌ها به همراه بررسي صحت و سقم آن خواهد آمد:

متن اول:فإذا تناولها أحدكم فليقبلها وليضعها على عينيه وليمرها على سائر جسده

شيخ الطائفه روايتي را نقل مي کند که در آن امام صادق عليه السلام تربت امام حسين عليه السلام را شفاي هر درد و موجب امنيت از هر خطر مي‌داند. به همين منظور به  بوسيدن تربت، بر رويچشم گذاشتن و کشيدن آن به اعضاي بدن،سفارش مي کند.صاحب وسائل اين روايت را ذيل "باب استحباب الاستشفاء بتربة الحسين عليه السلام والتبرك بها وتقبيلها ... "آورده است

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاى١١٠٤هـ)، وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، ج ١٤، ص ٥٢١، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، ١٤١٤هـ.

أخبرنا ابن خشيش عن محمد بن عبد الله قال حدثني محمد بن محمد بن معقل القرميسيني العجلي قال حدثنا إبراهيم بن إسحاق النهاوندي الأحمري قال حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاري عن زيد أبي أسامة عن الصادق عليه السلام: إن الله جعل تربة جدي الحسين عليه السلام شفاء من كل داء وأمانا من كل خوففإذا تناولها أحدكم فليقبلها وليضعها على عينيه وليمرها على سائر جسده...

امام صادق عليه السلام:خداوند تربت جدم حسين عليه السلام را شفاي هر دردي قرار داد پس هرگاه کسي از شما آن را گرفت، ببوسد و بر روي چشم قرار داده و بر ساير اعضاي بدنش مسح کند.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الأمالي،ص ٣١٩،تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، ١٤١٤هـ

متن دوم:حنكوا أولادكم بتربة الحسين عليه السلام

گذاشتن مقداري از تربت امام حسين عليه السلام در دهان نوزاد مضمون برخي روايت‌هاست. اين عمل که در لسان احاديث به آن تحنيک گفته مي‌شود چيزي جُز متبرک ساختن فرزند بدان نمي‌باشد. چنانچه ذيل همين روايت امنيت و در امان بودن نوزاد به برکت تحنيک به تربت را  ياد آور مي‌شود.ابن قولويه در طي روايتي چنين مي‌نگارد:

حدثني محمد بن جعفر الرزاز عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن موسى بن سعدان عن عبد الله بن القاسم عن الحسين ابن أبي العلاء قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول:حنكوا أولادكم بتربة الحسين عليه السلام فإنها أمان.

امام صادق عليه السلام: فرزندانتان را باتربت امام حسين عليه السلام کام بگيريد که همانا موجب در امان بودن آنهاست

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٦٦، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

مرحوم کليني همين مضمون را با بدون ذکر سلسله سند  عبارت "وفي رواية أخرى حنكوا أولادكم... " نقل نموده است

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي،ج ٦، ص ٢٤،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

لازم به ذکر است نووي شارح صحيح مسلم، ذيل روايتي که در آن از تحنيک رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم سخن به ميان آمده دقيقا همين مطلب را متذکر مي‌شود. او مي‌گويد:

وفيه حمل المولود إلى واحد من أهل الصلاح والفضل يحنكه بثمره ليكون أول ما يدخل في جوفه ريق الصالحين فيتبرك.

در اين روايت آوردن نوزاد نزد افراد صالح براي تحنيک استفاده مي‌شود تا آنکه اول چيزي که داخل دهان نوزاد مي‌شود آب دهان اين افراد پرهيزکار بوده و از اين رهگذر متبرک شوند.

النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى٦٧٦ هـ)، شرح النووي علي صحيح مسلم،ج ١٤، ص ١٠٠،ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة الثانية، ١٣٩٢ هـ.

متن سوم: يوضع مع الميت في قبره

در برخي روايات از گذاشتن تربت امام حسين عليه السلام در داخل قبر پرسش شده و امام عليه السلام هم آن را جائز شمردند. روشن است اين عمل به جهت انتفاع ميت از اين تربت است.

محمد بن أحمد بن داود عن أبيه عن محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري قال كتبت إلى الفقيه عليه السلام أسأله عن طين القبر يوضع مع الميت في قبره هل يجوز ذلك؟ فأجاب: يوضع مع الميت في قبره ويخلط بحنوطه إن شاء الله.

حميري مي‌گويد از امام عليه السلام پرسيدم آيا مي‌توان مقداري از تربت را همراه ميت در قبر گذاشت؟ امام عليه السلام فرمود: به همراه ميت قرار داده مي‌شود و با حنوط مخلوط مي‌گردد.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، تهذيب الأحكام،ج ٦، ص ٧٦،تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الرابعة،‌١٣٦٥ ش .

متن چهارم:آخذ من طين قبر الحسين يكون عندي اطلب بركته

در برخي روايت‌ها از تربت امام حسين عليه السلام به عنوان يک وسيله‌اي که از آن طلب برکت مي‌شود، سخن به ميان آمده است.

