مقالات
(١)
پيوند آسماني
٤ ص
(٢)
امام باقر سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٥ ص
(٣)
امامت امام هادي عليه السلام از نگاه روايات اماميه
٦ ص
(٤)
امام هادي سلام الله عليه در بينش اهل سنت
٧ ص
(٥)
پژوهشي پيرامون سند غديريه امام هادي عليه السلام
٨ ص
(٦)
جستاري پيرامون عزاداري معصومان عليهم السلام براي امام حسين عليه السلام
٩ ص
(٧)
زیارت امام حسین علیه السلام در سیره معصومان علیهم السلام
١٠ ص
(٨)
هدف امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا
١١ ص
(٩)
گزارشهای شهادت امام رضا علیه السلام بر اساس كتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام
١٢ ص
(١٠)
امام حسن عسکري سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٣ ص
(١١)
روايات امامت امام عسکري عليه السلام در منابع اماميه
١٤ ص
(١٢)
جشن ولادت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) از نگاه بزرگان اهل سنت
١٥ ص
(١٣)
ده فضیلت فاطمی سلام الله علیها (قبل خلقت، عالم خلقت، قیامت)
١٦ ص
(١٤)
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي
١٧ ص
(١٥)
امامت امير مؤمنان در کلام اهل بيت عليهم السلام
١٨ ص
(١٦)
نگاهي گذرا به زندگي و فضايل حضرت زينب کبري سلام الله عليها
١٩ ص
(١٧)
بررسي نصوص امامت امام کاظم (عليه السلام) در منابع اماميه
٢٠ ص
(١٨)
ایمان حضرت ابوطالب
٢١ ص
(١٩)
جستاری پيرامون بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) در میراث مکتوب امامیه
٢٢ ص
(٢٠)
نگاهی به زندگانی و فضایل حضرت علی اکبر سلام الله علیه در منابع فریقین
٢٣ ص
(٢١)
نگاهي به برخي از خصائص ام المؤمنين، حضرت خديجه کبري سلام الله عليها
٢٤ ص
(٢٢)
شبکه های مذهبی شیعه و سنی مستعمره نوین
٢٥ ص
(٢٣)
امام کاظم (عليه السلام) در بينش اهل سنت
٢٦ ص
(٢٤)
مشروعيت خلافت از ديدگاه اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
بررسي اسناد زيارت عاشورا (ویرایش جدید)
٢٨ ص
(٢٦)
گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)
٢٩ ص
(٢٧)
چرايي گريه و سوگواري
٣٠ ص
(٢٨)
بررسي جمع بين دو نماز از ديدگاه شيعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
بررسي سندي روايت «عليٌ ولي كل مؤمن بعدي» از منظر اهل سنت
٣٢ ص
(٣٠)
معاويه و ناسزاگويي به امير المؤمنين عليه السلام
٣٣ ص
(٣١)
ديدگاه علماي اهل سنت درباره محمد بن عبدالوهاب و پيروانش + تصاوير
٣٤ ص
(٣٢)
ازدواج امام زمان(عليه السلام)
٣٥ ص
(٣٣)
اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
٣٦ ص
(٣٤)
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٧ ص
(٣٥)
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
٣٨ ص
(٣٦)
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
٣٩ ص
(٣٧)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
٤٠ ص
(٣٨)
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتي انكار ناپذير
٤١ ص
(٣٩)
پاسخ به شبهات فاطميه + پاورپوينت
٤٢ ص
(٤٠)
نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
٤٣ ص
(٤١)
مرده ها مي شنوند و قادر به پاسخگويي هستند
٤٤ ص
(٤٢)
صحابه اي كه مشروعيت خلافت ابوبكر را قبول نداشتند
٤٥ ص
(٤٣)
دانلود مجموعه پاورپوينتهاي گروه پاسخ به شبهات با موضوع غدير وفضائل اميرمؤمنان عليه السلام
٤٦ ص
(٤٤)
دانلود مجموعه پاورپوينت هاي گروه پاسخ به شبهات در دفاع از اهل بيت عليهم السلام
٤٧ ص
(٤٥)
استدلال به «غيرت عرب» براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٤٨ ص
(٤٦)
بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٤٩ ص
(٤٧)
مناظرات الدكتورالحسيني القزويني في قناة المستقلة حول روايات الهجوم الي بيت فاطمه (س)
٥٠ ص
(٤٨)
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
٥١ ص
(٤٩)
چهار گاف بزرگ عبد الله حيدري (شهاب ابراهيمي ) در بررسي سند تنها يك روايت
٥٢ ص
(٥٠)
بررسي تطبيقي شبهات آيه ولايت
٥٣ ص
(٥١)
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
٥٤ ص
(٥٢)
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
٥٥ ص
(٥٣)
بررسي حديث ثقلين در خطبه غدير و نقش آن در اثبات امامت
٥٦ ص
(٥٤)
آرامگاه امير مؤمنان علیه السلام در گذر تاريخ
٥٧ ص
(٥٥)
حضرت مهدي عج در كتب اهل سنت
٥٨ ص
(٥٦)
تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
٥٩ ص
(٥٧)
استغاثه عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت
٦٠ ص
(٥٨)
صحت و تواتر حديث شريف ثقلين در منابع شيعه
٦١ ص
(٥٩)
آشنايي با كتب رجالي
٦٢ ص
(٦٠)
مرتضي رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي ها ساختند و خود او را كشتند
٦٣ ص
(٦١)
ادله نقلي «نصب امام» توسط خداوند (امامت عامه)
٦٤ ص
(٦٢)
مختار بن أبي عبيد، صحابي رسول خدا (ص)، يا مدعي نبوت؟
٦٥ ص
(٦٣)
بداء در تفكر شيعي و خاستگاه آن
٦٦ ص
(٦٤)
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
٦٧ ص
(٦٥)
بررسي آيه « والسابِقون الاولون » و رضايت دائمي خداوند از صحابه
٦٨ ص
(٦٦)
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
٦٩ ص
(٦٧)
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث » و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
٧٠ ص
(٦٨)
افسانه خواستگاري اميرالمؤمنين (ع) از دختر ابوجهل
٧١ ص
(٦٩)
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براي انكار شهادت حضرت زهرا (س)
٧٢ ص
(٧٠)
بررسي آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائمي خداوند از خليفه دوم
٧٣ ص
(٧١)
بررسي آيه «محمد رسول الله » و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (س)
٧٤ ص
(٧٢)
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٥ ص
(٧٣)
بررسي روايت بلاذري و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
٧٦ ص
(٧٤)
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)
٧٧ ص
(٧٥)
بررسي شبهات خطبه 92 نهج البلاغه (والتمسوا غيري)
٧٨ ص
(٧٦)
ابوبكر، همراهي هميشه محزون (نقد ديدگاه هاي اهل سنت در تفسير آيه غار)
٧٩ ص
(٧٧)
هركس كينه ابوطالب (ع) را در دل داشته باشد، كافر است
٨٠ ص
(٧٨)
مشروعيت تقيه از ديدگاه شيعه و سني
٨١ ص
(٧٩)
بررسي روايت «سد الأبواب الا باب علي»
٨٢ ص
(٨٠)
بررسي تطبيقي حديث رّد الشمس
٨٣ ص
(٨١)
درس خارج فقه مقارن سال تحصيلي 1387 ـ 1386
٨٤ ص
(٨٢)
روشنفكري حوزوي با تمجيد از بني اميه!!!
٨٥ ص
(٨٣)
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)
٨٦ ص
(٨٤)
الوهابية فرقة للتفرقة بين المسلمين
٨٧ ص
(٨٥)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (2)
٨٨ ص
(٨٦)
عرفان و تصوّف در انديشه استاد مطهري (1)
٨٩ ص
(٨٧)
پاسخي بر سخنان و ادعاهاي مولوي خيرشاهي
٩٠ ص
(٨٨)
تحليلي از مناظره جناب دكتر قزويني با مولوي مرادزهي
٩١ ص
(٨٩)
فاطمه الزهراء (س) بانوي آب و آينه
٩٢ ص
(٩٠)
ادله خلافت أبي بكر
٩٣ ص
(٩١)
خانه وحي در زير تازيانه هاي هجوم
٩٤ ص
(٩٢)
آشنايي با چهره واقعي ابوهريره
٩٥ ص
(٩٣)
قرضاوي , پسر , شيعه , سني , سر دوراهي هك شدن !
٩٦ ص
(٩٤)
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
٩٧ ص
(٩٥)
خالد بن وليد باعكس هاي بارگاهش (مرقدش) و مقايسه با حرمين عسكريين
٩٨ ص
(٩٦)
نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر
٩٩ ص
(٩٧)
مشروعيت ازدواج موقت در كتاب هاي اهل سنت
١٠٠ ص
(٩٨)
اهانت هاي ابن تيميه به خاندان رسول خدا (ص)
١٠١ ص
(٩٩)
شفاعت و توسل
١٠٢ ص
(١٠٠)
نقش وهابي ها و سعودي ها در ايجاد گروههاي تروريستي و ورود اشغالگران به افغانستان و عراق
١٠٣ ص
(١٠١)
افشاي ماهيت وهابيت
١٠٤ ص
(١٠٢)
حديث سازان رسوا مي شوند!
١٠٥ ص
(١٠٣)
وهابيت تندرو وبازگشت به عصر جاهليت
١٠٦ ص
(١٠٤)
راز دلبران و نقد دل برآن
١٠٧ ص
(١٠٥)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت
١٠٨ ص
(١٠٦)
الإجابة عن شبهات الغدير
١٠٩ ص
(١٠٧)
فتنة الوهابية
١١٠ ص
(١٠٨)
فصل الخطاب من كتاب الله ، وحديث الرسول ، وكلام العلماء في مذهب ابن عبد الوهاب
١١١ ص
(١٠٩)
وهابيت از منظر عقل و شرع (1) وهابيت و تفرقه
١١٢ ص
(١١٠)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (2) ريشه هاي تاريخي وهّابيّت
١١٣ ص
(١١١)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (3) وهابيت و تجسيم
١١٤ ص
(١١٢)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
١١٥ ص
(١١٣)
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (5) وهابيت و تحقير مقام انبياء و اولياء
١١٦ ص
(١١٤)
الصحابة وقتل عثمان
١١٧ ص
(١١٥)
امام علي عليه السلام و قبول حكومت
١١٨ ص
(١١٦)
نگاهي گذرا به كتاب لله ثم للتاريخ و ترجمه آن اهل بيت از خود دفاع مي كند
١١٩ ص
(١١٧)
شيعه مناديان همبستگي واتحاد
١٢٠ ص
(١١٨)
پاسخي به تهاجم در پوشش دفاع از اهل بيت عليهم السلام
١٢١ ص
(١١٩)
حديث الثقلين
١٢٢ ص
(١٢٠)
سخني با آقاي واعظ زاده خراساني
١٢٣ ص
(١٢١)
الجمع بين الصلاتين و مصادره من الكتاب و السنة
١٢٤ ص
(١٢٢)
پاسخ به برخي شبهات مذهبي
١٢٥ ص
(١٢٣)
ملاحظات عابره علي تفسير الاثري الجامع
١٢٦ ص
(١٢٤)
تشيّع و مسئله سبّ و لعن صحابه
١٢٧ ص
(١٢٥)
خطبه غدير
١٢٨ ص
(١٢٦)
نقدي بر سريال مسافر ري
١٢٩ ص
(١٢٧)
دراسات في حديث الثقلين و المناقشه في حديث كتاب اللّه وسنتّي
١٣٠ ص
(١٢٨)
الإفتراء علي الشيعة في ( تحريف القرآن ) والجواب عنه
١٣١ ص
(١٢٩)
تصحیح و تحريف روایت تهدید به آتش زدن خانه فاطمه (س) توسط بزرگان اهل سنت و وهابيت
١٣٢ ص
(١٣٠)
بررسی تطبیقی سوزاندن خلبان اردنی با شریعت اسلامی
١٣٣ ص
(١٣١)
جريان شناسي حوادث اخير در قطيف عربستان سعودي
١٣٤ ص
(١٣٢)
احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
١٣٥ ص
(١٣٣)
اثبات علم غيب امامان معصوم عليهم السلام از قرآن كريم
١٣٦ ص
(١٣٤)
حدیث غدیر و امامت علی (ع) + پاورپوینت - آپدیت سال 96
١٣٧ ص
(١٣٥)
در خروج امام حسین (علیه السلام) مصلحت دینی و دنیایی نبود + پاورپوینت
١٣٨ ص
(١٣٦)
بيان جامع امام رضا عليه السلام در گرامي داشت ايام محرم، عزاداري، ثواب گريه بر امام حسين عليه السلام
١٣٩ ص
(١٣٧)
درسنامه غدیر
١٤٠ ص
(١٣٨)
عزاداري اهل سنت براي امام حسين (علیه السلام) + پاورپوینت
١٤١ ص
(١٣٩)
بررسی مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات و سیره صحابه
١٤٢ ص
(١٤٠)
مواعظ اخلاقی استاد دکتر حسینی قزوینی در سال تحصیلی 94- 93
١٤٣ ص
(١٤١)
بررسی سندی و دلالی روایت «الحق بعدی مع عمر»!
١٤٤ ص
(١٤٢)
بررسی مسئله «بدعت»، در شریعت اسلام
١٤٥ ص
(١٤٣)
عدم وجود نصي از پیامبر، بر خلافت جناب «ابوبكر»!
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسی تعداد صحابی دارای روایت، در منابع اهل سنت
١٤٧ ص
(١٤٥)
«شفاعت» هدف عاشوراست یا نتیجه آن/ پاسخ به شبههای درباره «نور واحد بودن ائمه»
١٤٨ ص
(١٤٦)
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
١٤٩ ص
(١٤٧)
پژوهشی پیرامون روایت سقط حضرت محسن علیه السلام از منظر اهل سنت + پاورپوینت
١٥٠ ص
(١٤٨)
انديشه سياسي كوفيان كه منجر به شهادت امام حسين (علیه السلام) شد + پاورپوینت
١٥١ ص
(١٤٩)
شرایط و آداب مناظره + پاورپوینت
١٥٢ ص
(١٥٠)
تبرک به معصومان عليهم السلام در حال حيات، در ميراث حديثي اماميه
١٥٣ ص
(١٥١)
تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعت
١٥٤ ص
(١٥٢)
تبرک به معصومان عليهم السلام بعد از حيات در ميراث حديثي اماميه
١٥٥ ص
(١٥٣)
اعتراف ابوبکر بر ارث گذاشتن پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم + اسکن
١٥٦ ص
(١٥٤)
تبرک به اشياء مقدس در ميراث حديثي اماميه
١٥٧ ص
(١٥٥)
ابن تيميه و انکار فضيلت حضرت زهرا سلام الله عليها
١٥٨ ص
(١٥٦)
نگاهي به موضوع تبرک در نگاه عالمان امامي
١٥٩ ص
(١٥٧)
معجزات و کرامات امام جواد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٠ ص
(١٥٨)
بررسي گزارشهاي ولادت اميرمومنان عليه السلام
١٦١ ص
(١٥٩)
امام سجاد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٦٢ ص
(١٦٠)
معجزات امام سجاد عليه السلام در منابع شيعه و اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دلالت آیه سی ام سوره مبارکه بقره بر وجود حجت و خلیفه خداوند در روی کره زمین تا روز قیامت
١٦٤ ص
(١٦٢)
کلام مقارن (سال تحصیلی 95-94)
١٦٥ ص
(١٦٣)
مروری بر زندگانی ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
١٦٦ ص
(١٦٤)
سیری در زندگانی عایشه
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسي دروغ ابن تيميه پيرامون افطار شيعيان
١٦٨ ص
(١٦٦)
امام صادق سلام الله عليه در بينش اهل سنت و وهابيت
١٦٩ ص
(١٦٧)
بررسی اجمالی جایگاه حضرت معصومه (سلام الله عليها)
١٧٠ ص
(١٦٨)
امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧١ ص
(١٦٩)
خبرهاي غيبي امام رضا عليه السلام
١٧٢ ص
(١٧٠)
امامت امام جواد عليه السلام از نگاه روايات اماميه
١٧٣ ص
(١٧١)
امام جواد سلام الله عليه در بينش اهل سنت
١٧٤ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص

مقالات - مقالات - الصفحة ١٧١ - امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت

امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت

کد مطلب: ٩٨٠٨ تاریخ انتشار: ١٣ مرداد ١٣٩٦ - ١٧:٤٩ تعداد بازدید: ١٨١٢ مقالات » عمومي امام رضا سلام الله عليه در بينش اهل سنت

هشتمين شعاع از انوار مقدس الهي و آفتاب عالم تاب امامت و ولايت در يازدهم ذي العقدة سال يک صد و چهل و هشت هجري قمري در مدينه منوره در خانه ي نوراني هفتمين حجت و خليفه خدا، حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما از مادري پاک و بزرگواري به نام نجمه خاتون سلام الله عليها قدم به هستي گذاشت و جهان را به قدوم خود منور ساخت.شرافت و برتري والدين آن حضرت بر هيچ کسي پوشيده نبوده و نيست. نامش را علي گذاشتند اما در اين گيتي پهناور به رضا ملقب گرديد. سال ١٨٣ زماني که هارون الرشيد، شهادت امام کاظم سلام الله عليه را رقم زد، يادگار آن حضرت در سن سي و پنج سالگي بر مسند امامت قرار گرفت و سکان هدايت عالم به ايشان سپرده شد. در سال دويست هجري، زماني که مامون عباسي با اجبار حضرت را به خراسان فراخواند، هفده سال از مدت امامت ايشان گذشته بود. سر انجام حيله هاي مامون عباسي کار خود را کرد و در پايان ماه صفر سال دويست و سه هجري، عالميان در غم از دست دادن هشتمين خورشيد هدايت فرو رفتند.

متني که در پيش روي شماست، اشاره به نظرات تني از علماي اهل سنت پيرامون شخصيت والاي آن حضرت مي باشد.

ابي نواس (قرن سوم)

ابن خلکان بعد از ذکر نام مبارک حضرت امام رضا سلام الله عليه، به قضيه شعر ابي نواس درباره آن حضرت علیه السلام چنين اشاره مي کند:

قيل لي أنت أحسن الناس طرا

في فنون من الكلام النبيه

لك من جيد القريض مديح

يثمر الدر في يدي مجتنيه

فعلام تركت مدح ابن موسى

والخصال التي تجمعن فيه

قلت لا أستطيع مدح إمام

كان جبريل خادما لأبيه

وكان سبب قوله هذه الأبيات أن بعض أصحابه قال له ما رأيت أوقح منك ما تركت خمرا ولا طردا ولا معنى إلا قلت فيه شيئا وهذا علي بن موسى الرضا في عصرك لم تقل فيه شيئا فقال والله ما تركت ذلك إلا إعظاما له وليس قدر مثلي أن يقول في مثله ثم أنشد بعد ساعة هذه الأبيات:

مطهرون نقيات جيوبهم

تجري الصلاة عليهم أينما ذكروا

من لم يكن علويا حين تنسبه

فما له في قديم الدهر مفتخر

الله لما برا خلقا فأتقنه

صفاكم واصطفاكم أيها البشر

فأنتم الملأ الأعلى وعندكم

علم الكتاب وما جاءت به السور

به من گفته شد تو در رشته سخن از همه مردم برتری. تو ثناگویان بسیاری داری. کسی که پای سخن تو بنشیند، گویا درّ و جواهر می چیند. با این اوصاف چرا با آن همه کمالات و خصلت های نیکوی فرزند موسی بن جعفر، مدح او را ترک کرده ای؟ در جواب گفتم: من هرگز توان مدح شخصیتی را که جبرئیل خادم پدرش بود، ندارم.

علت اين سروده ابي نواس اين بود كه روزی يكي از اصحاب ابونواس به وی گفت: فردی وقیح تر از تو را ندیده ام. تو درباره هر چیزی حتی شراب شعر سروده‌ای؛ در حالی که در زمان تو علی بن موسی الرضا هست و تو درباره او هیچ شعري نسروده‌ای؟!

ابونواس در پاسخ گفت: به خدا قسم، شعر نگفتن من به علت بزرگواری ایشان است؛ چرا که من در آن حدّ نیستم که درباره چنین شخصیتی شعر بسرایم.پس از لحظاتي اين ابيات را سرود:

اینان پاک سرشتان و پاکدامنانی هستند که هر کجا نامشان برده شود، بر آنان درود و صلوات نثار می شود. هر کس که نسبش به آل علی نرسد، هیچ چیزی برای فخر و افتخار نخواهد داشت. هنگامی که خداوند عزوجل مخلوقات را آفرید، خاندان شما را از میان این مخلوقات برگزید. شمایید افراد والا مقام و نمونه که علم کتاب و تفسیر قرآن نزد شماست.

إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاى٦٨١هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج ٣ ص ٢٦٨ و ٢٦٩ ، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

الأتابكي، جمال الدين أبي المحاسن يوسف بن تغري بردى (متوفاى٨٧٤هـ)، النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، ج ٢ ص ١٧٥ ، ناشر: وزارة الثقافة والإرشاد القومي – مصر.

خزرجي (متوفاي٣٢٩هـ )

خزرجي انصاري يمني پيرامون حضرت رضا علیه السلام چنين مي نگارد:

( ق ) علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب الهاشمي أبو الحسن الرضا ... وكان سيد بني هاشم وكان المأمون يعظمه ويجله.

علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب هاشمي ، ابوالحسن رضا ... ايشان بزرگ بني هاشم بود و مأمون عباسي همواره ايشان را بزرگ مي‌داشت و تجليل مي‌كرد.

الخزرجي الأنصاري اليمني، الحافظ الفقيه صفي الدين أحمد بن عبد الله(متوفاي٣٢٩هـ )، خلاصة تذهيب تهذيب الكمال في أسماء الرجال، ج ١ ص ٢٧٨ ، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة دار النشر: مكتب المطبوعات الإسلامية/دار البشائر، حلب / بيروت،‌ الطبعة: الخامسة ١٤١٦ هـ.