حدثني أبي رحمه الله عن سعد بن عبد الله عن أيوب بن نوح عن عبد الله بن المغيرة قال حدثنا أبو اليسع قال : سأل رجل أبا عبد الله عليه السلام وانا اسمع قال:آخذ من طين قبر الحسين يكون عندي اطلب بركتهقال: لا بأس بذلك.

ابواليسع مي‌گويد مردي از امام صادق عليه السلام پرسيد مقداري از تربت امام حسين عليه السلام نزد خود نگه داشته و از آن طلب برکت مي کنم. امام عليه السلام فرمود: مانعي از اين کار نيست. 

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٦٦، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

متن پنجم: الاستشفاء بتربة الحسين عليه السلام

در پاره‌اي از احاديث، از تربت امام حسين عليه السلام به عنوان وسيله‌اي براي علاج بيماري‌ها ياد شده است به همين سبب، استشفاء به آن مورد سفارش معصومان عليهم السلام مي‌باشد. اين هم روشن است استفاده از تربت به قصد بهبودي و شفا، به منظور انتفاع و بهره‌وري يا همان تبرک بدان مي‌باشد. در ادامه نمونه‌هايي از اين سري روايت‌ها ارايه مي‌گردد:

سند اول:  محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام

امام باقر عليه السلام استفاده از تربت امام حسين عليه السلام را به عنوان بهترين وسيله شفا دهنده معرفي مي کند. با توجه به عبارت "فانا نسقيه صبياننا ونساءنا" که در اين روايت خواهد آمد، امام عليه السلام، هميشه و به طور دائم  از تربت به عنوان وسيله شفا دهنده براي اهل خانواده استفاده مي نمود. لازم به ذکر استصاحب وسايل اين روايت را تحت عنوان "باب استحباب الاستشفاء بتربة الحسين عليه السلام  والتبرك بها ..." مي‌آورد

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاى١١٠٤هـ)، وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، ج ١٤، ص ٥٢١، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، ١٤١٤هـ.

حدثني محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن علي بن محمد بن سالم عن محمد بن خالد عن عبد الله بن حماد البصري عن عبد الله بن عبد الرحمان الأصم قال حدثنا مدلج عن محمد بن مسلم قال : خرجت إلى المدينة وانا وجع فأرسل إلي أبو جعفر عليه السلام شرابا مع غلام فناولنيه الغلام وما أقدر على النهوض قبل ذلك على رجلي فلما استقر الشراب في جوفي فكأنما نشطت من عقال فأتيت بابه فاستأذنت عليه ... ثم قاليا محمد ان الشراب الذي شربته فيه من طين قبر الحسين عليه السلام وهو أفضل ما استشفى به فلا نعدل به فانا نسقيه صبياننا ونساءنا فنرى فيه كل خيرفقلت له: جعلت فداك انا لنأخذ منه ونستشفي به فقال: يأخذه الرجل فيخرجه من الحائر وقد أظهره فلا يمر بأحد من الجن به عاهة ولا دابة ولا شئ به آفة الا شمه فتذهب بركته فيصير بركته لغيره وهذا الذي نتعالج به ليس هكذا ولولا ما ذكرت لك ما يمسح به شي ولا شرب منه شي الا أفاق من ساعته.

محمد بن مسلم مي‌گويد من به مدينه رفتم در حالى كه دردمند بودم محضر امام باقر عليه السلام رساندند كه محمد بن‏ مسلم‏ دردمند است حضرت شربتى توسط غلامش برايم فرستادند. غلام گفت اين را بياشام زيرا حضرت به من امر فرموده‏اند تا تو اين را نياشاميده‏اى من از نزدت نروم پس شربت را گرفتم بوى مشك از آن مى‏آمد شربتى پاكيزه، طعمى خنك داشت وقتى آن را نوشيدم غلام به من گفت: آقايت فرموده: وقتى شربت را خوردى به نزدش حاضر شو. وقتى شربت در جوف من قرار گرفت گويا از بند رها شدم پس درب منزل حضرت آمده از آن جناب اذن خواستم‏ ... امام فرمود: اى محمد، شربتى كه نوشيدى در آن تربت قبر حسين عليه السلام بود و آن بهترين داروئى است كه به منظور استشفاء مصرف مى‏كنند و با آن هيچ دوائى را برابر و مساوى ندان. ما به اطفال و زنان خود آن را مى‏خورانيم و در آن هر خير و خوبى را ديده‏ايم.خدمتش عرضه داشتم: فدايت شوم از آن برداشته و استشفاء به آن بجوئيم؟ حضرت فرمودند:بسا شخصى آن را اخذ كرده و با خود از حائر بيرون مى‏برد و بر ديگران اظهار نموده و مخفى نمى‏كند پس به جنى مرور مى‏كند كه در او مرض و بيمارى بوده يا به حيوان و موجودى كه داراى آفت است مى‏گذرد پس آن را مى‏بويند و بركتش زائل گشته و بدين ترتيب بركت آن براى غير مصرف مى‏شود اما تربتى را كه ما با آن دردها را معالجه مى‏كنيم اين طور نيست و اگر ديگران نيز رعايت كنند و آنچه را كه برايت گفتم منظور داشته و تربت مأخوذ را از منظر ديگران بر حذر داشته و در معرض قرار ندهند مسلما با هيچ شيئى تماس پيدا نكرده و هيچ كسى از آن تناول ننموده مگر آنکه در همان ساعت از مرض و بيمارى كه دارد افاقه پيدا مى كند.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٦٢، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند دوم: ابو حمزه ثمالي از امام صادق عليه السلام

امام صادق عليه السلام در پاسخ پرسشي در خصوص شفا بخش بودن تربت، آن را تاييد و محدوده آن را هم بيان مي کند.

حدثني محمد بن الحسن بن علي بن مهزيار عن جده علي ابن مهزيار عن الحسن بن سعيد ، عن عبد الله بن عبد الرحمان الأصم قال حدثنا أبو عمرو شيخ من أهل الكوفة عن أبي حمزة الثمالي عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كنت بمكة - وذكر في حديثه - قلت: جعلت فداك اني رأيت أصحابنا يأخذون من طين الحائر ليستشفون به هل في ذلك شئ مما يقولون من الشفاء قال:يستشفى بما بينه وبين القبر على رأس أربعة أميال...

ابو حمزه ثمالى‏از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل مي کند: من در مكه بودم (در اثناء حديثش گفت):فدايت شوم مى‏بينم اصحابمان را كه تربت حائر را براى استشفاء اخذ مى‏كنند آيا اينكه مى‏گويند در اين تربت شفاء هست درست است؟ امام عليه السّلام فرمودند: استشفاء مي ‏شود به تربتى كه از قبر تا رأس چهار ميلى قرار گرفته است....

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٧٠، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند سوم: حارث بن مغيره از امام صادق عليه السلام

در روايتي ديگر امام صادق عليه السلام جهت درمان بيماري‌ها، استفاده از تربت امام حسين عليه السلام را سفارش مي کند.

أخبرنا ابن خشيش عن محمد بن عبد الله قال حدثنا حميد بن زياد الدهقان إجازة بخطه في سنة تسع وثلاث مائة قال حدثنا عبيد الله بن أحمد بن نهيك أبو العباس الدهقان قال حدثنا سعيد بن صالح قال حدثنا الحسن بن علي ابن أبي المغيرة عن الحارث بن المغيرة النصري قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: إني رجل كثير العلل والأمراض وما تركت دواء تداويت به فما انتفعت بشئ منه فقال لي أين أنت عن طين قبر الحسين بن علي عليه السلامفإن فيه شفاء من كل داء وأمنا من كل خوف... قلت : قد عرفت الشفاء من كل داء فكيف الامن من كل خوف؟ فقال إذا خفت سلطانا أو غير سلطان فلا تخرجن من منزلك إلا ومعك من طين قبر الحسين عليه السلام فتقول: اللهم إني أخذته من قبر وليك فاجعله لي أمنا قال الحارث بن المغيرة : فأخذت كما أمرني وقلت ما قال لي فصح جسمي وكان لي أمانا من كل ما خفت وما لم أخف كما قال أبو عبد الله  عليه السلام فما رأيت مع ذلك بحمد الله مكروها ولا محذورا.

حارث بن مغيره مي‌گويد به امام صادق عليه السلام عرض کردم من دچار بيماريهاي فراوان هستم و از هر دارويي هم استفاده نمودم افاقه نکرد امام عليه السلام فرمود چرا از تربت حسين عليه السلام استفاده نمي کني همانا شفاي هر دردي در آن است و موجب امنيت و در امان بودن انسان است. عرض کردم شفا بخش بودن آن را دانستم اما چگونه موجب در امان بودن از هر خوفي است؟ امام عليه السلام فرمود: هر گاه از حاکم يا غير او، ترسيدي از منزلت خارج مشو مگر آنکه مقداري از تربت امام حسين عليه السلام به همراه تو باشد سپس ميگويي" اللهم إني أخذته من قبر وليك فاجعله لي أمنا" حارث بن مغيره مي‌گويد: به گفته امام عليه السلام عمل نمودم و در اثر آن جسمم بهبود يافت و موجب امنيتم از آنچه که مي هراسيدم گشت و از آن به بعد ديگر کسالتي در جسم و چيزي که از آن بهراسم، نديدم.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الأمالي،ص ٣١٨،تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، ١٤١٤هـ

سند چهارم: ابو حمزه ثمالي از امام صادق عليه السلام

همچنين ابن قولويه روايتي را در همين فضا با سند خود از ابوحمزه ثمالي و او از امام صادق عليه السلام چنين نقل مي کند:

حدثني أبو عبد الرحمان محمد بن أحمد بن الحسين العسكري قال حدثنا الحسن بن علي بن مهزيار عن أبيه عن محمد بن أبي عمير عن محمد بن مروان عن أبي حمزة الثمالي قال الصادق عليه السلام: إذا أردت حمل الطين من قبر الحسين عليه السلام فاقرأ فاتحة الكتاب و المعوذتين و قل هو الله أحد ... وتقول: اللهم بحق محمد و علي وفاطمة والحسن والحسين وبحق الأئمة الراشدين عليهم السلام وبحق هذه التربة اجعل هذا الطين شفاء لي ولمن يستشفي به من كل داء وأمانا من كل خوف وانفعني بها.