مسعودي (متوفاى٣٤٦هـ)

مسعودي شافعي نيز پيرامون جلالت آن حضرت از قول مامون عباسي چنين مي‌نويسد:

ووصل إلى المأمونُ أبو الحسن علي بن موسى الرضا، وهو بمدينة مَرْوَ، فأنزله المأمون أحسنَ إنزال، وأمر المأمون بجميع خواص الأولياء، وأخبرهم أنه نظر في ولد العباس، وولد علي رضي الله عنهم، فلم يجد في وقته أحداً أفْضَلَ ولا أحَقَّ بالأمر منعلي بن موسى الرضا،فبايَعَ له بولاية العهد، وضرب اسمه على الدنانير والدراهم.

و علي بن موسي الرضا عليه السلام به مأمون رسيد درحاليكه مأمون در شهر مرو بود. پس مأمون ايشان را در آنجا به بهترين نحو جاي داد و به همه دوستان و خواص نزديكان فرمان داد و آنان را آگاه كرد كه او همه بني عباس و اولاد علي بن ابيطالب علیه السلام را مورد ملاحظه و بررسي قرار داده و در اين زمان احدي را براي مسئله امامت ، برتر و شايسته تر از علي بن موسي الرضا علیه السلام نيافته است. بدين خاطر با ايشان به عنوان ولايتعهد خود بيعت كرد و به نام علي بن موسي الرضا علیه السلام سكه دينار و درهم زد.

المسعودي، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي (متوفاى٣٤٦هـ) مروج الذهب، ج ٢ ص ٤٨ ، طبق برنامه الجامع الكبير.

شبيه همين متن در منبع ذیل نیز نقل شده است:

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ٩ ص ٣٩٢ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ..

ابن حبان(متوفاى٣٥٤ هـ)

محمد بن حبان در خصوص امام در کتاب الثقات خود چنين مي نويسد:

على بن موسى الرضا وهو على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب أبو الحسن من سادات أهل البيت و عقلائهم وجلة الهاشميين ونبلائهم يجب أن يعتبر حديثه.

علي بن موسي الرضا كه فرزند موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب است. كنيه ايشان ابوالحسن و از بزرگان و عقلاي اهل بيت پيامبر صلی الله علیه و آله و بني هاشم و از افراد شريف و نجيب آنان است كه معتبر دانستن حديث ايشان واجب است.

التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج ٨ ص ٤٥٦ ، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ – ١٩٧٥م.

وي پيرامون زيارت قبر امام رضا سلام الله عليه نیز چنين مي‌گوید:

وقبره بسناباذ خارج النوقان مشهور يزار بجنب قبر الرشيد قد زرته مرارا كثيرة وما حلت بي شدة في وقت مقامى بطوس فزرت قبر على بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعليه و دعوت الله إزالتها عنى إلا أستجيب لي وزالت عنى تلك الشدة وهذا شيء جربته مرارا فوجدته كذلك.

و قبر علي بن موسي الرضا علیه السلام در سناباد بيرون منطقه نوقان مشهور و زيارتگاه است. من بارها مرقدش را زيارت كرده‌ام و در هنگامي كه در طوس بودم هرگاه مسئله مشكل و سختي برايم پيش مي‌آمد، به زيارت مرقد علي بن موسي الرضا–كه صلوات خدا بر جدش و بر او باد- مي‌رفتم و رفع آن مشكل را از خدا درخواست مي‌كردم، قطعا و صد در صد دعايم مستجاب مي‌شد و آن مشكل از من رفع مي‌شد و اين مسئله را بارها تجربه كردم و مشكلم رفع شد.

التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى٣٥٤ هـ)، الثقات، ج ٨ ص ٤٥٧ ، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، ١٣٩٥هـ – ١٩٧٥م.

حاكم نيشابوري (متوفاي ٤٠٥ ه-)

حاكم نيشابوري در فضيلت امام رضا عليه السلام و زيارت ايشان مي‌گويد:

ابو الحسن الامام الشهيد ... استشهد بسناباد من طوس ... و قال الرضا رضى اللّه عنه: «من زارنى على بعد دارى اتيته يوم القيمة [فى ] ثلث مواطن اخلّصه من اهوالها، اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا و عند الصراط و عند الميزان.»

علي بن موسي الرضا ابو الحسن امام شهيد است ... كه در سناباد طوس به شهادت رسيد ... و امام رضا كه خدا از او راضي بود، فرمود: هر كس مرا در دوري از وطنم (در مشهد طوس) زيارت كند، روز قيامت در سه موقعيت نزد او خواهم رفت و از خطرات آنجا او را نجات خواهم داد. هنگامي كه نامه هاي اعمال برخي به دست راست و برخي ديگر به دست چپشان داده مي‌شود، هنگام عبور از پل صراط و هنگام حسابرسي و ميزان اعمال.

حاكم نيشابوري، ابو عبدالله (متوفاي ٤٠٥ ه-)، تاريخ نيشابور، نشر آكه، تهران، اول، ١٣٧٥ش

سمعاني (متوفاي٥٦٢هـ)

وي نيز پيرامون حضرت رضا سلام الله عليه چنين مي نويسد:

والرضا كان من أهل العلم والفضل مع شرف النسب.

علي بن موسي الرضا علیه السلام از اهل علم و فضيلت و شريف النسب است.

السمعاني، أبي سعيد عبد الكريم بن محمد ابن منصور التميمي (متوفاي٥٦٢هـ)، الأنساب، ج ٣ ص ٧٤ ، تحقيق: عبد الله عمر البارودي، دار النشر: دار الفكر - بيروت ، الطبعة : الأولى ١٩٩٨م .

ابن جوزي (متوفاي ٥٩٧ ه)

ابن جوزي نيز درباره مقام علمي آن حضرت مي نويسد:

وكان يفتي في مسجد رسول الله صلي الله عليه وآله وهو بن نيف وعشرين سنة.