امام صادق عليه السلام: هر گاه خواستى تربت از قبر حسين عليه السلام بردارى و با خود ببرى ابتداء فاتحة الكتاب و و المعوذتين و قل هو الله أحد ... و سپس بگو بار خدايا به حق محمد و على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين و به حق پيشوايان كه هاديان و راهنمايان هستند و به حق اين تربت آن را براى من و براى هر كس كه با آن استشفاء مى‏جويد شفاء از هر درد و مرض و امان از هر خوف و هراسى قرار بده.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٧٥، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند پنجم، ششم: هفتم: امام عسکري عليه السلام، عمر بن واقد، علي بن احمد بزاز از امام کاظم عليه السلام

در پاره‌اي از روايت‌ها استشفاء به تربت امام حسين عليه السلام از زبان امام کاظم عليه السلام به ثبت رسيده است. شيخ صدوق با سند خود از عمر بن واقد در اين باره اينگونه آورده است:

حدثنا تميم بن عبد الله بن تميم القرشي رضي الله عنه قال : حدثني أبي عن أحمد بن علي الأنصاري عن سليمان بن جعفر البصري عن عمر بن واقد إن سيدنا موسى عليه السلام دعا بالمسيب وذلك قبل وفاته بثلاثة أيام فقال له يا مسيب ... لا تأخذوا من تربتي شيئا لتتبركوا به فإن كل تربه لنا محرمه إلا تربه جدي الحسين بن علي عليهما السلام فإن الله تعالى جعلها شفاء لشيعتنا وأوليائنا.

عمر بن واقد مي‌گويد: سرورمان حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام سه روز قبل از وفاتش مسيب‏ را خواست و به او فرمود ... از تربتم براى تبرك چيزي برنداريد زيرا تربت‏هاى ما همگى حرام است به جز تربت جدم حسين بن على عليهما السلام که خداوند تربت آن بزرگوار را براى شيعيان و اولياء ما، شفاء قرار داده است.

القمي، ابي جعفر الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (متوفاي٣٨١هـ)، عيون أخبار الرضا عليه السلام،ج ٢، ص ٩٤ الي ٩٦ ،تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت–لبنان، سال چاپ: ١٤٠٤ - ١٩٨٤ م

طبري امامي همين روايت را با سند خود از امام عسکري عليه السلام چنين نقل مي کند:

حدثنا أبو المفضل محمد بن عبد الله قال حدثنا جعفر بن محمد بن مالك الفزاري قال حدثني محمد بن إسماعيل الحسيني عن أبي محمد الحسن بن علي الثاني عليه السلام إن موسى  عليه السلام قبل وفاته بثلاثة أيام دعا المسيب وقال له ...  

الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة،ص ٣١٣،تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى١٤١٣

حسين بن همدان خصيبي نيز همين متن را باسند ذيل ازعلي بن احمد بزاز، آورده است:

بهذا الاسناد (قال الحسين بن حمدان الخصيبي حدثني جعفر بن محمد بن مالك عن إبراهيم بن زيد النخعي عن الخليل بن محمد عن أحمد البزاز وكان بزاز أبي الحسن موسى عليه السلام) عن علي بن أحمد البزاز ...

الخصيبي، الحسين بن حمدان (متوفاي٣٣٤هـ)،‌ الهداية الكبرى،ص ٢٦٥،ناشر : مؤسسة البلاغ للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت–لبنان، چاپ : الرابعة، سال چاپ : ١٤١١ - ١٩٩١ م

لازم به ذکر استفقره" لا تأخذوا من تربتي لتتبركوا بها فإن كل تربه لنا محرمه إلا تربه جدي الحسين عليه السلام "که در ابتدايسه روايت فوق بيان گرديده،ظهور در عدم جواز تبرک به تربت ساير معصومان عليهم السلام غير از امام حسين عليه السلام دارد. در جواب از اين فقره مي گوييم: تبرک گونه‌هاي مختلفي دارد و مقصود از اين روايات، تنها حرمت تبرک جويي از تربت ساير معصومان عليهم السلام از طريق اکل مي‌باشد نه به طور مطلق. صاحب وسائل هم روايت امام کاظم عليه السلام را تحت عنوان "باب تحريم أكل الطين حتى طين قبور الأئمة عليهم السلام الا طين قبر الحسين عليه السلام "مي‌آورد. علامه مجلسي نيز ذيل برخي روايات دال بر جوازتبرک به تربت ساير ائمه عليهم السلام، مطلب فوق را وجه جمع ميان اين دو طيف اخبار مي‌داند ومي‌گويد:

هذا الخبر"يستشفى بما بينه وبين القبر وكذلك قبر جدي رسول الله صلى الله عليه وآله وكذلك طين قبر الحسن وعلي ومحمد"   يدل على جواز الاستشفاء بطين قبر الرسول صلى الله عليه وآله وسائر الأئمة عليهم السلام ولم يقل به أحد من الأصحاب ومخالف لسائر الاخبار عموما وخصوصا ويمكن حمله على الاستشفاء بغير الأكل كحملها والتمسح بها وأمثال ذلك.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى١١١١هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ج ٥٧، ص ١٥٦،تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ١٤٠٣هـ - ١٩٨٣م.

سند هشتم: يونس بن ربيع از امام صادق عليه السلام

أحمد بن محمد عن الحسين بن علي عن يونس بن الربيع عن أبي عبد الله عليه السلام: إن عند رأس الحسين عليه السلام لتربة حمراء فيها شفاء من كل داء إلا السام قال: فأتينا القبر بعد ما سمعنا هذا الحديث فاحتفرنا عند رأس القبر فلما حفرنا قدر ذراع ابتدرت علينا من رأس القبر مثل السهلة حمراء قدر الدرهم فحملناها إلى الكوفة فمزجناه وأقبلنا نعطي الناس يتداوون بها.

امام صادق عليه السلام:نزدسر مبارك حسين عليه السلام تربت قرمزى است كه در آن شفاء هر دردى غير از مرگ مى‏باشد يونس بن ربيع مى‏گويد: بعد از اينكهاين حديث را شنيدم نزد قبر حاضر شده و طرف سر قبر را حفر كرديم و چون به قدر يك ذراع كنديم از راس قبر خاك‏هائى مثل ريگ‏هاى ريزى كه آب آنها را با خود مى‏آورد بر ما ريخت، رنگ آنها قرمز و اندازه‏شان قدر يك درهم بودآنها را با خود به كوفه آورده پس ممزوج و عجينشان كرده و پنهانشان نموديم و بعد به تدريج از آن به مردم ‏داده تا با آن مريض‏هاى خود را مداوا كنند.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي،ج ٤، ص ٥٨٨،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

ابن قولويه همين روايت را با سند ذيل نقل مي کند:

حدثني أبي رحمه الله عن سعد بن عبد الله عن يعقوب ابن يزيد عن الحسن بن علي عن يونس بن رفيع (الربيع) عن أبي عبد الله عليه السلام ...

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٦٨، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند نهم: حضرمي از امام صادق عليه السلام

حدثني محمد بن الحسين بن مت الجوهري عن محمد بن أحمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن محمد بن إسماعيل عن الخيبري عن أبي ولاد عن أبي بكر الحضرمي عن أبي عبد الله عليه السلام : لو أن مريضا من المؤمنين يعرف حق أبي عبد الله عليه السلام وحرمته وولايته اخذ من طين قبره مثل رأس أنملة كان له دواء.

اگر مريضى از اهل ايمان كه به حق ابا عبد الله آگاه و عارف است و به حرمت و ولايت آن جناب آشنا است از تربت قبرش به مقدار سر بند انگشت بردارد همان براى او دواء مى‏باشد.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٦٥، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند دهم: عبد الله بن سنان از امام صادق عليه السلام

حدثني علي بن الحسين عن علي بن إبراهيم عن إبراهيم ابن إسحاق النهاوندي عن عبد الله بن حماد الأنصاري عن عبد الله بن سنان عن أبي عبد الله عليه السلام: إذا تناول أحدكم من طين قبر الحسين عليه السلام فليقل: اللهم إني أسألك بحق الملك الذي تناوله والوصي الذي ضمن فيه ان تجعله شفاء من كل داء كذا وكذا وتسمي ذلك الداء.

هر گاه كسى از شما تربت قبر حسين عليه السّلام را تناول كرد بگويد: بار خدايا از تو درخواست مى‏كنم به حق فرشته‏اى كه آن را اخذ نموده و رسولى كه آن را جاى داده و وصىّ كه در آن پنهان شده آن را شفاء از هر دردى قرار بده و نام دردهاى مورد نظر را ببرند.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٦٩، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند يازدهم: عطيه از امام صادق عليه السلام

حدثني الحسن بن عبد الله بن محمد بن عيسى عن أبيه عن الحسن بن محبوب عن مالك بن عطية عن أبيه عن أبي عبد الله عليه السلام: إذا اخذت من تربة المظلوم ووضعتها في فيك فقل: اللهم إني أسألك بحق هذه التربة وبحق الملك الذي قبضها والامام الذي حل فيها ان تصلي على محمد وال محمد وان تجعل لي فيها شفاء نافعا ورزقا واسعا وأمانا من كل خوف وداء فإنه إذا قال ذلك وهب الله له العافية وشفاه.

آنگاه که از تربت حسين عليه السلام گرفته و در دهانت گذاشتي، بگو: خداوندا از تو درخواست مي کنم به حق اين تربت و به حق فرشته‌اي که آن را گرفت و امامي که در آن است اينکه درود فرستي بر محمد و خاندانش و شفاي نافع، روزي با وسعت و امنيت از هر خوف و دردم را در آن قرار دهي. پس خداوند به او بهبودي خواهد بخشيد.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٧٧، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند دوازدهم: ابو جعفر موصلي از امام باقر عليه السلام

حدثني حكيم بن داود عن سلمة عن علي بن الريان بن الصلت عن الحسين بن أسد عن أحمد بن مصقلة عن عمه عن أبي جعفر الموصلي عن أبي جعفر عليه السلام: إذا اخذت طين قبر الحسين عليه السلام فقل: اللهم بحق هذه التربة وبحق الملك الموكل بها وبحق الوصي الذي هو فيها صل على محمد وآل محمد واجعل هذا الطين شفاء لي من كل داء وأمانا من كل خوف.

هر گاه که از تربت حسين عليه السلام برداشتي بگو: خدايا به حق اين تربت و به حق فرشته موکل بر آن و به حق امام موجود در آن، بر محمد و خاندانش درود فرست و اين تربت را شفاي هر دردم و موجب امنيت هر ترسم قرار ده.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٧٠، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند سيزدهم: بعض الرجال از امام صادق عليه السلام

حدثني أبي رحمه الله وجماعة عن سعد بن عبد الله عن محمد بن عيسى بن عبيد عن محمد بن إسماعيل البصري عن بعض رجاله عن أبي عبد الله عليه السلام: طين قبر الحسين عليه السلام شفاء من كل داء وإذا أكلته فقل: بسم الله وبالله اللهم اجعله رزقا واسعا وعلما نافعا وشفاء من كل داء.

امام صادق عليه السلام: خاک قبر حسين عليه السلام شفاي هر دردي است و هرگاه که آن را خوردي بگو: بسم الله وبالله. خديا آن را موجب روزي با وسعت، دانش نافع  و شفاي هر درد، قرار ده.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٧٦، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند چهاردهم: سعد بن سعد از امام رضا عليه السلام

حدثني محمد بن الحسن عن محمد بن الحسن الصفار عن عباد بن سليمان عن سعد بن سعد قال: سألت أبا الحسن عليه السلام عن الطين فقال: اكل الطين حرام مثل الميتة والدم ولحم الخنزير الا طين قبر الحسين فان فيه شفاء من كل داء وامنا من كل خوف.

خوردن هر خاکي حرام است همچنانکه خوردن ميته، گوشت خوک و خون چنين است به جُز تربت امام حسين عليه السلام که شفاي هر درد و امان از هر خوفي در آن است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٤٧٨، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

بررسي اسناد

در باره سند اين دسته از روايت‌ها (تبرک به تربت) بايد گفت به لحاظ حجم بالاي آن در رتبه تواتر معنوي است.(تواتر معنوي در مواردي اطلاق مي‌شود که دسته اي از اخبار به جهت کثرت تعداد راويان آن، مفيد يقين بوده و همه آنان با وجود اختلاف در لفظ، معنا و مضمون واحدي را افاده نمايند.کني، ملا علي، توضيح المقال في علم الرجال، ٢٦٨؛ مامقاني، عبد الله، مقباس الهدايه في علم الدرايه، ١/١٠١)به همين سبب از بررسي اسناد اين روايات، بي نيازيم.

٧. تبرک به قبر امام حسين عليه السلام

امام صادق عليه السلام، استلام قبر امام حسين عليه السلام يا همان دست کشيدن بدان را از جمله اعمال زيارت آن حضرت، سفارش مي کند. چنين عملي، تبرک و انتفاع از قبر را به همراه دارد. ابن قولويه اين روايت را به طور مفصل نقل مي کند. بخشي از آن چنين است:

حدثني أبو عبد الرحمان محمد بن أحمد بن الحسين العسكري ومحمد بن الحسن جميعا عن الحسن بن علي بن مهزيار عن أبيه علي بن مهزيار عن محمد بن أبي عمير عن محمد بن مروان عن أبي حمزة الثمالي قال : قال الصادق عليه السلام : إذا أردت المسير إلى قبر الحسين عليه السلام ... اغتسل قبل خروجك ... ثم تدنو قليلا من القبر ... وقل يا سيدي بكيتك يا خيرة الله وابن خيرته وحق لي أن أبكيك ثم استلم القبر وقل السلام عليك يا أبا عبد الله يا ابن رسول الله أشهد أنك عبد الله وأمينه...

هنگامى كه خواستى به زيارت قبر امام حسين عليه السلام بروى‏ ... غسل کن ... سپس نزديک قبر مي شوي ... و بگو اي آقاى من گريستم بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده حق بر من است كه بر تو بگريم آنگاه دست به قبر بكش و بگو: درود بر تو اى حسين بن على، اى پسر رسول خدا شهادت مى‏دهم كه تو بنده خدا و امين او هستى.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص ٣٩٣، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

٨.  تبرک به تربت رسول خدا، امام حسن، امام حسين، امام سجاد و امام باقر عليهم السلام

رهاورد برخي از روايت‌ها، جواز تبرک به تربت رسول خدا و عده‌اي از معصومان عليهم السلام است. البته همانطور که در اين نگارش بدان اشارت رفت جمع ميان اين طايفه از روايات و روايات مانعه، آن است که بگوييم مقصود اين طايفه، گونه‌هاي خاصي از بهره‌مندي و تبرک به تبربت ساير ائمه عليهم السلام غير از خوردن مانند دست کشيدن، به همراه داشتن تربت آنان مي‌باشد. متن روايت اين است:

حدثني محمد بن الحسن بن علي بن مهزيار عن جده علي ابن مهزيار عن الحسن بن سعيد ، عن عبد الله بن عبد الرحمان الأصم قال حدثنا أبو عمرو شيخ من أهل الكوفة عن أبي حمزة الثمالي عن أبي عبد الله عليه السلام قال: كنت بمكة - وذكر في حديثه - قلت: جعلت فداك اني رأيت أصحابنا يأخذون من طين الحائر ليستشفون به هل في ذلك شئ مما يقولون من الشفاء قال: يستشفى بما بينه وبين القبر على رأس أربعة أميال وكذلك قبر جدي رسول الله صلى الله عليه وآله وكذلك طين قبر الحسن وعلي ومحمد فخذ منها فإنها شفاء من كل سقم وجنة مما تخاف ولا يعدلها شئ من الأشياء التي يستشفى بها الا الدعاء.

ابو حمزه ثمالى‏از حضرت امام صادق عليه السلام نقل مي کند: من در مكه بودم (در اثناء حديثش گفت):فدايت شوم مى‏بينم اصحابمان را كه تربت حائر را براى استشفاء اخذ مى‏كنند آيا اينكه مى‏گويند در اين تربت شفاء هست درست است؟ امام عليه السّلام فرمودند: استشفاء مى‏جويند به تربتى كه از قبر تا رأس چهار ميلى قرار گرفته و شفاء حاصل مى‏شود و همچنين است قبر جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و نيز همين طور است تربت قبر امام حسن و على بن الحسين و محمد بن على عليهم السلام، پس از تربت اين قبور اخذ كن كه شفاء است براى هر دردى و حافظ است از آنچه خوف و هراسى دارى و هيچ داروئى معادل آن نبوده مگر دعاء.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص٤٧٠، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

٩. تبرک بواسطه زيارت ائمه عليهم السلام

امام علي عليه السلام از قول پيامبر گرامي اسلام نقل مي کند که عده‌اي از اُمت من در روزگار آينده فرزندان مرا زيارت نموده و به واسطه آن، خير و برکت طلب مي نمايند. رسول خدا صلي الله عليه و آله و وسلم، رهايي از سختيهاي قيامت را براي اين دسته از اُمت خويش تضمين نموده است. روايت فوق يک بار در کامل الزيارات ابن قولويه و يک بار هم در امالي شيخ طوسي به ثبت رسيده است.

سند اول: ابن قولويه از جابر از امام باقر از امير مومنان عليهما السلام

حدثني محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد عن سعد بن عبد الله عن محمد بن عيسى  عن صفوان بن يحيى عن الحسين بن أبي غندر عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام: قال أمير المؤمنين عليه السلام : زارنا رسول الله صلى الله عليه وآله وقد أهدت لنا أم أيمن لبنا وزبدا وتمرا فقدمنا منه فأكل ثم قام إلى زاوية البيت فصلى ركعات فلما كان في آخر سجوده بكى بكاء شديدا فلم يسأله أحد منا اجلالا واعظاما له فقام الحسين عليه السلام وقعد في حجره فقال: يا ابه لقد دخلت بيتنا فما سررنا بشئ كسرورنا بدخولك ثم بكيت بكاء غمنا فما أبكاك فقال: يا بني أتاني جبرئيل عليه السلام آنفا فأخبرني انكم قتلي وان مصارعكم شتى فقال: يا ابه فما لمن يزور قبورنا على تشتتها فقال: يا بني أولئك طوائف من أمتي يزورونكمفيلتمسون بذلك البركةوحقيق علي ان اتيهم يوم القيامة حتى أخلصهم من أهوال الساعة ومن ذنوبهم ويسكنهم الله الجنة.

امام علي عليه السلام: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به زيارت ما آمدند و قبلا امّ أيمن براى ما شير و سر شير و خرما هديه داده بود لذا به منظور پذيرائى از حضرت آنها را مقابلش نهاديم حضرت ميل فرموده سپس ايستادند و به گوشه‏اى از خانه تشريف برده و چند ركعت نماز خواندند در آخرين سجده به شدت گريستند احدى از ما به منظور اجلال و تعظيم از آن وجود مبارك سؤال نكرد كه سبب گريستن شما چيست در اين هنگام حسين عليه السلام ايستاد و سپس در دامن رسول خدا نشست عرض نمود: اى پدر به منزل ما وارد شدى و هيچ چيز ما را اين مقدار مسرور ننمود سپس گريستى بطورى كه ما را مغموم و محزون كردى سبب گريستن شما چيست؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: پسرم هم اكنون جبرئيل نزد من آمد و به من خبر داد كه شما را مى‏كشند و قبور شما متفرق و پراكنده است. امام حسين عليه السلام عرض كرد: اى پدر چه ثوابى است براى كسى كه اين قبور متفرق و پراكنده را زيارت كند؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: پسرم زائرين شما گروهى از امت من بوده كه درخواستشان از زيارت شما حصول بركت مى‏باشد و سزاوار است كه من روز قيامت به نزدشان رفته و آنها را از هول و وحشت قيامت رهانيده و از گناهانى كه كرده‏اند خلاصشان بنمايم و سپس حقتعالى آنها را در بهشت جاى مى‏دهد.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى٣٦٧هـ)، كامل الزيارات، ص١٢٦، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى١٤١٧هـ

سند  دوم: شيخ طوسياز جابر از امام باقر از امير مومنان عليهما السلام

أخبرنا الحسين بن إبراهيم القزويني حدثنا أبو عبد الله محمد بن وهبان حدثنا أبو القاسم علي بن حبشي حدثنا أبو الفضل العباس بن محمد بن الحسين حدثنا أبي حدثنا صفوان بن يحيى عن الحسين بن أبي غندر عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام: قال أمير المؤمنين عليه السلام ...

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى٤٦٠هـ)، الأمالي،ص ٦٦٩،تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، ١٤١٤هـ

١٠. تبرك امام صادق عليه السلام به عمامه امام سجاد عليه السلام (روايت داراي سند صحيح است)

امام کاظم عليه السلام فرمودند پدرم را در يک تکه از لباسش، همچنين دو تکه از لباسي که با آن محرم مي شد و عمامه‌اي که براي امام سجاد عليه السلام بوده، کفن نمودم. بديهي است استفاده نمودن عمامه امام سجاد عليه السلام به عنوان کفن به جهت تبرک مي‌باشد. کليني در اين باره دو روايت که يکي از اين دو با سند صحيح و معتبر هم مي‌باشد، نقل مي کند.

سند اول: يونس بن يعقوب از امام کاظم عليه السلام

سعد بن عبد الله عن أبي جعفر محمد بن عمر بن سعيد عن يونس بن يعقوب عن أبي الحسن الأول عليه السلام قال سمعته يقول: أنا كفنت أبي في ثوبين شطويين كان يحرم فيهما وفي قميص من قمصه وفي عمامة كانت لعلي بن الحسين عليهما السلام وفي برد اشتراه بأربعين دينارا.

يونس‏ بن‏ يعقوب‏ گويد: شنيدم موسس بن جعفر عليه السلام مي ‏فرمود: من پدرم را در دو جامه شطوى كه لباس احرامش بود و نيز با يكى از پيراهنهاى خودش و عمامه على بن الحسين عليهما السلام و بردى كه آن را به چهل دينار خريده بود كفن كردم.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي،ج ١، ص ٤٧٦،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

بررسي سند

جلالت قدر سعد بن عبد الله اشعري در همين نوشتار بيان گرديد. محمد بن عمرو بن سعيد هم نجاشي درباره او مي‌گويد:ثقة عين(مورد وثوق و بزرگ است)

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٣٦٩، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

لازم به ذکر است در اين روايت محمد بن عمر بن سعيد،ثبت شده است امااين شخص همان محمد بن عمرو بن سعيد است. در روايت بعدي از مرحوم کافي هم کلمه "عمرو" به جاي "عمر" به کار رفته است.

نجاشي آخرين راوي يعني يونس بن يعقوب را اينگونه مي‌ستايد:

اختص بأبي عبد الله وأبي الحسن عليهما السلام ومات بالمدينة في أيام الرضا عليه السلام وكان حظيا عندهم موثقا.

(از جمله ياران امام صادق وکاظم عليهما السلام بود و در دوران امام رضا عليه السلام از دنيا رفت و نزد آنان (ائمه) انساني قابل اعتماد و مورد وثوق بود).

النجاشي الأسدي الكوفي، ابوالعباس أحمد بن علي بن أحمد بن العباس (متوفاى٤٥٠هـ)، فهرست أسماء مصنفي الشيعة المشتهر ب‍ رجال النجاشي، ص ٤٤٦، تحقيق: السيد موسي الشبيري الزنجاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الخامسة، ١٤١٦هـ.

سند دوم: يونس بن يعقوب از امام کاظم عليه السلام

مرحوم کليني همان متن را با سند ذيل نيز به ثبت رساند:

عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن محمد بن عمرو بن سعيد عن يونس ابن يعقوب عن أبي الحسن الأول عليه السلام ...

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الكافي، ج ٣ ، ص ١٤٩،ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

نتيجه کلي:

گزارش‌هاي مربوط به بهره‌وري و تبرک به آثار اولياء و معصومان عليهم السلام بعد از حيات‌شان، حجم قابل توجهي از ميراث روايي اماميه را به خود اختصاص داده است. اين احاديث علاوه بر آنکه مجموعا در حد متواتر بوده و قطع به صدور آن پيدا مي شود، تعداد قابل توجهي از آنها مطابق قواعد علم رجال اعتبار و اتقان کافي براي پذيرش را هم دارايند.

*موفق باشيد

 گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)