و علي بن موسي الرضا علیه السلام در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله فتوا مي‌داد درحاليكه عمر او بيست و اندي سال بود.

ابن جوزي، عبد الرحمن بن علي بن محمد، (متوفاي ٥٩٧ ه-) المنتظم في تاريخ الملوك و الأمم ، ج ١٠ ،ص ١١٩، ١٢٠ ، دار النشر : دار صادر - بيروت - ١٣٥٨ ، الطبعة : الأولى

فخر رازي (متوفاى٦٠٤هـ)

فخر الدين رازي، از علماي شافعي مذهب پس از بيان مباحث مختلف پيرامون شان نزول سوره ي کوثر، يکي از مصاديق کوثر را فرزندان حضرت صديقه شهيده سلام الله عليها بر مي شمارد:

والقول الثالث : الكوثر أولاده قالوا : لأن هذه السورة إنما نزلت رداً على من عابه عليه السلام بعدم الأولاد ، فالمعنى أنه يعطيه نسلاً يبقون على مر الزمان ، فانظر كم قتل من أهل البيت ، ثم العالم ممتلىء منهم ، ولم يبق من بني أمية في الدنيا أحد يعبأ به ، ثم أنظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر والصادق والكاظم والرضا عليهم السلام والنفس الزكية وأمثالهم.

و قول سوم (در تفسير كوثر اين است كه): كوثر فرزندان پيامبر صلی الله علیه و آله است.گفتند: بخاطر اينكه اين سوره در ردّ كسي نازل شد كه از پيغمبر بخاطر نداشتن فرزند عيبجويي مي‌كرد. پس معنا اين است كه خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله نسلي عطا فرموده كه در طول زمان باقي مانده است. نگاه كن كه چقدر از اهل بيت پيامبر علیهم السلام كشته شدند! درحاليكه اكنون عالم آكنده از ايشان است! و از بني اميه احدي باقي نمانده است كه قابل توجه باشد. سپس نگاه كن كه چقدر در بين ايشان از بزرگان و علما وجود دارند مانند (ائمه اطهار) باقر ، صادق ، كاظم و رضا علیهم السلام و نفس زكيه و مانند ايشان.

الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاى٦٠٤هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج ٣٢ ص ١١٧ ، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ١٤٢١هـ - ٢٠٠٠م.

ابن اثير(المتوفى : ٦٠٦هـ)

ابن اثير جزري شافعي در جامع الاصول در خصوص کثرت فضائل حضرت چنين مي‌نويسد:

علي بن موسى الرِّضا هو أبو الحسن ، علي بن موسى بن جَعْفَر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب الهاشمي، المعروف بالرِّضا ... وإِليه انتهت إِمامة الشِّيعة في زمانه. وفضائله أكثر من أن تُحْصى ، رحمة الله عليه ورضوانه.

علي بن موسي الرضا؛ ايشان ابوالحسن ، علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب و هاشمي است. معروف به رضاست ... و امامت شيعه در زمان ايشان به ايشان منتهي مي‌شد و فضائلش بيشتر از آن است كه گردآوري شود. رحمت و رضوان خدا بر او باد.

ابن أثير الجزري، المبارك بن محمد ابن الأثير(المتوفى : ٦٠٦هـ)، معجم جامع الأصول في أحاديث الرسول، ج ١٢ ص ٧١٥ ،تحقيق: بشير عيون، ط دار الفكر.

ذهبي (متوفاى٧٤٨ هـ)

شمس الدين ذهبي از ديگر علماي اهل سنت نيز مي نويسد:

علي الرضى الإمام السيد أبو الحسن علي الرضى بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي بن الحسين الهاشمي العلوي المدني... وكان من العلم والدين والسودد بمكان ... وقد كان علي الرضى كبير الشأن أهلا للخلافة.

علي الرضا امام و آقا هست. ابوالحسن علي الرضا فرزند موسي الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي بن الحسين هاشمي علوي مدني ... از نظر علم و دين و شرافت و آقايي داراي مقام والايي بود ... و علي بن موسي الرضا بلند مرتبه و شايسته خلافت و رهبري بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ٩ ص ٣٨٧ و ٣٩٢ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ..

وي همچنين در ذيل نام تک تک ائمه سلام الله عليهم اجمعين پيرامون امام رضا سلام الله عليه چنين مي نويسد:

وابنه علي بن موسى الرضا كبير الشان له علم و بيان و وقع في النفوس صيره المامون ولي عهدهلجلالته.

و فرزند او (موسي بن جعفر) علي بن موسي الرضا بلند مرتبه است. ايشان داراي علم و بيان و نفوذ در دلها بود. مأمون امام رضا علیه السلام را بخاطر جلالت ايشان ولي عهد خود قرار داد.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى٧٤٨ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ١٣ ص ١٢١ ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ١٤١٣هـ..

صفدي (متوفاى٧٦٤هـ)

صفدي شافعي از علماي اهل سنت درباره شخصیت امام رضا علیه السلام چنين مي‌نويسد:

علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبو طالبأبو الحسن الرضا... وهو أحد الأئمة الاثني عشر كان سيد بني هاشم في زمانه.

علي بن موسى بن جعفر بنمحمد بنعلي بن حسين بن علي بن أبي طالب ابي الحسن [ملقب به] رضا ... او يکي از ائمه دوازده گانه شيعهو در زمان خود، بزرگ بني هاشم بود.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى٧٦٤هـ)، الوافي بالوفيات، ج ٢٢ ص ١٥٤ ،تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ١٤٢٠هـ- ٢٠٠٠م.

يافعي (المتوفى: ٧٦٨هـ)

يافعي شافعي درذیل حوادث سال ٢٠٣ هجري درباره حضرت چنين مي نويسد:

وفيها توفي الامام الجليل المعظم سلالة السادة الاكارم أبو الحسن على بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زين العابدين على بن الحسين ابن على بن ابى طالب أحد الائمة الاثنى عشر اولى المناقب الذين انتسبت الاماميةاليهم.

و در سال ٢٠٣ هجري امام جليل بزرگوار، سلاله سادات كريم ابوالحسن علي بن موسي فرزند جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب رحلت كرد. ايشان يكي از امامان دوازده گانه داراي مناقب است كه اماميه به ايشان منتسب است.

اليافعي، أبو محمد عفيف الدين عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان (المتوفى: ٧٦٨هـ)، مرآة الجنان و عبرة اليقظان في معرفة ما يعتبر من حوادث الزمان، ج ٢، ص ١٠، حاشيه: خليل المنصور، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٧ هـ - ١٩٩٧ م

ابو المحاسن بردي ظاهري(متوفاى٨٧٤هـ)

يوسف بن تغري بردي بن عبد الله ظاهري حنفينيز در حوادث سال ٢٠٣ هجري چنين مي‌نويسد:

وفيها توفي علي الرّضى ابن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زين العابدين بن الحسين بن علي بن أبى طالب، الإمام أبو الحسن الهاشمىّ العلوىّ الحسينىّ، كان إماماعالما ... وكان علي هذا سيد بني هاشم في زمانه وأجلّهم، وكان المأمون يعظمه ويبجله ويخضع له و يتغالى فيه.

در سال ٢٠٣ هجري علي بن موسي الرضا فرزند موسي الكاظم بن جعفر بن محمد الباقر بن علي زين العابدين بن الحسين بن علي بن ابي‌طالب امام ابوالحسن هاشمي علوي حسيني از دنيا رحلت فرمود. ايشان امام و عالم بود و آقاي بني هاشم و بزرگ آنان در زمان خود بود. مأمون همواره ايشان را تعظيم و تكريم مي‌كرد و در برابرش خاضع بود و درباره او مبالغه مي‌كرد.

الأتابكي، جمال الدين أبي المحاسن يوسف بن تغري بردى (متوفاى٨٧٤هـ)، النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، ج ٢ ص ١٧٤ و ١٧٥ ، ناشر: وزارة الثقافة والإرشاد القومي – مصر.

سمهودي(متوفاي ٩١١ ه)

سمهودي از علماي شافعي درباره حضرت رضا علیه السلاممي نويسد:

فكان أوحد زمانه جليل القدر.

علي بن موسي الرضا (در علم و تقوي) يگانه زمان خودش و جليل القدر بود.

السمهودي، علي بن عبد الله بن أحمد الحسني الشافعي (متوفاي ٩١١ ه-)، جواهر العقدين، ص ٤٤٦، بيروت، دار الكتب العلمية.

قرماني(المتوفى: ١٠١٩هـ)

قرماني نيز در فصل مختص به امام رضا سلام الله عليه مي نويسد:

وکانت مناقبه عليه وصفاته سنية ... وکراماته کثيرة ومناقبه شهيرة ... و کان رضي الله عنه قليل النوم، کثير الصوم، وکان جلوسه في الصيف علي حصير وفي الشتاء علي جلدة شاة.

و مناقب علي بن موسي الرضا علیه السلام والا و صفاتش بلند مرتبه ... و كراماتش فراوان و مناقبش مشهور بود ... و ايشان كه خدا از او راضي باد خوابش كم بود و زياد روزه مي‌گرفت و در تابستان بر روي حصير و در زمستان بر روي پوست گوسفند مي‌نشست.

القرماني، أحمد بن يوسف، (المتوفى: ١٠١٩هـ)، أخبار الدول و آثار الأول في التاريخ،ج ١ ص ٣٤١-٣٤٤ ،المحقق، الدکتور فهمي سعد، الدکتور أحمد حطيط، عالم الکتاب.

شبراوي (متوفاي ١١٧١ ه-)

شبراوي شافعي پيرامون کثرت فضائل و مناقب آن حضرت مي نويسد:

کان رضي الله عنه کريما جليلا مهابا موقرا ... وکانت مناقبه علّيه و صفاته سنيه ونفسه الشريفة هاشمية وأرومته الکريمة نبوية کراماته أکثر من ان تحصر و أشهر من ان تذکر.

علي بن موسي الرضا علیه السلام كريم، جليل، با هيبت و با وقار بود ... و مناقبش عالي و صفاتش حسنه و نفسش شريف و هاشمي بود. مرام و روش زندگيش بر اساس روش كريمه نبوي بود. كراماتش بيشتر از آن است كه به شمارش آيد و مشهورتر از آن است كه ذكر شود.

الشبراوي الشافعي، عبد الله بن محمد بن عامر (متوفاي ١١٧١ ه-)، الإتحاف بحب الأشراف، ٥٨ ، دار النشر: مصطفي البابي الحلبي وأخويه – مصر، بي تا.

نبهاني (متوفاي ١٣٥٠ هـ)

وي در کتاب خود حضرت را از بزرگان ائمه دانسته و گوید:

علي الرضا بن موسي الکاظم بن جعفر الصادق أحد أکابر الأئمة ومصابيح الأمة، من أهل بيت النبوة و معادن العلم و العرفان و الکرم و الفتوة. کان عظيم القدر، مشهور الذکر.

علي الرضا،‌ فرزند موسي الكاظم بن جعفر الصادق يكي از بزرگان ائمه و چراغهاي روشن امت از اهل بيت نبوت و معادن علم و عرفان و كرامت و جوانمردي است. بزرگوار و مشهور است.

النبهاني، يوسف بن اسماعيل، (متوفاي ١٣٥٠ ه-)، جامع کرامات الأولياء، ج ٢ ص، ٣١١ ، مرکز أهل السنة برکات رضا فور بندر غجرات، هند، الطبعة الأولي، ٢٠٠١ م.

زرکلي (متوفاي١٤١٠هـ)

خير الدين زرکلي درباره مقام آن حضرت چنين مي نويسد:

عليّ الرِّضى علي بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق، أبو الحسن، الملقب بالرضى: ثامن الأئمة الاثني عشر عند الإمامية، ومن أجلاء السادة أهل البيت وفضلائهم.

علي الرضا ، علي بن موسي الكاظم فرزند جعفر الصادق، ابو الحسن، ملقّب به رضا ، هشتمين امام از امامان دوازده‌گانه اماميه و از سادات جليل القدر و فضلاي اهل بيت علیهم السلام است.

الزركلي، خير الدين (متوفاي١٤١٠هـ)،‌ الأعلام، ج ٥ ص ٢٦ ، ناشر: دار العلم للملايين - بيروت – لبنان، چاپ: الخامسة، سال چاپ : أيار - مايو ١٩٨٠.

داستان حديث سلسلة الذهب

ابن حجر هيثمي در کتاب الصواعق المحرقه پيرامون حديث شريف «سلسلة الذهب» چنين مي نويسد:

ولما دخل نيسابور كما في تاريخها وشق سوقها وعليه مظلة لا يرى من ورائها تعرض له الحافظان أو زرعة الرازي ومحمد بن أسلم الطوسي ومعهما من طلبة العلم والحديث ما لا يحصى فتضرعا إليه أن يريهم وجهه ويروي لهم حديثا عن آبائه فاستوقف البغلة وأمر غلمانه بكف المظلة وأقر عيون تلك الخلائق برؤية طلعته المباركة فكانت له ذؤابتان مدليتان على عاتقه والناس بينصارخ وباك ومتمرغ في التراب ومقبل لحافر بغلته فصاحت العلماء معاشر الناس أنصتوا فأنصتوا واستملى منه الحافظان المذكوران فقال حدثني أبي موسى الكاظم عن أبيه جعفر الصادق عن أبيه محمد الباقر عن أبيه زين العابدين عن أبيه الحسين عن أبيه علي بن أبي طالب رضي الله عنهم قال حدثني حبيبي وقرة عيني رسول الله صلي الله عليه وسلم قال ( حدثني جبريل قال سمعت رب العزة يقول لا إله إلا الله حصني فمن قالها دخل حصني ومن دخل حصني أمن من عذابي )ثم أرخى الستر وسار فعد أهل المحابر والدوى الذين كانوا يكتبون فأنافوا على عشرين ألفاوفي رواية أن الحديث المروي ( الإيمان معرفة بالقلب وإقرار باللسان وعمل بالأركان ) ولعلهما واقعتان قالأحمد لو قرأت هذا الإسناد على مجنون لبرىء من جنته.

هنگامی که امام رضا وارد نیشابور شد مرکب امام ایستاد و امام داخل کجاوه نشسته بود و احدی صورت وی را نمی‌دید دو پیشوای اهل حدیث نیشابور به نامهای ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی و سایر طلاب علوم حدیث (که قابل شمارش نبودند) به پیشواز امام آمدهابوزرعه و محمد بن اسلم با التماس و گریه از امام خواستند تا صورت خود را بنمایاند و برای آنها حدیث از پدرانش نقل کند. در این هنگام شتر ایستاد و امام به غلامان خویش دستور داد پرده را برداشته تا چشمان مردم به جمال نورانی ايشان منور شود. مردم نیز در حالتی بودند که فریاد می زدند و بعضی روی زمین در حالت سینه خیز بوده و برخی دیگر خاک مرکب امام را می بوسیدند. علمای شهر فریاد زدند ای مردم ساکت باشید و ابو زرعه و محمد بن اسلم از امام تقاضای حدیث کرده که امام چنین فرمود : پدرم موسی بن جعفر از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش زين العابدين از پدرش حسين از پدرش علی بن ابیطالب نقل كرد که فرمود حبیبم و نور چشمم رسول الله فرمود جبرئیل برایم روایت کرد که خداوند عزوجل به من چنین گفت : «لا اله الا الله دژ من است هر کس این کلمه را بگوید داخل در دژ من خواهد شد و هر کس در دژ من داخل شود از عذابم در امان خواهد بود » امام پس از نقل این حدیث پرده را کشید و حرکت کرد . تمامی اهل قلم که این مطلب را ثبت می کردند قریب به بیست هزار بودند. 

در روايت ديگر آمده است كه حديث روايت شده (توسط امام رضا علیه السلام ) اين بود: ايمان شناخت قلبي، اقرار زباني و عمل با اعضاء و جوارح است.

البته شايد هر دو روايت از امام رضا در دو واقعه جدا از هم نقل شده باشد. احمد گفت: اگر اين اسناد بر ديوانه قرائت شود قطعا از ديوانگيش نجات پيدا مي‌كرد.

الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى٩٧٣هـ)، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢ ص ٥٩٤ و ٥٩٥ ، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٧هـ - ١٩٩٧م.

نتيجه:

شخصيت روحاني حضرت رضا صلوات الله و سلامه عليه چنان در مقام رفيعي قرار دارد که اگر كتابها در فضايل ايشان نگاشته شود نمي توان حتي قطره اي از آن امواج بي‌كران را به تصوير كشيد چه رسد به چند خط و صفحه از اعترافات شخصيت‌هاي علمي اهل سنت؛ اما از باب تمثل به شعر:

           آب دريا را اگر نتوان کشيد         هم به قدر تشنگي بايد چشيد

مواردي اندك در حد بضاعت خود تقديم نموديم.

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف